برو  
سایتهای مرتبط :: نمایشگاه تصاویر
  
نسخه شماره 2094 - 1388/03/21 -


تداوم 22 بهمن در 22 خرداد


 تداوم 22 بهمن در 22 خرداد 
نويسنده : محسن دقت دوست

چندي است که وارد چهارمين دهه از عمر پربرکت نظام جمهوري اسلامي شده ايم. اينکه مي گوييم پربرکت نه از روي کليشه و تعارفات معمول است، که باور داريم دستاوردهاي بي بديل انقلاب اسلامي را و توانش را در برآوردن آرزوهاي شيرين ايرانيان در طول صدها سال گذشته، آرزوهايي همچون آزادگي و استقلال حقيقي که صدسال پيش مردمان اين سرزمين برايش فداکارانه مبارزه کردند و از نثار جان و مال دريغ ننمودند. آري، در روزگاري که غربيان اينک مصدرنشين و زياده خواه، چپ و راست خويش را تمايز نمي دادند، اين اجداد ما بودند که حلاوت رستن از قيد و بندهاي اسارت بيگانگان و حکومتي آزاد و مردم سالار را چشيدند و ديگران نيز چون هميشه از ما گرته برداري کردند. مشروطه دستاورد بزرگي بود که ماحصل مجموعه انسجام مردمي و رهبري هوشمندانه علماي ديني و فرهيختگان ملي بود. عظمت قيام مشروطه آنجا نمايانتر است که بدانيم حضور مردم در صحنه و روشن گري هاي بزرگان در زمانه اي صورت گرفت که خفقان صدها ساله حکومت هاي ستم پيشه، تمامي ابزار و امکانات سرکوب شور و قيام مردم را در اختيار حاکمان وقت قرار داده بود.
اما ديري نپاييد که از شيريني اين ظفر شکوهمند جز تلخکامي و حقارت باقي نماند و روند حاکميت بازهم به قلدري و ديکتاتوري انجاميد.
اگر با هر عالمي که تسلط بر تاريخ معاصر ايران دارد در مورد مشروطه صحبت کنيد بي گمان در همان ابتدا برق غرور و افتخار را در چشمانش مشاهده خواهيد کرد. اما رفته رفته آن بشاشيت آغازين جاي خود را به چهره اي درهم رفته همراه با آه و افسوس فراوان خواهد داد. و شما کنجکاوانه خواهيد پرسيد که چرا؟ چه شد که ايرانيان از اوج استقلال و آزادي به خصيض استبداد و سرخوردگي رسيدند؟ چه عواملي سبب ايجاد شکاف و گسست در آرمان ملتي شد که حاضر شدند براي دفاع از شرف و عزت خود در مقابل گلوله و سرنيزه نيز بايستند؟ چه شد که هم اينان نظاره گر بردار رفتن بزرگي چون "شيخ فضل ا.. نوري" و بسياري ديگر شدند و دم برنياوردند؟
اين پرسش به ظاهر کم حجم پاسخي به بلنداي همان تاريخ مشروطه دارد. پاسخي پيچيده با دلايل پنهان و آشکاري که در هم فرو رفته اند و سعي در بازکردن اين کلاف سردرگم اتلاف وقت است و دردي را درمان نمي کند. ما بايد گذشته را چراغ راه آينده کنيم. مطمئنا عواملي چون تن دادن به نااهليها و دورشدن از اتکا به رهبران عالم و دلسوز و شکستن صفوف وحدت و پيوستگي مردم و اينکه عده اي سعي نمودند تا با ايجاد انحراف در مسير خواسته هاي حقيقي مردم، کليد آرمان هاي متعالي آنان را در جيب خودشان نشان دهند، مجموعه اي بودند که دست در دست يکديگر رفعت قيام مشروطه را به حقارت استبداد رضاخاني رساندند. تاريخ از اين بازي ها بسيار دارد. اگر جستجو کنيد که چرا پس از وفات حضرت رسول (ص) ماجراي "صغيفه" تحميل شد و آن رفتار با دخت ايشان صورت گرفت و به فاصله چندسال بعد بر يار و ياور هميشگي آن حضرت تاختند و امت اسلام حتي شهادت اميرالمومنين (ع) را در محراب مسجد و در حين خواندن نماز باور نمي کردند و همچنان که روزها و سالها سپري شدند ابعاد و عمق اين شکاف بيشتر و بيشتر شد، به ژرفاي مشابهات استدلالي رويدادهاي تاريخ پي مي بريم.
هموطن، در واقع فردا من و تو رسالت تاريخي خويش را به انجام مي رسانيم. ما وارث کشوري هستيم که وجب به وجب خاکش ناظر دلاوري مردان و زنان شجاع اين سرزمين بوده و از خون همين عاشقان دين و ميهن آغشته است. ما نبايد بگذاريم تا در "ضمير اميدوار" بنيانگذار نظام مقدس ما خللي وارد شود. ما نبايد بگذاريم که بدخواهان و بدطينتان بار ديگر موفق شوند تا اتحاد و همدلي مردم را از آنان بگيرند و بذر کينه و عداوت بپاشند تا خرمن خويش انباشته کنند. بي شک مفسدان و غارتگران حقيقي بيت المال هم ايناند که مي خواهند حلاوت سه دهه زندگي مستقل و سرافرازانه مردم ما را بستانند و با ايجاد فضاي ياس و بدبيني، خود بر گرده اين ملت سوار شوند. و چنان هاله معنويت و تقدسي دور خويش بسازند که حقوق اساسي ملت که پاسخگويي مسئولين را در مقابل کرده هايشان ايجاب مي کند فراموش شود. در صورتي که اين ملت هوشيار و آگاه است و اين کشور و نظام را به خوبي از سم پاشي ها محافظت کرده و مي کند تا زماني که آنها را به دستان مبارک صاحب حقيقي خود يعني حضرت بقيه ا.. (عج) برساند. آري، 22 خرداد 88 يادآور 22 بهمن 57 است، آينده ما و فرزندان ما در گرو آموختن از گذشته و ساختن آينده اي دارد که گذرگاه انتخابات فردا بدون شک از مهمترين ارکان اين سازه است. به اميد قبولي در اين آزمون تاريخي.