برو  
سایتهای مرتبط :: نمایشگاه تصاویر
  
نسخه شماره 1933 - 1387/08/13 -


نگاهي به انتخابات رياست جمهوري آمريکا


 نگاهي به انتخابات رياست جمهوري آمريکا 
نويسنده : الهام نظام جو

14 آبان ماه انتخابات رياست جمهوري آمريکا  آغاز مي شود.
با اين انتخابات تکليف چهل وچهارمين رئيس جمهور آمريکا مشخص مي شود. 56 انتخابات رياست جمهوري در اين کشور برگزار شده است که انتخابات اين دوره 5 ميليارد دلار هزينه در بر داشته که پرهزينه ترين انتخابات نام گرفته است.
فرآيند سه مرحله اي انتخابات در آمريکا: 1- هر حزب تعدادي از اعضا را به عنوان  کانديدا معرفي مي کند، نامزدها راي طرفداران حزب را در هر ايالت بايد کسب کنند و هر ايالتي نظارتش بسته به قانون خودش  است.
2- هر يک از نامزدها بايد 2500 سهم به دست بياورد تا به عنوان نامزد برگزيده شود و اگر به اين حد نصاب نرسد يک هيات بزرگ به نامزدهاي هر حزب بايد راي دهند.
در آراي الکترال هر ايالت، نامزدها بايد حداقل 270 راي از مجموع 538 راي الکترال را به دست آورد و در صورت به دست نياوردن راي الکترال، صحنه را به رقيب وا مي گذارد. راي الکترال هر  ايالت براساس جمعيت آن  تعيين مي شود.
 3- طبق قانون آمريکا صلا حيت نهايي نامزدها، بايد از جانب کالج هاي انتخاباتي تاييد شود.
نظام آمريکا انحصارا در دست 2 حزب است، جمهوري خواهان و دموکرات ها.
در تاريخ آمريکا تاکنون نامزد مستقل که به رياست جمهوري برسد نبوده است، زيرا اگر مستقل عمل مي کردند در مناظره هاي تلويزيوني اجازه شرکت نداشتند. وفاداري به اين دو حزب از طرف  شوراي تشريفات نظام آمريکا به طور قوي صورت مي گيرد.
به عقيده دانشمندان ، آمريکا يک حزب با دو جناح دارد.
 دموکرات ها علا قه دارند دولت فدرال مرکزي بيشتر در امور  مردم دخالت کند در صورتي که جمهوري خواهان اين را قبول ندارند. در نظر سنجي هاي به عمل آمده اوباما 7 درصد از مک کين جلوتر است زيرا باراک اوباما 344 راي و جان مک کين 167 راي الکترال را به دست آورده اند.
در بين معاونان سارا پيلين 43 درصد آرا را جذب کرده و جو بايدن 53 درصد.
اوباما آرايش را مديون بحران اقتصادي است که کفه ترازو را به طرف او سنگين کرده است. دو ماه پيش مک کين اظهار کرده بود اوضاع اقتصادي در آمريکا بهتر از همه جاي دنياست.
اين اولين بار در انتخابات رياست جمهوري آمريکاست که بعد از دويست سال يک سياهپوست ظاهر مي شود و خواستار تغييرات است. مردم آمريکا نيز مي خواهند هويت قبليشان را به دست آورند و خواستار تغييرند.
راهکارهاي مختلفي همچون خريد وام - کمک  مالي به موسسات ورشکسته، تضمين اعتبارات بانکي،  تعيين سقف از سوي سپرده گذاران مطرح شده است. عده اي دلار ارزان را مطرح مي کنند که بر نفت، طلا و مواد غذايي تاثير مي گذارد و همچنان فلش بورس هاي غربي رو به پايين است و سهامداران با 11 ميليارد دلار شکست مواجه شدند. در بازار سهام در يک روز بيش از يک تريليون دلار ناپديد شد و اين نشان سقوط سرمايه  داري آمريکاست.
آمريکا با ده هزار ميليارد دلار بدهي مواجه است و 500 ميليارد دلار کسري بودجه دارد.
نرخ بيکاري در بالاترين حدش قرارگرفته در 5 سال گذشته، گسترش فقر تا 7 درصد افزايش پيدا کرده.
ميزان سرمايه گذاري خارجي کاهش عمده اي پيدا کرده. آمريکا اکنون معادل 16 درصد توليد ناخالص داخلي اش را از دست داده است. در طول 80 سال گذشته وضع اقتصادي آمريکا هيچ گاه به اين گونه نبوده است.
در انگليس نيز 4  بانک بزرگ درخواست 60 ميلياردي کمک کردند. مقامات دولتي انگليس 2 بانک را براي سامان نظام اقتصادي ملي اعلام کردند. در آلمان هم، طرفداران شبکه ضدجهاني سازي به بورس فرانکفورت حمله کردند.
دراين بين دولت بوش طرح نجات 700 ميليون دلاري را مطرح کرد.
وزارت خزانه داري آمريکا اعلام کرد با تزريق اين 700 ميليارد دلار بحران را کنترل مي کند اما وزير خزانه داري آمريکا در کنگره اعلام کرد که بعد ازاين 700 ميليارد دلار معلوم نيست که اين بحران تمام شود يا نه.  در آمريکا فدرال رزرو هر تصميمي بگيرد بر اقتصاد جهان تاثير دارد، زيرا بر 25 درصد کل درآمد ملي جهان تصميم مي گيرد.
جناح چپ در آمريکا معتقد است طرح 700 ميليارد دلاري فقط سرمايه داران رانت خوار را نجات مي دهد.
بحران اقتصادي در صنعت خودرو و املاک نيز تاثير منفي داشته، شرکت هاي RENO در فرانسه تعطيل شد. شرکت هاي گلد - مرلين - ليمن برادرز از جمله شرکت هاي بزرگ آمريکا هستند که ورشکست شدند.
نظرسنجي هاي usatobay و موسسه گالوپ نشان مي دهد که 91 درصد مردم آمريکا نارضايتي دارند و 84 درصد نسبت به آينده خوشبين نيستند. مردم آمريکا به سيستم بانکي کشورشان اعتماد نمي کنند و نگران از دست دادن شغل و خانه خود هستند.
عده اي تصور مي کنند با جايگزيني باراک اوباما وضع تغيير مي کند، بايد تا انتخابات آمريکا منتظر بود و ديد آيا او به رياست جمهوري مي رسد يا نه؟!
سونامي در آمريکا
بعد از جنگ جهاني دوم، آمريکا به دليل وام دادن به کشورهاي ديگر از نظر اقتصادي مصون ماند و اين موجب برتري اقتصادي براي آمريکا شد.
علل مختلفي براي بحران اقتصادي به وجود آمده در آمريکا ذکر شده است .
نوآم چامسکي مي گويد:  دروغگويي درباره ماهيت کاپيتاليسم دليل بحران اقتصادي است. عده اي علت اين بحران را ليبراليسم وحشيانه اي مي دانندکه نومحافظه کاران تشديدش کردند. عده اي معتقدند، سهامداران و مشارکتشان در فعاليت اقتصادي اين  بحران را ايجاد کرده چرا که آنان تمامي اصول بازار را موقع خريد سهام در نظر نگرفتند.
رئيس بانک جهاني گفته مشکلا ت نتيجه ناکارآمدي هفت کشور صنعتي است (گروه 7)
رئيس صندوق بين المللي پول اظهار داشته  که اين بحران نشات گرفته از شکست در تدوين قوانين اقتصادي و شکست در مکانيزم تنظيم بازار است. عده اي نيز فروکش کردن رونق در عرصه مسکن که از 6 1 ماه پيش از راه رسيد را عامل بحران مي دانند.
در اين بين، گروهي جنگ افغانستان وعراق را عامل مي دانند، زيرا پنتاگون علا وه بر بودجه سالا نه که از کنگره دريافت مي کرد 2 بار درخواست بودجه اضطراري مي کرد که آن را  بودجه سياه و مخفي مي ناميدند. پيش بيني ها نشان مي داد که هزينه جنگ 100 ميليارد دلا ر باشد، اما به بيش از 600 ميليارد دلا ر رسيده است. راه حل هايي براي برون رفت از آشفتگي مالي جهان ارائه شد از جمله 27 کشور عضو اتحاديه اروپا در نشستي در بروکسل نشست محرمانه اي درباره وضعيت بازارها در اروپا برگزار کردند تا به اقتصاد بيمار اروپا سامان دهند و پانزده کشور عضو يورو در پاريس نشستي ترتيب دادند که اعتبارات بين بانکي را به طور موقت تعيين کنند،در نتيجه شرکت کنندگان با تشکيل صندوق  مشترک نتوانستند به توافق برسند. زيرا آلمان که بزرگترين اقتصاد اتحاديه اروپاست و 12 ميليارد يورو از دست داده، مخالفت کرد و به فکر راه حل ملي بود. اين بحران بر جامعه جهاني تاثير گذاشته، زيرا آمريکا يک بازار جهاني است و بزرگترين کشور در جنوب براي سرمايه هاي خارجي است، به طوري که در بورس  توکيو و لندن سهام آمريکا به فروش مي رسد و آمريکا 25 درصد کل درآمد جهاني را توليد مي کند و مي توان گفت يک چهارم اقتصاد جهان.