برو  
سایتهای مرتبط :: نمایشگاه تصاویر
  
نسخه شماره 2289 - 1388/11/19 -


رويکرد تبادل سوخت يا شروع غني سازي 20 درصد؟


 رويکرد تبادل سوخت يا شروع غني سازي 20 درصد؟ 
نويسنده : محسن دقت دوست

آقاي احمدي نژاد در آخرين گفت وگوي تلويزيوني خود اظهار داشته اند که مبادله بخش اعظمي از دستاورد هسته اي کشور ايرادي ندارد، زيرا نظر افرادي که "سوپر انقلابي" شده اند و گفته اند ممکن است غرب همچون گذشته به وعده خود وفا نکند فاقد وجاهت است. از ديد ايشان منطق لطمه نديدن کشور از واگذاري مدنظر اين است که از سويي اگر هم زمان بازگشت سوخت اتمي (همانند ساخت نيروگاه بوشهر) دچار نوسان شود، توليد مجدد و جبران آن براي کشور ميسر است و از سوي ديگر در چنين شرايطي حقانيت موضع و "حرف" ما اثبات مي گردد و مناسبات به نفع ايران عوض مي شود. در مورد بخش اول اين گفته يعني توانايي بازتوليد و نحوه و زمان آن بايد متخصصين امر نظر دهند تا به نتيجه گيري بنشينيم. ولي در مورد دومين استدلال بيان فوق، فضاي عمومي تري براي نظردادن وجود دارد. نزديک به هفت سال قبل در زمان دولت اصلاحات، تيم مديريتي پرونده هسته اي کشورمان طي فرايندي طولاني به اين نتيجه رسيد که براي "اعتمادسازي" و ارتقاي سطح تعامل و همکاري با طرف هاي درگير در اين پرونده، طي موافقت نامه اي که تعيين مدت اعتبار آن در اختيار طرف ايراني بود، به تعليق فعاليت هاي غني سازي خود بپردازد و مفاد پادمان الحاقي "آژانس بين المللي انرژي هسته اي" را پذيرفته و به اجرا گذارد. اين توافق به رغم محدوديت هاي گزنده اي که در بر داشت، منافع مناسبي را براي کوتاه مدت و آينده دورتر شامل مي شد که اتفاقا يکي از توجيهات اصلي براي اين عوايد، همان نکته اي است که اکنون آقاي احمدي نژاد به آن اشاره دارد و اساس سخن خود قرار داده. چراکه دولت آقاي خاتمي پس از دوسال و پيامد اتلاف وقت و خلف وعده دولت هاي غربي براي بررسي موضوع پرونده هسته اي کشورمان در روال عادي، به فک پلمپ از تجهيزات غني سازي کشور دست زد و دستگاه هايي که به همت دانشمندان بومي آماده و مهياي فعاليت بودند،...
به حالت ورود به چرخه توليد درآمدند. به اين معني که با توجه به سنگ اندازي دوساله و نقض تعهدات از سوي اروپا و آمريکا در راه بازگرداندن مباحث هسته اي به مسير طبيعي و غيرسياسي خود و در مقابل پايبندي کامل کشورمان به ضمانت سپرده شده، حسن نيت طرف ايراني عيان شد و ثمره اين ديپلماسي، تغيير سويه مناسبات به نفع ايران بود. جلوه اين تغيير موازنه و تاثير آن در افکار عمومي جهاني، به صورت شکاف عميق ايجاد شده در مواضع دولت هاي غربي به منصه ظهور رسيد که تا مدت ها ادامه داشت.پس از آن دولت اصولگرا که بهره بردار از اين استراتژي شده و افتخار تکميل چرخه سوخت اتمي را به نام خود ثبت کرده است، با الصاق صفت تبليغاتي "ننگ آور" به اين فرايند، به اقداماتي دست زد که دستاورد آن تا امروز توليد مقاديري از کيک زرد و اورانيوم با غناي 3/5 درصد و در کنار آن ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل و تصويب چهار قطعنامه تحريمي عليه ايران در اين شورا شده است. در واقع نه تنها از آن تغيير مناسبات در جهت خاموش ساختن مناقشات استفاده مثبتي نشد، بلکه مسيري طي شد که ظرف چهار سال گذشته طرف هاي مذاکره با کشورمان گام به گام به وحدت نظر براي تداوم چالش دست يافتند. کما اينکه در هفته هاي اخير موج تهديدات و مواضع هشدارآميز خود را تشديد کرده اند. بنابراين ذخاير اورانيوم غني شده ملي بدون توجه به ارزش مادي و اقتصادي آن، داراي ارزش معنوي ممتازي براي مردم است و در نتيجه سرنوشتش براي ايرانيان بسيار اهميت دارد. گرچه بايد اذعان داشت که لزوم تامين نياز سوختي راکتور تحقيقاتي تهران جهت مصارف پزشکي نيز در جاي خود قابل چشم پوشي نيست. قابل پيش بيني بود که اين نرمش تکراري و غيرمنتظره احمدي نژاد، با استقبال دولت هاي غربي و کشورهاي گروه 1+5 روبرو شود. واکنش کاسب کارانه غربي ها که به گفته آنان بازگشت مجدد به ماه اکتبر سال ميلادي گذشته و پيشنهادهايي که در "وين" و "ژنو" در رابطه با مبادلات اتمي طرح شد بوده، در حالي ابراز مي شود که آنان با حفظ وجهه خود و ابراز ترديد در مورد جديت ايران در تبديل آهنگ لحن به رفتار، خواستار شفافيت رسمي و اعلان کتبي از سوي ايران هستند. اما پيچيدگي اين معادله آنجايي بيشتر است که همه روزه خبرهايي مبني بر تلاش گسترده و سنگين آمريکا براي افزودن به تحريم هاي بازدارنده عليه کشورمان و سخنان مداخله جويانه مقامات مختلف اين کشور و البته نزديکي بيش از پيش مواضع روسيه به آن منتشر مي شود، در عين حال آقاي احمدي نژاد ابراز اطمينان مي کند که جز انگليس و رژيم صهيونيستي مابقي کشورها در پي همکاري با ما هستند و حتي اشکال تراشي هاي فني چنداني هم ندارند. در راستاي دستيابي به قضاوتي مقرون به صحت، فارغ از اين پرسش مهم که ايده چنين پيشنهادي ابتدا از جانب چه طرفي روي ميز قرار گرفته، و اينکه ره آورد عيني چنين رويکردي (به ويژه پيرامون به رسميت شناختن حق غني سازي و برچيدن تحريم ها) چه چيزي است، ابهام اصلي اينجاست که چه زمينه مساعدي در عرصه سياست خارجي پديد آمده و اين اطمينان خاطر را براي رئيس دولت ايجاد کرده که اينبار بر خلاف گذشته، قادر به استفاده مطلوب از تغيير مناسبات و پرهيز از هزينه هاي مالي و سياسي هستيم؟ از سوي ديگر، دليل تغييرات مکرر اظهارات مقامات مسوول در کشورمان در مورد غني سازي چيست که از يک سو منوچهر متکي در مونيخ از فراهم آمدن زمينه تبادل سوخت خبر مي دهد و همان زمان علي لا ريجاني در تهران تلا ش غرب براي دريافت مواد غني سازي شده را کلا هبرداري سياسي توصيف مي کند و پس از آن، محمود احمدي نژاد که مبادله بخش اعظمي از دستاوردهاي هسته اي را فاقد ايراد خوانده بود، ناگهان از غني سازي 20 درصدي در کشور خبر مي دهد. به راستي، رويکرد جديد هسته اي کشور،بالا خره کدام است؟