نسخه شماره 3196 - 1392/02/28 -

 ساده‌زيستي جديد از نوع لنکراني و جليلي براي جلب توجه 

 در شرايطي که حضور ناگهاني هاشمي رفسنجاني موجب شده است تا طرح اصولگرايان براي کانديدا شدن در انتخابات رياست جمهوري با تعداد زياد، سرشکن کردن آرا و بيرون کشيدن شخص مورد نظر خود نقش بر آب شود، اکنون اصولگرايان هر چه بيشتر از وحدت و اجماع بر سر نامزدي واحد صحبت مي‌کنند. اين مسئله سبب شده است تا با در حاشيه قرار گرفتن قاليباف و ساير کساني که بيش از همه اسمشان به عنوان کانديداي مستعد اجماع شنيده مي‌شد، نام سعيد جليلي و کامران باقر لنکراني بيشتر مطرح شود. اما گذشته از دلايل حاميان اين دو در اصلح معرفي کردن آنها، آنچه که هر روز در مورد اين دو پر رنگ‌تر تبليغ مي‌شود ساده زيستي و دوري از ريخت و پاش آنها است. به گزارش پايگاه خبري فريادگر، ستاد مردمي حيات طيبه حاميان سعيد جليلي در سومين اطلاعيه خود اعلام کرد: «هيچ ستاد خود جوشي نبايد خود را نماينده‌ رسمي يا انحصاري ايشان در منطقه يا صنف خود اعلام کند». اين ستاد در بيانيه‌اي اعلام کرد؛ «ضمن تشکر از همه‌ برادران و خواهراني که از شهرها و استان‌هاي مختلف و صنوف و اقشار متنوع اعلام آمادگي براي همکاري نموده‌اند تاکيد مي‌شود فعاليت‌هاي همه‌ عزيزان در راستاي معرفي هر چه بهتر گفتمان مقاومت و پيشرفت و آقاي دکتر جليلي به عنوان کانديداي اصلح، نيازي به نصب نماينده‌ خاص از مراکز استاني و کشوري ندارد».

اين بدان معنا است که جليلي قصد ندارد ستاد تبليغاتي آنچناني راه بيندازد و جهت تبليغات قرار نيست چندان هزينه‌اي کند. البته اين ستاد در ادامه با بيان اينکه، «شکل‌گيري ستادهاي موازي بلامانع است و پس از شروع رسمي تبليغات انتخاباتي مسئولان استاني صرفا براي نظارت بر کار ستادهاي خودجوش مردمي معرفي خواهند شد»، قصد دارد تا اين را القا کند که جليلي در ميان توده مردم آنقدر طرفدار دارد که بسياري به طور خودجوش براي وي ستاد‌هاي تبليغاتي به راه خواهند انداخت، بدون اينکه نياز باشد وي جهت اداره آنها هزينه‌اي کند. البته در يکي دو سال اخير بارها اين وجه از شخصيت جليلي سعي شده است تا در صدا و سيما و رسانه‌هاي نزديک به اصولگرايان بارز شود.

چنانکه تنها در يک مورد، زماني که وي براي سفري به مسکو مي‌رفت و از هواپيماي عمومي استفاده کرد، و کنار مسافران عادي نشست و چمدانش را خود حمل کرد، اين رسانه‌ها در برنامه‌هاي مختلف روي آن مانور زيادي دادند و تلاش کردند تا هر چه بيشتر آنرا برجسته کنند و در معرض ديد مخاطب قرار دهند.

همين شکل از مانور شخصيتي را در مورد لنکراني هم مي‌توان شاهد بود. اگرچه لنکراني معتقد است که نهايتا از بين اين دو، يک نفر به عنوان رقيب دو جناح ميانه رو و دولت به ميدان انتخابات خواهد رفت.

لنکراني در تازه ترين اظهار نظر خود گفته است: «گفتمان ما و آقاي جليلي از يک نوع است و در اين راستا تلاش مي‌کنيم که در روز 24 خردادماه يک نماينده از گفتمان انقلاب اسلامي در صحنه حضور داشته باشد تا نيروهاي حزب اللهي دچار ابهام نشوند». اما در ادامه لنکراني نيز به هزينه‌هاي تبليغاتي خود اشاره کرد و گفت: «بنده تاکنون هزينه خاصي براي تبليغات انتخابات نداشته‌ام، به جز بليط‌هاي رفت و برگشت هواپيما که از شيراز به شهرهاي مختلف داشته‌ايم».

وي با بيان اينکه بايد منشور تبليغات داشته باشيم، افزود: «اميدوارم در اين دوره از انتخابات به گونه‌اي عمل کنيم که نشان دهيم با هزينه کم هم مي‌توان در اين عرصه تأثيرگذار بود». از مسابقه ساده‌زيستي تا اختلاس سه هزار ميلياردي اما چرا در سال‌هاي اخير بسياري از سياستمداران تلاش دارند که خود را ساده زيست يا حداقل کم هزينه نشان دهند در شرايطي که در بسياري از کشورهاي دنيا کانديداها براي تبليغات انتخاباتي خود ارقام هنگفتي را هزينه مي‌کنند و از اعلام آن هم ابائي ندارند؟ در واقع اين ميل را مي‌توان ناشي از فاصله ميان ظاهر و باطن و حرف و عمل بسياري از مسوولان و مديران بلند پايه در ايران دانست.

در شرايطي که بسياري از ايشان سعي مي‌کنند تا با حفظ ظاهر خود را انسان‌هايي وارسته نشان دهند، به يکباره بروز خبرهايي مانند اختلاص سه هزار ميليارد توماني، اختلاس در بيمه ايران، اختلاف محاسباتي واريزي‌ها به خزانه ميان دولت و مجلس و بسياري ديگر از اين دست، سبب ايجاد خلل بزرگي در اعتماد مردم شده است. سکان بالاترين نهاد اجرايي کشور در 8 سال گذشته در دست کسي بود که در آشيانه پاستور قرار نگرفت مگر با استراتژي ساده زيست نمايي. از آن روي ساده‌زيست‌نمايي که در تبليغات او از خانه محقر و خودروي ارزان و حساب بانکي صفر و... سخن گفته شد و در سال‌هاي نخستين پس از ورود به دفتر رياست جمهوري، از تنفر از کاخ نشيني گفت و در حرکت‌هاي نمادين گوش مسوولان ول خرج را کشيد و پول شام و ناهار جلسه‌ها را از اعضاي کابينه گرفت و کاپشن احمدي نژادي پوشيد. اما هر چه که گذشت ديد ساده زيستي شولايي است سخت که تن را به شدت مي‌آزارد و به مرور آن را از تن به در آورد.

او نيز کاخ نشين شد، کت و شلوار نو به تن کرد و چارتر خصوصي اش را به هر سويي به پرواز درآورد، و تنها در پي مرگ چاوز دو بار به آنسوي زمين پرواز کرد و باز تنها در آخرين سفر از هشت سفري که به سرزمين شيطان بزرگ کرد، صد نفر را با خود به همراه برد. او که وعده مبارزه با فساد داده بود، در دولتش اختلاس‌هاي چند هزار ميلياردي رو شد تا دولتي که مدعي پاک‌ترين دولت تاريخ بوده است از اين لحاظ در تاريخ ايران رکورددار باشد و با پول بيت المال و به بهانه سفرهاي استاني کارناوال تبليغاتي مشايي به راه انداخت.


نسخه چاپي ارسال به دوستان