کميته امور خارجي (روابط بين الملل سابق) مجلس نمايندگان آمريکا در 10 اکتبر 2007، با وجود مخالفت دولت «جورج بوش» و هشدارهاي شديد ترکيه، تصويب قطعنامه 106 را در محکوميت کشتار ارامنه ترکيه در جريان جنگ جهاني اول و شناسايي آن به عنوان «نسل کشي» به تصويب رساند و به رسميت شناخت. اين قطعنامه با 27 راي مثبت در مقابل 21 راي منفي به تصويب رسيد. قطعنامه ياد شده در مرحله بعدي در صحن مجلس نمايندگان آمريکا مطرح و به راي گذاشته خواهد شد. هفت سال پيش نيز کميته روابط بين الملل مجلس نمايندگان آمريکا لايحه مشابهي را تصويب کرد اما مداخله بيل کلينتون، رئيس جمهور وقت آمريکا مانع از طرح اين لايحه و راي گيري در مورد آن شد. .قطعنامه غيرالزامي به رسميت شناختن نسل کشي ارامنه توسط ترکهاي عثماني با عدم پشتيباني اکثريت دموکرات در مجلس نمايندگان آمريکا مواجه شد.
براساس اين طرح، انکارکنندگان نسل کشي ارامنه ممکن است به يک سال حبس و پرداخت 45 هزار دلار محکوم شوند. گزارشها حاکي از آن است که شماري از نمايندگان دموکرات آمريکا پشتيباني خود را از اين قطعنامه که کشتار ارامنه را در جنگ جهاني اول به عنوان نسل کشي به رسميت مي شناخت، پس گرفتند.اين نمايندگان مي گويند، تصويب چنين قطعنامه اي به مناسبات آمريکا و متحدانش در ناتو و ترکيه لطمه مي زند; لازم به ذکر است که سناي بلژيک (1978)، مجلس فرانسه (1998)، پارلمان اروپا سه نهاد قانونگذاري در اروپا هستند که پيشتر قطعنامه شناسايي کشتار ارامنه به عنوان نسل کشي را تصويب کرده اند. دولت ترکيه هر ماهه بيش از 300 هزار دلار را صرف متخصصان ارتباطات و لابيهاي بسيار بانفوذ از جمله «باب ليوينگستون» از اعضاي سابق کنگره آمريکا مي کند تا اين اقدام را شکست دهند. اما «نانسي پلوسي» که نمايندگي منطقه اي را در آمريکا بر عهده دارد که بخش اعظم جمعيت آن ارمني است، با بي توجهي به اين نگرانيها گفت که وي از طرح اين قطعنامه حمايت مي کند و براي اولين بار آن را به راي گيري کامل مي گذارد که نيمي از اعضاي مجلس نمايندگان هم با آن موافقند. ترکيه پذيرفته که بسياري از ارامنه در جريان جنگ جهاني اول کشته شدند اما همواره با اعلام آن به عنوان «نسل کشي» به شدت مخالفت کرده است. ارامنه مي گويند که حاکمان وقت عثماني، به طور سيستماتيک و منظم دست به قتل عام يک و نيم ميليون ارمني زدند. اگرچه ترکها قبول دارند که تبعيد ارامنه به سوي سوريه، در سال1915، سبب کشته شدن چند صد هزار نفر شد،اما با اين استدلال که ارائه ارقامي چون1/5ميليون کشته خيلي اغراق آميز است; هرگونه اقدام به نسل کشي را مردود مي دانند. ترکيه که وارث امپراتوري عثماني شد، اين اتهام را رد مي کند و مي گويد که گروهي از ارامنه و ترکها در شرايط بحراني حاکم بر جنگ جهاني اول به دلايل مختلف از جمله بيماري و گرسنگي کشته شدند. «ترکيه آنچه را "نسل کشي ارامنه در سال 1915در دوران عثماني» ناميده مي شود، رد کرده و تاکيد دارد «ارامنه صرفا در شرايط جنگي آن زمان به کوچ اجباري وادار شده اند و در جريان کوچ، عده اي از آنان جان خود را از دست داده اند.»
برخي کارشناسان ازاحتمال تصويب قطعنامه شناسايي کشتار ارامنه به عنوان نسل کشي درکنگره آمريکا خبر مي دهند اما برخي ديگر بر اين باورند که ممکن است اين موضوع با دخالت هايي از سوي کاخ سفيد فعلا غير فعال باقي بماندکه فعلا اين گونه است. در 26 اکتبر 2007نيز طرفداران قطعنامه 106 که طي آن رسما کشتار ارامنه توسط عثمانيها در سال 1915 نسل کشي اعلام مي شود، اعلام کردند که تلاش خود را براي به راي گذاشتن اين قطعنامه در مجلس نمايندگان آمريکا به تعويق خواهند انداخت. به گزارش خبرگزاري رويتر، در پي اعتراضات شديد ترکيه به عنوان يکي از اعضاي ناتو و کاهش حمايت نمايندگان آمريکا از اين قطعنامه جنجالي، طرفداران آن طي نامه اي به نانسي پلوسي رئيس مجلس نمايندگان اين کشور، اين تصميم خود را اعلام کردند. اما چهار حامي اصلي اين قطعنامه که اين نامه را نوشته اند، همچنان به طور کامل دست از تلاش براي به تصويب رساندن اين قطعنامه که سالها ارامنه - آمريکايي ها به دنبال آن بودند، برنداشته اند. اين حاميان از نانسي پلوسي، خواسته اند که در حال حاضر اين قطعنامه را به راي نگذارد اما از طرفي گفته اند که به تلاش خود براي بررسي هاي بيشتر در پايان امسال يا سال آينده ميلادي ادامه خواهند داد. پيشتر قرار بود اين قطعنامه پيش از تعطيلات زمستاني کنگره در صحن مجلس نمايندگان به راي گذاشته شود. در اين نامه آمده است: ما معتقديم که اکثريت همکاران ما در مجلس قصد دارند از اين قطعنامه حمايت کرده و آن را به تصويب برسانند اما بهتر است اين اقدام در شرايط و زماني مناسب تر انجام گيرد. اين نامه توسط آدام اسميت، براد شرمن، آنا اشو، فرانک پالون، چهار نماينده حزب دموکرات که از طرفداران اصلي اين قطعنامه به شمار مي رفتند، امضا شده بود. يک سخنگوي پلوسي نيز اعلام کرد که او به تصميم اين طرفداران احترام گذاشته و تصويب اين قطعنامه را به تعويق خواهد انداخت.
اما نکته اي که در اين ميان مهم و قابل تامل است اين است که ترکيه يکي از اهرم هاي مهم خود را براي مقابله با تصويب اين قطعنامه از دست داده است. لابيهاي يهودي در آمريکا سالها در برابر حمايت ترکيه از اسرائيل و برقراري روابط آنکارا- تل آويو گروهي قدرتمند بودند که مخالفت جدي خود را با تصويب اين قطعنامه اعلام کرده بودند و براي اين مدت هم موفق به ممانعت از طرح چنين لايحه اي در کنگره شدند.لابيهاي يهودي- صهيونيستي با تقويت محورآنکارا- تل آويو-باکو درتلاش بودند تا تحولات منطقه اي را به نفع رژيم اسرائيل رقم بزنند و به اصطلاح محور ايروان- آتن را درموضع ضعف قرار دهند، اما ظاهرا به دلايلي اين معادله و محاسبه منطقه اي از چشم انداز لابيهاي اسرائيلي در آمريکا تغيير کرده است. چندي پيش آبراهام فاکسمن مدير «انجمن ضد افترا (ADL )» که يک سازمان بسيار قدرتمند يهودي-صهيونيستي در آمريکا است در اظهاراتي شگفت انگيز تغيير موضع داده و گفت که به نمايندگي از گروه هاي يهودي به اين نتيجه رسيده است که کشتار ارامنه در جنگ جهاني اول رخ داده است. گرچه وي بلافاصله ازسوي برخي ديگر از گروه هاي يهودي ديگرمورد انتقاد قرارگرفت وتا حدودي از موضع خود عقب نشيني کرد، اما اظهارات اخيرعلي باباجان وزيرخارجه ترکيه نشان مي دهد که حمايت گروه هاي يهودي از اين موضوع برداشته شده است که اين مساله مي تواند لابي قدرتمند ارامنه را در اين مسير تقويت کند. علي باباجان وزير خارجه ترکيه دراظهاراتي بي سابقه خاطرنشان کرد: درترکيه اين تصورعام وجود دارد که سازمان هاي يهودي آمريکا با گروههاي ارمني پيوند خورده اند تا ترکيه را «بدنام» و «محکوم» کنند. بيان چنين اظهاراتي از سوي وزير امور خارجه ترکيه نشان از آن دارد که آنکارا يکي از بازوهاي قدرت خويش را براي ممانعت از تصويب اين قطعنامه از دست داده است. دولت ترکيه در ديدار با فرستادگان دولت آمريکا تاکيد کرده است که در صورتي از حمله به شمال عراق براي پيگرد عناصر حزب کارگران کردستان منصرف خواهد شد که شش خواسته آنکارا با پاسخ مثبت واشينگتن روبرو شود. به گزارش شبکه سي.ان.ان ترک، مقامهاي ترکيه در ديدار با دو نماينده اعزامي از سوي آمريکا به آنکارا، شش خواسته خود را به اين شرح اعلام کرده اند:
1- تسليم برخي از رهبران حزب کارگران کردستان(پ.ک.ک) به آنکارا، 2- بسته شدن دفاتر پ.ک.ک در شمال عراق و بغداد، 3- تحويل برخي شخصيت هاي بلندپايه در اداره محلي کردستان عراق که از سوي آنکارا به حمايت مالي و تسليحاتي از پ.ک.ک متهم هستند، 4- مسدود شدن دارايي هاي حزب کارگران در آمريکا و اروپا، 5-تحقيق درباره چگونگي دستيابي حزب کارگران به سلاح هاي آمريکايي که آنکارا بر کشف اين سلاحها از سوي نظاميان ترک تاکيد کرده است، 6-توقف فعاليت شرکت هايي در شمال عراق که به گفته مقام هاي ترک به حمايت مالي از حزب کارگران مشغول هستند. مقامهاي آمريکايي تلاشها و رايزنيهاي خود را براي منصرف کردن ترکيه از دست زدن به اقدام نظامي عليه حزب کارگران کردستان در شمال عراق آغاز کردند. ترکيه با استفاده از چند گزينه توانسته در قبال اين اقدام کنگره آمريکا ايستادگي کند: اول آنکه اجازه استفاده هواپيماهاي آمريکايي ازحريم هوايي خود را لغو کند، دوم: ترکيه استفاده آمريکا از پايگاه هوايي «اينجرليک» را محدود کند، سوم: ترکيه حمل و نقل کالا و تجهيزات به عراق از مرزهاي خود را قطع کند که با توجه به آنکه 70 درصد از تجهيزات مورد نياز نيروهاي ائتلاف از مرزهاي ترکيه وارد عراق مي شود; اين امر مي تواند وضعيت نيروهاي آمريکايي در عراق را پيچيده تر از حال کند.
اگر به تلاشهاي کاخ سفيد در هفته گذشته مبني بر متقاعد کردن کنگره براي صرف نظر کردن از نسل کشي خواندن کشتار ارامنه توجه کنيم، متوجه مي شويم که دولت آمريکا به خوبي از وضعيت خود در عراق و ترکيه آگاهي دارد و به هيچ وجه خواهان از دست دادن موقعيت خود در ترکيه نيست يعني به عبارت ديگر در مساله کشتار ارامنه و تقابل واشينگتن و آنکارا، ابتکارعمل در دست ترکيه است علاوه براين تهديد کرد که در صورت تصويب نهايي آن توسط کنگره آمريکا، براي عمليات ارسال تجهيزات و سلاح براي نيروهاي آمريکايي در عراق با استفاده از فضاي ترکيه محدوديت ايجاد خواهد کرد. پايگاه هوايي عظيم اينجرليک مهمترين قطب تامين تجهيزات نظامي براي عراق محسوب مي شود. همچنين آمريکا با استفاده از اين پايگاه هواپيماهاي بدون سرنشين را به ماموريتهاي جاسوسي به همسايگان عراق اعزام مي کند.
مقامهاي پنتاگون تاييد کردند 70 درصد از پشتيباني هوايي عمليات عراق از طريق پايگاه اينجرليک انجام مي شود. اين مقامها اضافه کردند جايگزين کردن پايگاهي ديگر احتمالا در اردن، کويت يا بندر ام القصر عراق براي آمريکا ماه ها طول خواهد کشيد. به نظر مي رسد ادامه حيات پايگاه اينجرليک براي آمريکا به تصويب نهايي قطعنامه مربوط به ارامنه توسط مجلس نمايندگان بستگي دارد.
معاون وزير امور خارجه آمريکا «نيکلاس برنز» به همتاي ترک خود گفته است: «اگر مي خواهيد لايحه نسل کشي ارامنه در کنگره آمريکا تصويب نشود، ترکيه بايد در قضيه «کرکوک» (عراق) کوتاه بيايد». يعني ترکيه اجازه دهد مناطق «ترکمن نشين «شمال عراق، مانند کرکوک و «تل عفر» .... (که مناطق نفت خيز هستند) قبل از اعلام استقلال دولت کرد تحت حمايت آمريکا، ضميمه بخش کردستان عراق شده، تا در مرحله بعد آمريکا دامنه کردستان مستقل تحت حمايت خود را به مناطق کرد نشين کشورهاي همسايه گسترش دهد! مطرح کردن «نسل کشي ارامنه» در پارلمانهاي کشورهاي اروپايي و آمريکا خود بيانگر يک واقعيت است، بدين معني که: از آنجايي که ارمني ها نه در گذشته و نه اکنون ظرفيت و توان جامه عمل پوشاندن مطالبات خود را نداشته و ندارند، لذا مانند گذشته دست به دامن دولتهاي امپرياليست غرب شده اند.
آنها با زبان بي زباني خطاب به دول غربي مي گويند: بياييد ترکيه را تکه پاره کنيد و سهم ما را بدهيد! بي جهت نيست که ناسيوناليستهاي افراطي ارمني، چه در دياسپورا و چه در ارمنستان، بخاطر محقق ساختن هدف فوق، مدام برطبل کينه و نفرت عليه ترکها مي کوبند.
در مورد نقش لابيهاي يهودي-صهيونيستي آمريکا در تصويب قطعنامه فوق که 7 نفر از 48 عضو کميته امور خارجي نمايندگان مجلس نمايندگان آمريکا يهودي بوده و از حمايتهاي لابيهاي يهودي و ارمني برخوردارند، حتي خود رئيس کميته «تام لانتوس» نيز يهودي است. جالب تر از همه اينکه تام لانتوس عضو شوراي هولوکاست ايالات متحده از سال 1996-1989 و 1999 تاکنون مي باشد. نماد سياست خارجي آمريکا که يک کرکس است، لابي يهودي و لابي ارمني در حکم دو بال برلاي اين کرکس هستند. همين اعضاي کميته امور خارجي با نفوذ لابي ارمني و يهودي، جمهوري خودخوانده و جعلي «ناگورنو-قره باغ» را شناسايي کرده و هر ساله کمکهايي به آن اختصاص مي دهند.کميته آيپاک قدرتمند ترين لابي پرنفوذ يهودي-صهيونيستي در آمريکاست که تقريبا تمامي اعضاي مجلسين سنا و کنگره آمريکا به نحوي از انحا وامدار آنهاست . اين کميته وظيفه برقراري ارتباطات عمومي و جلب حمايت آمريکايي ها از اسرائيل را برعهده دارد. مقر اصلي آيپاک (ايپک) در کپيتول هيل واشنگتن دي. سي (مقر کنگره) مي باشد و اين موقعيت، امتياز ويژه اي را براي دستيابي و دسترسي سهل تر به هرم قدرت به اين سازمان داده است.
لابيهاي يهودي-صهيونيستي تبديل به يک جريان قدرتمند در نظام سياسي آمريکا شده که هيچ کانديداي دموکرات يا جمهوريخواهي را جرات به چالش طلبيدن آن نيست. آموزش کنگره ايالات متحده در خصوص روابط اسرائيل و آمريکا از مهمترين فعاليت هاي آيپاک است. به نظر مي رسد تصويب اين قطعنامه به نوعي بازي سياسي و باج خواهي آمريکا از ترکيه در شرايط متشنج کنوني با توجه به اهداف ترکيه در قبال منطقه کردستان عراق و روابط به گرمي گراييده ترکيه با ايران مي باشد.
در مورد ترکيه، مقامات آمريکايي احساس مي کنند که با موفقيت از حمله گسترده ترکيه به کردستان عراق حد اقل تا موقعي که بوش در 5 نوامبر با اردوغان در واشينگتن ديدار مي کند، جلوگيري کرده اند. درست در زماني که مقامات حکومت به اين باور رسيده اند که يک عراق نسبتا با ثبات در دسترس آنها قراردارد، تنشهاي روزافزون با ترکيه هشداردهنده شده اند. در درون شوراي امنيت ملي ايالات متحده چندين احتمال وقايع تيره و تاريک ازجمله، دخالت نيروهاي منطقه اي مانند ايران و سوريه، از هم پاشي ثبات در کردستان عراق، قطع جريان صادرات نفت و تشنج در کرکوک مورد مطالعه و بررسي قرار مي گيرد. يک تحليلگر سازمانهاي اطلاعاتي آمريکا موقعيت فعلي را با «ماه آگوست سال 1914» درست پيش از بروز جنگ جهاني اول قابل مقايسه مي داند. «يک جرقه کوچک مي تواند باعث و باني جنگ منطقه اي شود». مقامات شوراي امنيت ملي نيز عواملي براي ميانه روي را که محتمل است از بروز بدترين احتمال ممکن جلوگيري کند پيدا کرده اند. آنها براين باورند که ترکيه در پي وارد آوردن ضربه به حزب پ.ک.ک. است و در عين حال خواهان اشغال درازمدت کردستان عراق نيز نيست. بنابراين، ترجيح ترکيه به بمباران هوايي و با توپخانه و عمليات نيروهاي ويژه است. فرا تر از اين، دخالت سطح بالاي دولت ايالات متحده در مورد معتدل کردن واکنش محتمل ترکيه دستاوردهايي داشته است. ولي حکومت ايالات متحده در اين سياست متفق القول نيست. باور عمده اين است که مسوولين مرتبط با معاون رئيس جمهور ديک چني استدلال مي کنند که حمله واکنشي ترکيه عليه عواملي که سربازان آن کشور را به قتل مي رسانند مشروع و قانوني است.
چنانچه ترکيه به حمله دست بزند، آنها استدلال خواهند کرد که ايالات متحده هم بايد عليه پايگاههاي جنگجويان غير نظامي عراقي در خاک کشورهاي همسايه جايي که به آنها آموزش داده مي شود وارد عمل شود. مقامات شوراي امنيت ملي آمريکا اين استدلالها را رد مي کنند ولي اين امر گوياي آنست که چگونه بحران مي تواند اوج گرفته و به مساله اي بزرگتر تبديل شود. از اين که ميزان خطر ژئوپوليتيک منطقه بالا رفته شک و شبهه اي وجود ندارد، اما، شواهد نشان مي دهد که فعلا وقوع هرج و مرج گسترده منطقه اي غيرمحتمل است.