امروز هجدهم آبان ، به نام روز ملي کيفيت نام گذاري شده است.
قطعا مثل همه نام گذاري ها، فلسفه اي دارد که ساده ترين نگاه به اين فلسفه اين بايد باشد و قطعا هم هست که کمي گرايي و نگرش هاي پوزيتيويستي در توليد کالا ، خدمات و انديشه و در ميدان هاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي، صنعتي و ... به جامعه و مردم لطمه زده و مي زند و بايد يک «ديالوگ هوشمندانه» و يا «گفتمان» مبتني بر تفکر و تعقل جايگزين گفتمان هاي عدد و رقمي شود. گفتمان عدد و رقمي به کنترل مخاطب عنايت دارد و کنترل در ذات خود خصم آفرين، دشمن ساز و مخالف پرور است، اما گفتمان کيفي، مفاهمه ساز و هماهنگ محور است، نتيجه گفتمان کيفي، فروتني در مقابل مردم و فرهنگ آنان است. گفتمان اول ، گفتمان کميت ها و گفتمان دوم گفتمان کيفيت هاست. البته اين بدين معنا نيست که کاربردهاي احتمالي پژوهش هاي پوزيتيويستي به طور کامل فاقد ارزش است و بايد از صحنه جامعه رخت برکند، هرگز چنين قصد و نيتي نيست. بلکه به مناسبت روز ملي کيفيت، مي خواهم اين توجه را جلب کنم که همه نگرش ها، مبتني بر کميت ها نباشد، اين روز مي خواهد به جامعه کمک کند که کيفي نگري را از غربت نجات دهد در هر زمينه اي مي توان وارد شد و صدمات کمي نگري را تبيين کرد، مثال ساده اي از سخنراني يکي از اساتيدم را که زودهنگام نقاب در خاک کشيد و خدايش بيامرزد، به خاطر دارم که مي گفت: در جامعه توسعه يافته اي که به رعايت حقوق شهروندي شهره است براي انجام هر کاري گذراندن دوره آموزشي استاندارد اجباري است و اگر فردي بدون آنکه آموزش و مهارت انجام کاري را فرا گرفته باشد و گواهي و اجازه انجام آن کار را داشته باشد، به آن کار بپردازد، مجرم است و محاکمه و مجازات مي شود، مثال مي زد که شما براي اسباب کشي و جابه جايي وسائل منزل خودت، بايد از شرکت هاي خدماتي مجاز کمک بگيري و خودت مجاز به اين عمل نيستي چون مهارت آن را نداري، استدلال قصه جالب است.
«يخچال، فريزر، تلويزيون، ماشين لباس شوئي و ... که تو آن را خريده اي از يک طرف متعلق به توست ولي از سوئي ديگر سرمايه ملي است که بايد مثلا 15 سال کار کند، حمل ونقل غيراستاندارد آن ممکن است عمر اين تجهيزات را به 10 سال تقليل دهد و توليدي که بايد صادر شود و جذب منابع جديد نمايد، از صدور بازمانده جايگزين سهل انگاري تو مي شود.»
اين نگاه، نگاه کيفي است، اما نگاه کمي مي گويد، به جاي آنکه مبلغي را هزينه اسباب کشي کنم، خودم آن را انجام دادم و از هزينه هايم اين مبلغ کم شد!
به همين جهت نگرش کيفي را نگرش تفسيرگرا يا (pretative Inter) و نگرش کمي را پوزينيويسم يا مثبت کردن ترازفردي (Positivism) معنا کرده اند. کيفيت و کيفي گرايي مطالعه و شناسايي شيوه هايي است که مردم از طريق آنها دنياهاي اجتماعي خود را معني مي کنند و نيات، انگيزه ها، تجربه هاي ذهني و فکري ديگران و معنا دادن به کنش هاي خود وديگران و .. اهميت پيدا مي کند و مهم شمرده مي شود.
روز ملي کيفيت را مغتنم بشمريم و کميت هاي تخريب کننده آينده جامعه را ملاک برنامه ها و حرکت ها و توليدات و ارائه خدمات قرار ندهيم.
در نگاه تفسيري يا کيفي، نبايد جذب و حمايت مالي صرف مورد توجه قرار گيرد، بلکه اين معنا در تعاملات و مشترکات و واقعيت هاي اجتماعي بايد مورد بررسي قرار گيرند. معاني مشترک چيزهايي هستند که افراد جامعه با هم آنها را محقق مي کنند و واقعيت هاي اجتماعي را شکل مي دهند.
در کيفيت به جاي توجه به يک يا چند متغير مجزا، تمرکز کل گرايانه لازم است، نگاه چند وجهي، انعطاف پذير، پويا، استقرايي جواب مي دهد و روش هاي قياسي راه به جايي نمي برد.
روز ملي کيفيت را گرامي بداريم و قبل از هر چيز کيفيت در انديشه و فکر و طرح و برنامه را ارتقا بخشيم که متاسفانه به ويژه در سال هاي اخير نگرش هاي کميتي و پوزينويستي خسارات جبران ناپذيري را بر پيکره جامعه متوجه ساخته است. مثال هاي متعدد و روشني در ذهن دارم که از بيم حيات روزنامه از ذکر آنها پرهيز مي کنم، اما تو خواننده عزيز همه آمار و ارقامي که بدون نگاه تفسيري محاصره ات کرده اند رامصداق نگرش کمي بشمار و عميق به آنها بينديش و اگر دستي بر آتش داري و کاري از تو بر مي آيد، بر اين آمار و ارقام تفسير بگذار و آنها را کيفي کن.
البته نگاه قدري عام تر به کيفيت، ارتقاي کيفيت توليدات و خدمات است که اگر ناشي از ارتقاي کيفيت انديشه و تفکر توليد باشد، ماندني است و اگر بر انديشه اي تکيه نداشته باشد، گذراست. روز ملي کيفيت بر همه آناني که نگاه تفسيري بر رويدادها دارند مبارک باد.