در داستان انتخابات گذشته رياست جمهوري هيچ گاه پهلوان اول پاستور در چهار سال دوم رياست جمهوري با مشکلي براي انتخاب شدن روبه رو نبود و به همين دليل اين عرف سياسي بر جامعه ما حاکم شد که يک رئيس جمهور هشت سال بايد در پست خود باقي بماند. با ظهور دولت نهم اما به نظر مي رسد اين عرف سياسي به مانند بسياري از امور قراردادي ديگر قابل نقض است و امروز احتمال انتخاب رئيس جمهوري به غير از رئيس دولت فعلي بيش از ادوار گذشته احساس مي شود.
اين اتفاق بزرگ در صورت وقوع بر محمل فرض ها، رفتارها و کنش هايي استوار است که در سه سال و اندي گذشته نمود پيدا کرده است. امروز بسياري از حاميان سابق رئيس دولت در زمره منتقدان پروپاقرص وي به ايفاي نقش مشغول هستند. البته تجربه نشان داده است که نه به حمايت آنان و نه به انتقادشان مي توان دل بست اما اين منتقدان جديد اگرچه رسم شفافيت و صراحت را در سياست نياموخته و نياموزانده اند اما رمز ماندگاري در قدرت را به خوبي مي دانند.
آنها به خوبي مي دانند سقوط وحشتناک قيمت نفت از 140 دلار به زير 60 دلار و حتي 50 دلار مديريت بر مملکت وابسته به درآمدهاي نفتي چه کار شاق و هول زايي است آنها در نمودارهاي خود منحني رو به رشد تورم و کاهش نقدينگي در جامعه را رصد مي کنند و با علم به اينکه سرعت پايين آمدن تورم و گراني ناشي از دلارهاي نفتي بي حساب و کتاب هزينه شده کمتر از سرعت کاهش نقدينگي در جامعه است آثار و پيامدهاي کاهش قيمت نفت را به خوبي مي دانند. يادمان نمي رود که برخي از منتقدان جديد همان حاميان بازاري ديروز هستند که گرچه با دستگاه هاي نوين حساب و کتاب کردن آشنايي ندارند اما راه و رسم چرتکه اندازي سياسي را در جامعه ايران به خوبي مي دانند. به همين دليل آنها مي دانند که اميدهاي دولت فعلي براي پخش دلارهاي نفتي تحت عنوان طرح هاي مختلف ملي و مهيا کردن فضاي مثبت انتخاباتي حداقل براي خودشان کم رنگ شده است. در مرام آنان بازي با مهره سوخته حتي اگر آن مهره يک هم مسلک سياسي باشد جايي ندارد. اگرچه آنها به دلايلي جايگزين مناسبي براي رئيس جمهور فعلي نيافته اند اما از انتقاد و هراس آنها از حضور چهره هاي مقبول اصلاح طلب نظير خاتمي در انتخابات رياست جمهوري دهم مي توان دريافت که با زبان بي زباني مي گويند ما را مجبور نکنيد که در انتخابات آتي جام زهري را به اکراه و اجبار بنوشيم، هر چند که مي دانند نوشيدن اين جام کم از شوکران سقراطي ندارد. سقراطي که اين بار نه به دليل دانايي بلکه به دليل منافع و ترس از به قدرت رسيدن رقيب تن به خودکشي تدريجي خواهد داد.
فارغ از اين مطلب که حاميان سابق از سر ضرر و زيان رغبتي براي تکرار شرايط فعلي ندارند جامعه نيز گريزان از شعارهاي پوپوليستي و وعده هاي سهمگين اما توخالي از تکرار شرايط فعلي گريزان است. امروز که دماسنج ها از کاسته شدن حرارت سرسام آور قيمت نفت در چند ماه گذشته خبر مي دهند جامعه نيز درخواهد يافت که حتي شعار «پول نفت بر سر سفره مردم» يک شعار وابسته به معادلات بين المللي و منابع غربي است و با کاهش دلارهاي نفتي از پول نفت وعده داده شده قطعا چيزي بر سر سفره ها نخواهد آمد، هرچند که تا پيش از اين نيز چيزي نيامده بود.
به هر حال با نارفيقي به ظاهر رفيقان، خستگي جامعه از ساعت ها سخنراني و روزها وعده و سه سال رنج اقتصادي و از همه مهم تر کاهش قيمت نفت به دليل بحران اقتصادي حاکم در غرب به نظر مي رسد زمينه براي سنت شکني يک رسم چندين ساله در عرصه سياسي ايران فراهم شده است هر چند که در جامعه غيرقابل پيش بيني ايران مي بايست هميشه به انتظار دقيقه نود نشست.