ديروز ملت سلحشور و فهيم ايران در استفاده از حق قانوني خود که در ميثاق ملي يعني قانون اساسي به او داده شده است، حماسه آفريد و حضوري معنادار و شکوهي تاريخي را به يادگار گذاشت. نتيجه اين حضور قطعا عظمت و شکوه ملي را در پي خواهد داشت، چرا که از جنس مشارکت براي دستيابي به حقوق مدني حکايت مي کرد.
استقرار و استحکام جامعه مدني مبتني بر مشارکت مردمي در عرصه هاي فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي مي باشد، اين مشارکت زماني تحقق خواهد يافت که مردم را با کرامت، محترم و صاحب حقوق بدانيم. اگر مردم خود را صاحب مملکت و صاحب حقوق بدانند با جان و دل مسووليت هاي خود را خواهند پذيرفت و تمامي توان خود را جهت تحقق اهداف مشارکت به کار خواهند گرفت. در زمينه حقوق و تکاليف مرد در قبال حاکميت دو ديدگاه وجود دارد: گروهي از نظريه پردازان سنتي، مردم را فقط داراي تکليف مي دانند که بايد در قبال حکومت انجام دهند و حاکم را فقط در برابر خدا مسوول و پاسخگو مي دانند.
و گروهي ديگر که نو انديشند، اعتقاد دارند که مردم، صاحبان اصلي کشور، نظام و حکومت هستند و حق اصلي حاکميت متعلق به مردم است. به عقيده اين عده مدار و محور دين بر نظام حقوق متقابل بين انسانها استوار است، جز حقوق خدا بر مردم، همه حق ها متقابل و دو سويه است، هر فرد داراي حقوقي است و به تناسب آن حقوق تکليفي بر دوش دارد.
امام علي (ع) مي فرمايد: «همانا خدا براي من بر گردن شما حقي قرار داده است، چون سرپرستي شما را بر عهده ام نهاده اند، شما را نيز بر من حقي است همانند حق من برگردن شما پس حق در وصف کردن فراخ ترين چيز ها است و در انصاف دادن نسبت به يکديگر تنگ ترين چيزهاست. کسي را حقي نيست، جز آن که بر او نيز حقي است. اگر کسي حقي دارد که حقي بر او نباشد، او خداي سبحان است و نه ديگر» (نهج البلا غه خطبه 216) در جوامع مدني و دموکراتيک از جمله در قانون اساسي جمهوري اسلا مي ايران به مردم اين حق داده شده است که هر چهار سال يک بار زمامدار امور اجرائي خود را ارزيابي کنند اگر حقوق آنها را ايفا کرده بود، به او فرصت ادامه حاکميت بدهند و اگر ايفا نکرده بود، اين فرصت را از او سلب و براي ديگري ايجاب نمايند.
ديروز يوم الحساب رئيس دولتي بود که چهار سال مديريت امور اجرايي کشور را به دست داشت واعتماد به سوابق، برنامه ها و انديشه و افکار ساير افرادي که وضع موجود را مطلوب نمي دانستند و براي تغيير خود را به مردم عرضه کرده بودند.
آسيب شناسي ها و محدوديت ها و موانع و مضايق براي گروه دوم داستان ديگري است که در اين مقال قصه پرداختن به آن را ندارم، اما شکوه حضور مردم از هر قشر و قبيله ، قوم و طبقه و اين جا و آن جاي کشور پهناور ايران نشان از بالندگي جامعه و آگاهي مردم از حقوق اجتماعي، سياسي خود و موجب استحکام و قدرت نظام اجتماعي است. امام راحل (ره) در تبيين ماهيت نظام جمهوري اسلامي ايران مي فرمايد:
«اينجا راي ملت حکومت مي کند و اينجا ملت است که حکومت را در دست دارد... و تخلف از حکم ملت براي هيچ يک از ما جايز نيست وامکان ندارد» (صحيفه نور - جلد 14 ص 109)
ودر جاي ديگر دولتمردان را مورد خطاب قرار داده است و اين گونه مي فرمايد:
«آن مسيري که ملت ما دارد، روي آن مسير راه برويد، ولو عقيده تان اين است که اين مسيري که ملت رفته خلاف صلا حش است. خوب باشد! ملت مي خواهد اين طور بکند، به من و شما چه کار دارد؟ ملت راي داده و رايي که داد متبع است» (صحيفه نور - جلد 8 ص 248)
آري اين کلا م معمار انقلاب است که مقام معظم رهبري نيز در صبح ديروز هنگام انداختن راي خود به صندوق همين مضمون را تاکيد فرمودند: متاسفانه عده اي هنوز راي ملت را ملاک نمي دانند و از نهادسازي براي بالا بردن کيفيت راي من در شکل و محتوي جلوگيري مي کنند، آيا بايد همچنان به نظر اين عده وقعي نهاد؟ يا بايد راه ملت را ملاک قرار داد. حضور ديروز ثمره انديشه هاي متعالي بود که در قول و فعل راي ملت را تمکين کرده اند و خواهند کرد. والسلام.