خدايش رحمت کناد پيرمرد کهن سال روستاي ما را که چند سال پيش دار فاني را وداع گفت; او در مورد بعضي از موضوعات و پديده هاي مختلف طبيعي و انساني ديدگاه هاي مختلفي ارائه مي داد. مثلا اعتقاد داشت زمين(منظور کره زمين) بر روي شاخ هاي گاو بسيار بزرگي قرار دارد و زلزله زماني اتفاق مي افتد که مگس ها بدن اين گاو را نيش مي زنند و او در نهايت عصبانيت سر خود را به شدت تکان مي دهد و زمين به لرزش در مي آيد و بنده که در همان روستا دروس جغرافيا و زمين شناسي را تدريس مي کردم هرگز نمي توانستم اين پيرمرد به قول خودش 120 ساله را بر اشتباه خود واقف کنم چرا که اولا گوش هايش سنگين بود و به سختي مي شنيد و ثانيا صحبت کردن با او در زمينه دلا يل علمي و منطقي مثل دلا لت تصاوير ماهواره اي بر کرويت زمين و دلا لت نظريه تکتونيک صفحه اي بر تبيين زلزله بر مصداق تمثيل آب در هاون کوفتن بود. زيرا او بر صحت ادعاهاي خود اصرار مي کرد و هرگز حاضر نبود پاي توضيح و تحليلي بنشيند که درستي ادعاهايش را با ترديد و چالش مواجه کند.
حقيقتا اين قضيه از هفته ها و ماه هاي گذشته بارها به ذهنم خطور و حتي فکرم را درگير کرده است اما آنچه موجب تداعي و يادآوري اين جريان در ذهنم مي شود مربوط است به اصرار و الحاح برخي افراد بر بعضي ديدگاه ها و موضع گيري هاي افراطي و غير مستدل که در مواجهه با حوادث اخير کشور اعلا م مي کنند و با تامل و تعمق در جنس و ماهيت اين ديدگاهها به ياد اعتقادات و ديدگاه هاي آن پيرمرد کهن سال مي افتم چرا که از نگاه بنده تجانس و مشابهت فراواني بين اين دو ديدگاه وجود دارد. مثلا همانگونه که آن پيرمرد ما هرگز نمي توانست بپذيرد که کسي ديدگاه ها و اعتقاداتش را به چالش بکشد، اين روزها هم شاهد هستيم که همان اندک افراطيون حامي يک تفکر خاص در بيان مواضع و ديدگاه هاي خود حاضر به کمترين نرمش و انعطافي نيستند واين «مطلق پنداري و انعطاف ناپذيري» روز افزون، همواره و هر چه بيشتر موجب تجسم و تداعي آن ديدگاه ها در ذهنم مي شود; شايد و البته در ميان اين انگشت شمار افراد، نوشته ها و اظهار نظرهاي برخي روزنامه ها و سايت هاي طرفدار دولت بيشتر از هر کسي ديگر من را به ياد نظرات و اعتقادات آن پيرمرد کهن سال مي اندازد چه اينکه ايشان بيش از ديگران بر صحت و ثقالت ديدگاه هايشان سماجت دارند و در اين راه به نظر مي رسد که به کمترين سازش و انعطاف رضايت نمي دهد البته اينجا يک سوال در ذهن ها نقش مي بندد که آيا اگر افرادي بر مواضع ونظرات منطقي و مستدل خود اصرار بورزند، بايد نکوهش شوند؟ جواب روشن است چرا که هيچ انسان خردمندي اين گزاره را تاييد نمي کند اما مشکل در «غير قابل تبيين و تحليل بودن» مواضع و ديدگاه هاي مورد اشاره ماست، چرا که بسياري از ديدگاه ها و ادعاهاي افراطي افراد مذکور همانند آن ادعاها و اعتقادات مرد کهنسال مذکور نمي توانند درمحکمه منطق و عقلا نيت از مقبوليت و مشروعيت برخوردار باشند...
زيرا آن مرد کهنسال نيز اغلب براي اثبات ادعاهاي خود به دلا يل و مستندات ناسره و غير مرتبطي استناد مي کرد که نتيجه مستقيم و بي واسطه آن جز بطلا ن اصل ديدگاه ها و ادعاهايشان چيز ديگري نيست. مثلا وقتي از آن کهن سال مي پرسيدم که چه دلا يل و شواهدي براي اثبات ادعاي خود مبني بر وجود گاو در زير زمين و... و وقوع زلزله و...- داري؟ مي خنديد و با نگاهي تعجب آميز که شايد در عمقش اين معنا نهفته بود که تو چه جور آدم تحصيلکرده اي هستي که اين چيزها را نمي داني- به بيان ترکيبي ازگزاره هاي متفاوت مي پرداخت; مثلا مي گفت آيا غير از اين است که خداوند قادر و تواناست وهر کاري را مي تواند انجام دهد؟ آيا غير ازاين است که زمين، سنگها و خاکها بي جان و بي حرکت هستند و همينجوري و به خودي خود به لرزش و حرکت در نمي آيند؟ آيا غير از اين است که اگر مگس ها بدن يک گاو را نيش بزنند آن گاو سر خود رابه شدت تکان مي دهد؟ آيا غير از اين است... و ايشان اين گزاره ها را دلا يل درست بودن ادعاي خود مي پنداشت اما واقعيت آن است که باطن و ذات ادعاها و نظرات برخي از اين روزنامه ها مغايرت آشکاري با ادعاهاي پيرمرد کهن سال ما دارد چرا که اگر ناخواسته و ندانسته ده ها سال پيش بخشي از نبوغ و استعداد سرشار جواني خود را- بر مصداق تمثيل العلم في الصغر کالنقش في الحجر- هزينه يادگيري بعضي مطالب خرافي کتاب هاي غير علمي کرده بود و اينک به دليل کهولت مفرط امکان اصلا ح باورهايش نبود، اگر صرف باورهاي آن پيرمرد کوچکترين مساله و مشکلي براي کسي ايجاد نمي کرد اما شاهد بوده ايم که در هفته ها و ماه هاي گذشته برخي از اين سايت ها و روزنامه هاي مورد اشاره با گفته ها و نوشته هاي مغرضانه و تفرقه افکنانه بسيار تلا ش کرده و مي کنند که آب وحدت و آرامش هر چه گل آلودتر و آتش فتنه و نفاق هر چه شعله ورتر باشد. مثلا هر چه به عده اي گفته مي شود بايد حوادث بعداز انتخابات را به پايان برد و فصل همکاري و تلا ش را آغاز کرد باز هم مي گويند هر کس از وحدت سخن مي گويد خودش فتنه گر است و هر که فتنه گر است از آمريکا خط گرفته است و حتما بايد دستگير شود.