برو  
سایتهای مرتبط :: نمایشگاه تصاویر
  
نسخه شماره 1991 - 1387/10/28 -


تحليلي بر پيام رئيس جمهور به نشست روابط عمومي


 تحليلي بر پيام رئيس جمهور به نشست روابط عمومي  
نويسنده : ميرزا بابا مطهري نژاد

 

هفته گذشته پيام رئيس جمهور به يک نشست روابط عمومي در تهران توسط دکترالهام سخنگوي دولت قرائت شد. رئيس جمهور در پيام خود، تمام چهره روابط عمومي را در اطلاع رساني، اهميت اطلاع رساني، ويژگي ها و جايگاه اطلاع رساني تصوير کرده است وشاه بيت آن اين جمله است: امروز اطلاع رساني صحيح، بيان واقعيت ها و روشن کردن ذهن ها و مبارزه با دروغ و نيرنگ بعضي از رسانه ها، يک مجاهده و وظيفه انساني است. البته ديدگاه ايشان را براي کارکرد رسانه ها درست مي دانيم اما روابط عمومي را در حال حاضر بايد به گونه اي ديگر ديد و اگر نگرش  مديران جامعه نسبت به روابط عمومي تغيير نکند، روابط عمومي اقتدار لازم براي ايفاي نقش و وظيفه خود را نخواهد يافت. نظريه پردازان روابط عمومي از جمله هانت و گرونيک چهارالگو براي روابط عمومي شناسايي و ارائه کرده اند. الگوي اول، الگوي تبليغ کارگزاري مطبوعاتي است، سابقه اين الگو به اواخر قرن 19 برمي گردد که الگويي است يک سويه که در آن هدف اصلي ارتباط تبليغات به معناي Abvertising يا Propaganba است و در اين الگو حقيقت کامل ضرورت ندارد و بي اعتمادي جامعه نسبت به روابط عمومي تا حد زيادي ناشي از کاربرد اين الگو در روابط عمومي هاست.
الگوي دوم، الگوي اطلاع عمومي يا اطلاع رساني است، اين  الگو در حدود سال1900 در آمريکا پديدار شد، هدف ارتباط در اين الگو، انتشار اطلا عاتي است که مقصود آن ضرورتا اقناع نيست، گرچه در اين الگو به خلاف الگوي اول حقيقت ضابطه اي مهم در کار روابط عمومي است اما جريان ارتباط يک سويه است که رئيس جمهور در پيام خود به هر علت به اين الگو اشاره دارد.
الگوي سوم، الگوي دوسويه ناهمسنگ است که در سال 1920 پديدار شده است و از الگوهاي قبلي پوياتر است و اطلاعات دو مسير را طي مي کند، هم به سمت همگان ها و هم از سوي آنها جريان مي يابد، اما چون ناهمسنگ است،  قدرت به طور مساوي ميان فرستنده و گيرنده سازمان نيست و هدف ارتباط اقناع و تغيير نگرش و رفتار است.
الگوي چهارم، الگوي دوسويه همسنگ است که خلال سال هاي 1960 و 1970 توسعه يافت و در نگرش مترقي اين الگو به عنوان راهبرد ارتباطي بايد مورد توجه قرار گيرد. در حالي که مشخصه ساير الگوها از جمله الگوي موردنظر رئيس جمهور در اين پيام، ارتباط از نوع تک گويي است، الگوي دوسويه همسنگ متضمن انديشه گفت وگوست. اين الگو مديريت سازمان را به سوي مبادله افکار و نظرات با ساير گروه ها سوق مي دهد و احتمالا سبب مي شود که مديريت و همگان ها هر دو تحت تاثير قرار گيرند و نگرش و رفتارهاي خود را تنظيم کنند. ارتباط در اين الگو کاملا دوسويه است و روابط قدرت در آن متعادل شده است و هدف اين فراگرد ارتباط ايجاد تفاهم است و اطلاع رساني و اطلاع يابي را هم عرض مي بيند. نگاه رئيس جمهور در اين پيام، نگاه مربوط به قبل از 1920 است و با اصول و جايگاه امروزي روابط عمومي علمي در جهان سازگاري ندارد و نمي تواند سازمان ها را به مقصود برساند و آن اعتمادي که دکتر الهام در سخنان خود در همين نشست اشاره مي کند با الگوي اطلا ع رساني حاصل نخواهد شد و راه اندازي روزنامه هاي دولتي و آن طور که شنيده مي شود، ويژه نامه روزانه براي همه استان ها در همه روزها توسط يک روزنامه دولتي اگر الگوي روابط عمومي تصحيح نشود، راه به جايي نخواهد برد و به تصحيح اعتماد نخواهد انجاميد. ادوارد برنير بنيانگذار روابط عمومي نوين، روابط عمومي را چنين تعريف مي کند:


«روابط عمومي عبارت است از دادن اطلا عات به مخاطبين(مردم )و تلا ش هاي ترغيبي به منظور تغيير گرايش ها و رفتار آنان و کوشش براي هم بسته ساختن نگرش ها و اقدامات يک سازمان با مخاطبان و متقابلا  نگرش ها و اقدامات مخاطبان با سازمان.»  و اين همان الگوي چهارم است. مجمع جهاني اتحاديه هاي روابط عمومي در سال 1978 روابط عمومي را چنين تعريف مي کند:
«روابط عمومي يعني هنر و دانش اجتماعي تحليل روندها، پيش بيني و عواقب آنها مشاوره با رهبران سازمان ها و اجراي برنامه هاي عملي که منافع سازماني  و عمومي را بر آورده مي کنند.»
«روابط عمومي از عناصر سه گانه هنر، فن وفلسفه اجتماعي مديريت تشکيل شده است در پيام رئيس جمهور به هنر و يکي از فنون (اطلا ع رساني) اشاره شده است اما از فلسفه اجتماعي مديريت خبري نيست.»
البته نگارنده واقف است که اين پيام را رئيس جمهور شخصا نمي نويسد، يا مشاورين نوشته اند يا روابط عمومي رياست جمهوري يا برگزار کنندگان نشست و به امضا رئيس جمهور رسانده اند و اين نشان مي دهد، کساني که هدايت راهبردي روابط عمومي ها را بر عهده دارند نگرش خوبي به روابط عمومي و جايگاه حرفه اي آن ندارند و نمي توانند اين قافله را به سر منزل مقصود هدايت کنند.