از هر طرفي که ماجرا هاي اخير را تحليل کنيم و از هر زاويه اي به صحنه نگاه کنيم، در انتها به اين نتيجه مي رسيم که نطفه اين کجروي ها در آن مناظره هاي معروف بسته شد و گفتارهاي نسنجيده و رفتارهاي نامتوازن پس از آن محرک اصلي بودند. بنابراين رسانه هايي که سخن از دعوت مردم به اغتشاش مي گويند و موضوع خونخواهي را مطرح مي کنند، خود بهتر مي دانند که تلاش بيهوده اي براي انحراف اذهان دارند و در واقع مقصران اصلي را بايد جاي ديگري سراغ گرفت. روندي هم که هم اکنون از جانب اين رسانه ها بر خلاف اظهارات صريح رهبر انقلاب مبني بر خودداري طرفين از تحريک يکديگر همچنان پيگيري مي شود مفهوم ديگري جز بي توجهي به فصل الخطاب دانستن فرمايشات ايشان ندارد. از سوي ديگر طي روزهاي گذشته نوشته هايي در اين قبيل رسانه ها بي پروا منتشر شد که از منظر خودشان حکايت از دسترسي آنان به اطلاعات محرمانه داخل سلول ها دارد. تنها درج کسري از اين قبيل مطالب از طرف رسانه هاي منتقد دولت انبوهي از شکايات و سنگين ترين مجازات ها را نصيب آنان مي کند. پرسش اين است که اين مصونيت آهنين و اين حد بدون مرز از کجا نشات مي گيرد و آيا مسوولان مربوطه قصد دارند در برابر انحرافات کوچک خاموش باشند و تنها نظاره کنند؟ ضمن آنکه نمي توان نگفت اين گونه عملکرد بي درنگ موجبات يادآوري برخي از رويدادهاي تاريخ معاصر اين سرزمين را فراهم مي آورد و سرانجام خوشايندي را نويد نمي دهد.
مقامات کشور ما نيک مي دانند که امروزه بازي سياست در هر خطه اي، ديگر يک بازي دو جانبه صرف نيست که بتوان هر روز قواعد و معادلاتش را به دلخواه خويش دستخوش تغيير کنيم. همانگونه که ما هر نوع جابه جايي فعالين سياسي کشورهاي ديگر را رصد مي کنيم و نسبت به آنها واکنش داريم، در عين حال وجود ميدان منازعات سياسي در چارچوب قانون از ضروريات برپايي نظام مردم سالار به ويژه از نوع ديني است و حذف آن ناممکن و نامطلوب. ممانعت از فعاليت آزادانه احزاب و زدن اتهام همکاري با بيگانگان به آنان يکي از آسانترين و دم دست ترين ابزارهاي طرف صاحب قدرت براي بيرون راندن رقبا از ميدان است و اين يک ميل غريزي بوده و خواهد بود. لگام زدن بر اين ميل غريزي مرسوم و کهن فقط و فقط از طريق پايبندي به قوانين ميسر است. آن هم کليت قوانين و نه تنها بخشي از آن که قابليت تفسير به راي دارد. در غير اين صورت جامعه به سمت يک فضاي تک قطبي و تک صدايي پيش خواهد رفت که پيامد درازمدت آن دورشدن از همان قواعد پيش گفته است.عقل سليم به ما مي گويد که مردمي که در اعتراض به نتايج انتخابات گردهمايي هاي مسالمت آميزي برگزار کردند با وجودي که سمت و سوي اعتراض شان در راستاي احقاق حق نامزدهاي اصلاح طلبان بود، ولي نه قرابت خوني با آنان داشتند و نه وابستگي جناحي در سطحي که فرمانبري ارگانيکي داشته باشند. از سوي ديگر نبايد فراموش کرد که بخش بزرگي از آمار 85 درصدي مشارکت مردمي در انتخابات اخير که به راستي مايه فخر و مباهات است، حاصل زحمات و هزينه هاي گروه هاي اصلاح طلب است. به ياد بياوريم ماه هاي فروردين و ارديبهشت را که به رغم کوتاهي رسانه ملي چگونه نامزدهاي اصلاح طلب در خلال سفرهاي خويش شور و نشاط انتخاباتي را در اقصي نقاط کشور مي پراکندند و مردم را سواي سلائق فکري به مشارکت گسترده فرا مي خواندند. دقت در همين پاره هايي که در اين نوشته مختصرا بدان ها پرداخته شد به روشني صادقانه نبودن افتراي بزرگ نيت انقلاب مخملين را مشخص مي کند و جوهره واقعي و خواست معکوس افترازنندگان را برملا مي سازد. اين خود نوع شاخصي از سطحي نگر ساختن اذهان و ضربه زدن بر پايه هاي مستحکم انقلاب اسلامي است که ارکان کشور را سست و مهياي وقوع چنين انحرافي بنمايانيم تا بر واقعياتي سرپوش نهاده شود و اميال نفساني عده اي برآورده گردد که امروز چنين از خبرهاي ساختگي خود به وجد مي آيند. شعار اصلاحات تبديل معاند به منتقد و تبديل منتقد به همراه است، ولي کساني که رويکرد فعلي را برگزيده اند فرجامي جز جدا کردن افرادي که تاکنون براي پيشبرد اهداف نظام تلاش داشته اند و بسياري از آنان نيز جزو بدنه همين نظام بوده اند نخواهد داشت و اين يعني بازي دو سر باخت. اگر در فکر جبران نقائص قانوني براي آينده باشيم، باعث تحکيم پيوند مودت و يکپارچگي حاکميت و ملت خواهد شد و به صواب نزديکتر است. متاسفانه مايه گذاشتن از ساحت دين نيز باب شده و اگر چندي پيش در خطابه هاي خود راي دادن به نامزدي را در حکم "جهاد في سبيل الله" تلقي مي کردند، اما امروز از دادن يک تذکر کوچک به اصحاب رسانه هاي همسوي خويش ناتوانند که زيرپا گذاشتن اخلاقيات و ريختن آبروي مومنين - يعني از بالاترين گناهان - را رويه خويش ساخته اند. از ما که کاري ساخته نيست جز همين تکرار درخواست هاي دلسوزانه و عاجزانه خدمت تصميم گيران محترم و علماي اعلام که جلوگيري کنيد از اين اتلاف انرژي براي مقابله با دشمنان ساختگي و فرضي، سرچشمه اين انحرافات توانفرسا را يافته و بخشکانيد. يگانه طريق برون رفت از معضل ايجاد شده و برقراري مجدد تعادل و توازن و آرامش همين است و امروز بهتر از فرداست، باور کنيد.