نسخه شماره 2867 - 1390/12/14 -

 تصميم شجاعانه 
نويسنده : حميدرضا شکوهي

خبرسازترين رويداد نهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلا مي در روز جمعه علا وه بر شکست برخي چهره هاي مشهور اصلا ح طلب، حضور سيد محمد خاتمي رئيس جمهور سابق در پاي صندوق راي بود; خبري که بازتاب گسترده اي در رسانه هاي خبري داشت و اين بازتاب به دو گونه بود. همانگونه که پيش بيني مي شد رسانه هاي اصولگرا از حضور خاتمي در پاي صندوق راي، استقبال کردند و آن را پاسخي به تحريم کنندگان انتخابات ارزيابي کردند و حاميان تحريم انتخابات نيز به شدت عليه خاتمي موضع گيري کرده و او را مورد انتقاد، نکوهش و حتي ناسزا قرار دادند. اما آيا واکنش هايي که حاميان تحريم انتخابات برضد خاتمي نشان دادند منصفانه بود؟ ابتدا ذکر اين نکته را ضروري مي دانم که هر کس حق دارد در انتخابات شرکت کند يا شرکت نکند و همانگونه که شرکت در انتخابات مي تواند تکليف باشد، حق افراد هم هست. اما اينجا بحث برسرنکوهش افراد به دليل استفاده از اين حق خود است. من هيچگاه سعي نداشتم به حاميان تحريم انتخابات پاسخ بدهم يا با آنها به چالش بپردازم، چرا که شرکت در انتخابات را حقي مي دانم که برخي شايد نخواهند در برخي مقاطع از آن استفاده کنند اما تخريب فردي را به دليل آنکه خواسته از اين حق طبيعي و بديهي خود استفاده کند نمي توانم بپذيرم; به ويژه اگر اين تخريب برضد فردي همچون سيد محمد خاتمي صورت گيرد که 8 سال رئيس جمهور اين کشور بوده و نمي توانيم او را متهم کنيم که اصول سياست را نمي داند. البته من هميشه به دليل نوع سياست ورزي خاتمي به او انتقاد داشته ام و همواره او را در قامت فردي انديشمند، موفق تر از خاتمي سياستمدار مي دانستم و مي دانم; اما چگونه مي توان باور کرد که فردي با سابقه خاتمي که در کشوري همچون ايران با پيچ و خمهاي خاص سياسي 8 سال رئيس جمهور بوده، آنقدر با سياست بيگانه است که ناگهان تصميم گرفته برود راي بدهد؟قطعا اينطور نيست. به اين نکته بايد توجه کرد که اگر چه خاتمي شروطي را براي حضور در انتخابات مطرح کرده بود، اما اين شروط، صرفا براي مشارکت موثر در انتخابات توسط اصلا ح طلبان و ارايه فهرست انتخاباتي از سوي جريان اصلا حات بود و خاتمي هيچگاه نگفته بود که او يا اصلاح طلبان انتخابات را تحريم مي کنند; کمااينکه ساير اصلا ح طلبان داخل کشور نيز هرگز سخن از تحريم به ميان نياورده بودند و تنها برخي گروه ها اعلا م کرده بودند فهرست انتخاباتي ارايه نمي دهند. به همين دليل راي دادن خاتمي، آنقدر هم شگفت انگيز نبوده چرا که بايد بين مشارکت در انتخابات از طريق ارايه فهرست انتخاباتي و مشارکت در انتخابات از طريق راي دادن تفکيک قائل شد. اما مهمتر از اين موضوع، دليل حضور خاتمي در انتخابات است.
اگرچه خاتمي، خود بايد دليل اين حضور را اعلا م کند اما به نظر من، مخالفان حضور خاتمي، کمي عجله کرده اند. تاثيرات حضور خاتمي در انتخابات مجلس نهم، در هفته ها و ماه هاي آينده مشخص خواهد شد و آن وقت است که شايد برخي از موضع گيري زودهنگام و قضاوت شتاب زده خود در مورد اقدام خاتمي عقب نشيني کنند. نقطه اختلا ف اصلا ح طلبان طرفدار تداوم فعاليت سياسي در چارچوب هاي فعلي و از جمله شرکت در انتخابات، با آن دسته از گروه هايي که ساز تحريم را کوک مي کنند در اين نکته است که اصلا ح طلبان حامي شرکت در انتخابات، قصد دارند در چارچوب هاي فعلي به فعاليت هاي سياسي خود ادامه دهند و همچنان مسير اصلا ح را در همين چارچوب، اگرچه ناهموار، اما قابل تردد مي دانند، اما گروه دوم اعتقاد دارند اميدي به اصلا ح در چارچوب هاي کنوني وجود ندارد.
سيد محمد خاتمي با حضور در انتخابات نه تنها نشان داد که با گروه اول هم عقيده است و همچنان فعاليت سياسي در چارچوب هاي کنوني را امکانپذير مي داند، بلکه مسير را براي فعاليت هاي سياسي آتي اصلا ح طلبان در اين چارچوب هموارتر ساخت تا اصلا ح طلبان همچنان به حيات خود در عرصه سياسي کشور، اگر چه کم رنگ و کم رمق، ادامه دهند. به اعتقاد من ناکامي برخي از چهره هاي مطرح اصلا ح طلب در انتخابات مجلس نهم، ارزش اين اقدام خاتمي را افزايش مي دهد چرا که ناکامي برخي از چهره هاي مشهور اصلا ح طلب، مي توانست عرصه را براي حضور سياسي اصلا ح طلبان، بازهم کمرنگ تر کند که حضور موثر خاتمي باعث شد اميد اصلا ح طلبان به فعاليت در چارچوب نظام سياسي فعلي کشور همچنان زنده بماند. شايد خاتمي هيچ امتيازي از حاکميت نگرفته باشد، اما حضور او در انتخابات، حاوي امتيازاتي خواهد بود که در دراز مدت با تداوم فعاليت هاي سياسي آنها از طرف مردم عايدشان خواهد شد. من فکر مي کنم خاتمي مثل هميشه نقش سنگ زيرين آسياب را ايفا کرد و انتقادها را به جان خريد تا مشي اصلا ح طلبي، ولوکم رنگ، بازهم تداوم داشته باشد. اگر چه اعتقاد دارم انتخابات در کشور ما با استانداردهاي مورد نياز فاصله دارد و انتخابات مجلس نهم نيز مي توانست بسيار پرشورتر و رقابتي  تر باشد، اما انتقادهاي حاميان تحريم به خاتمي را درک نمي کنم چرا که آنها هيچ آلترناتيوي براي عدم مشارکت در انتخابات ارائه نداده اند و هيچگاه نگفته اند اگر راه اصلا ح از صندوق هاي راي نمي گذرد، از چه راهي مي توان شرايط کشور را بهبود بخشيد؟ برخلا ف حاميان تحريم، اگر من انتقادي به خاتمي دارم اين است که چرا او دير تصميم به مشارکت در انتخابات گرفت. اگر خاتمي از چند هفته قبل به محوري، نه لزوما براي فهرست انتخاباتي اصلا ح طلبان، بلکه حتي براي دلگرمي اصلا ح طلبان و حاميانشان براي حضور در انتخابات تبديل مي شد، قطعا اصلا ح طلبان با همين کانديداهاي اندک خود، موفقيت بيشتري کسب مي کردند و حتي حضور يک نماينده اصلا ح طلب بيشتر در مجلس، به سود جناح اصلا حات و جريان منتقد وضع موجود است. در مجموع، اگر چه راي دادن خاتمي در انتخابات روز جمعه، هيچ فايده اي به حال او نداشت و مشهورترين چهره هاي اصلا ح طلب هم در اين انتخابات از ورود به مجلس بازماندند، اما به نظر من، شجاعت خاتمي و کانديداهاي اصلا ح طلب اين دوره از انتخابات مجلس- چه کانديداهاي پيروز، چه کانديداهاي شکست خورده- که در مقابل اين هجمه ها، از جناح راست گرفته تا حاميان تحريم، ايستادند تا نشان دهند اصلا حات هنوز زنده است و جريان اصلا ح طلب مي خواهد علي رغم تمام محدوديت ها، در فضاي سياسي کشور نقش فعال و پرثمري ايفا کند، اقدامي کم نظير بود که در ماه هاي آينده، مي توانيم صحت و اثرگذاري اين تصميم شجاعانه خاتمي و کانديداهاي اصلا ح طلب را درک کنيم.


نسخه چاپي ارسال به دوستان