دولت نهم اگر چه برآمده از دل جرياني بود که هميشه بزرگ ترين دغدغه اش را حفظ حريم دين و روحانيت مي دانست اما طي چهار سال گذشته هيچ گاه نتوانست رابطه اي صميمانه با علما برقرار کند.اين عدم توانايي در ايجاد ارتباط طي حوادث انتخاباتي و پيامدهاي ناگوار بعد از آن باعث دوري و دلخوري بيش از پيش علما و روحانيون شد چنان که آيت الله خزعلي در دوم مرداد ماه سال جاري در نماز جمعه مشهد در رابطه با انتخاب رحيم مشايي به عنوان معاون اول رئيس جمهور از سوي محمود احمدي نژاد زبان به انتقاد گشوده و گفت تلفن کردم که به احمدي نژاد بگويم انتصاب مشايي غلط است اما همکارانش گفتند در جلسه است پس از پايان جلسه مي گوييم با شما تماس بگيرد و من تا آخر شب منتظر ماندم اما تماس نگرفت. و آيت الله مکارم شيرازي در بيست و سوم مهر سال جاري گفتند که با برخي موارد به وجود آمده در دولت چه طور بايد همچنان اين ارتباط را حفظ کنيم ؟
اما به نظر مي رسد کناره گيري آيت الله جوادي آملي از خطبه هاي نماز جمعه قم هر چند جنبه سياسي ندارد اما بيانگر نوعي نگراني عميق است چرا که آيت الله پيش از اين ها با انتقاد در نماز جمعه پانزدهم خرداد طعم تلخ برخي مخالفت ها را چشيده بود. اين استاد فلسفه و عرفان که روزگاري سعادت شاگردي و همراهي امام راحل (ره) را داشته و طعم مبارزه و زندان رژيم ستم شاهي را چشيده، بزرگ مردي که خود را هنوز مرهون آن سروش غيبي مي داند که آيت الله فرسي و اولين استاد آيت الله در آغازين روز درس در معناي جمله: اول العلم معرفه الجبار در گوشش خوانده مي داند در جمعه گذشته ضمن عذر خواهي از مردم با بيان اين که مودت، محبت، دوستي، قرآن و عترت عناصر محوري دين هستند که اگر از جامعه رخ بربندند نگهداري جامعه آسان نخواهد بود نشان دادند که دغدغه هاي علما نسبت به سرنوشت کشور بسيار جدي است و اين نگراني صرفا محدود به علماي اصلاح طلبي نظير آيت الله صانعي و آيت الله بيات زنجاني و ديگران نمي شود.
فراموش نکنيم که آيت الله جوادي آملي به خاطر انتقاد از برخوردهاي غير اخلاقي در جريان مناظرات کانديداها و بيان اين نکته که در مشروطه هم اول به علما حمله کردند مورد خشم برخي افراطيون قرار گرفته بود و دريغا دريغ که در آن روز بسياري ترجيح دادند که سکوت پيشه کنند و تنها زماني لب به سخن گشودند که دلسوزان انقلاب و کشور مورد شديدترين بي مهري ها قرار گرفتند و حوادثي بسيار تلخ و ناگوار بر ملت گذشت. ليکن سوالي که بايد همه عميقا به آن فکر کنيم اين است که به راستي حالا چرا؟آيا آنان تا همين ديروز عارف به زمان نبودند؟ به نظر مي رسد پاسخ به اين سوال مي تواند مسير فردايمان را روشن کند.