برو  
سایتهای مرتبط :: نمایشگاه تصاویر
  
نسخه شماره 1764 - 1386/12/28 -

 گفت گو با استفن کينزر نويسنده کتاب «همه مردان شاه»
  مخالفت با ملي شدن نفت و طرح کودتا 
نويسنده : ترجمه: مرتضي اسدي

در سال CIA1953  و سازمان اطلاعات انگلستان کودتايي را براي سرنگوني دولت دموکرات ايران -دولت محمد مصدق- تدارک ديدند که پيامدهاي آن کودتا همچنان احساس مي شود.
در سال 1951 نخست وزير مصدق، با ملي کردن صنعت نفت ايران خشم انگلستان را برانگيخت. مصدق معتقد بود که ايران بايد از سود سرمايه عظيم نفت که تحت انحصار شرکت نفتي (که بعد ها با نام بريتيش پتروليوم،BP مشهور شد) قرار داشت بهره مند شود.
پس از بررسي گزينه نظامي، بريتانيا کودتا را براي رويارويي با دولت مصدق برگزيد. هري ترومن رئيس جمهور آن زمان آمريکا با اين پيشنهاد انگلستان مخالفت کرد، اما هنگامي که آيزنهاور بر صندلي رياست جمهوري ايالات متحده تکيه زد، به سازمانCIA  دستور داد تا يکي از اولين عمليات سري خود در برابر يک دولت خارجي را آغاز کند.
کودتا توسط ماموري به نام کرميت روزولت - فرزند تئودور روزولت، رئيس جمهور اسبق آمريکا- هدايت شد. سازمانCIA  به يک شاه جوان و نامطمئن براي صدور حکم عزل مصدق - نخست وزير- تکيه کرد. کرميت روزولت از نورمن شوارزکوف درخواست کمک کرد.
سازمانCIA  و بريتانيا از طريق رواج رشوه خواري، راه اندازي موج تهمت و افترا و شورش هاي سازماندهي شده در صدد تخريب و تضعيف دولت مصدق برآمدند. افرادي را نيز در قالب کمونيست ها مامور کردند تا به توهين به رهبران مذهبي بپردازند، در همين حال دولت ايالات متحده به دروغ مدعي شد که اتباع آمريکايي مورد تعرض و تهديد قرار گرفته اند.
حدود 300 نفر در جريان شورش ها در تهران کشته شدند.
دولت مصدق سقوط کرد و او به 3 سال زندان و تبعيد مادام العمر در املاک شخصي اش در روستاي احمد آباد محکوم شد.
پس از شکست اولين دولت دموکرات در ايران، اوضاع حدود دو دهه توسط حکومت ديکتاتوري شاه که به شدت متکي به کمک هاي آمريکا بود، کنترل شد.
واکنش هاي ضد آمريکايي که موجب سقوط شاه در سال 1979 شد، شوکي را به همه منطقه خاورميانه وارد آورد.
پس از انقلاب 1979 جيمي کارتر رئيس جمهور ايالات متحده اجازه داد تا شاه مخلوع وارد آن کشور شودو انقلابيون ايران از بيم اينکه مبادا اتفاقات 1953 تکرار شود و شاه مجددا به کمک آمريکا در مسند قدرت قرار گيرد، به سفارت آمريکا که کودتاي 1953 عليه مصدق را پي ريز کرده بود يورش بردند و اعضاي سفارت را به گروگان گرفتند.
نقش ايالات متحده در سقوط دولت مصدق تا سال 2000 به روشني مشخص نبود تا اينکه در اين سال در مقاله اي در نشريه نيويورک تايمز، مادلين آلبرايت اعتراف کرد کودتا شکستي آشکار براي توسعه سياسي ايران بود و اکنون مي توان دريافت که چرا ايرانيان همچنان از مداخله در امور داخلي شان منزجرند.
آنچه در زير مي خوانيد گفت وگوي امي گودمن- با استفن کينزر نويسنده کتاب «همه مردان شاه» در مورد داستان کودتا پس از ملي شدن صنعت نفت است.
براي ما بگوييد اين اتفاق (کودتا) چگونه روي داد؟
کودتا حادثه بسيار مهمي بود و با يک نگاه تاريخي به آن مي توانيم آنچه را طي سال هايي که از آن رويداد گذشته در خاورميانه اتفاق افتاد، درک کنيم.اما هنوز بسياري از آمريکاييان نمي دانند چنين حادثه اي روي داده است. از اين رو زماني که کتابم را مي نوشتم احساس مي کردم واقعه اي را مي کاوم که فراموش شده است. در همان هنگام خيلي زود فهميدم که مصدق نخست وزير وقت ايران در سال 1951 از طرف مجله تايم به عنوان «مرد سال» معرفي شده بود من هم يک کپي از عکس روي مجله تايم را قاب کردم و به ديوار خانه ام نصب کردم. من احساس مي کردم نه تنها اين رويداد را مي کاوم بلکه بازگشتي به زندگي اين مرد بزرگ که تصويرش بر ديوار خانه ام نقش بسته دارم. او واقعا يک شخصيت بزرگ و يک چهره برجسته در ميان قرن گذشته بود، در زماني که صدايي از جهان سوم در محافل جهان بلند نبود. زماني که هنوز کاسترو، نکرومه، سوکارنو و ناصر ظهور نکرده بودند مصدق به واقع با مطرح کردن دعواي ايران از مرزهاي اين کشور فرا رفت و حضورش را مي توان در نيويورک احساس کرد و به دليل طرح دعواي ملت هاي فقير در برابر ملت هاي ثروتمند، پديده جديدي براي همه جهان به شمار مي رفت.
کتاب من (همه مردان شاه) مملو از شخصيت هاي جالب است نه تنها کرميت روزولت - که کودتا را طرح ريزي کرد- بلکه مصدق بزرگ کارکشته، تحصيلکرده اروپا اما عاطفي،که وقتي از رنج هاي ايرانيان در مجلس سخن مي گفت تا  حد مرگ مي گريست. هنگامي که او دعواي ايران مبني بر ملي کردن صنعت نفت را مطرح کرد، خود را براي رويارويي با قدرت هاي بزرگ در جهان آماده ساخت و اين رويا رويي اثراتي به جا گذاشت که هنوز مي توان در دنياي امروز آن را مشاهده کرد.
در مورد شرکت نفتي Iranian-Anglo  (انگليسي،ايراني) صحبت کنيد:
شرکتIranian-Anglo  در ابتداي قرن بيستم وارد ايران شد و بزرگترين بهره برداري را از ذخاير نفت که تاکنون در جهان صورت گرفته از نفت ايران صورت داد و در نيمه دوم قرن بيستم ميليون ها دلار نفت از ايران استخراج کرد. طي اين مدت انحصار بهره برداري در اختيار اين شرکت بود به طوري که ايران سهم بسيار اندکي (16 درصد) از نفت و مزايايش را داشت.
بنابراين کنترل نفت ايران طي دهه هاي 30،40و50 در اختيار بريتانيا بود.
ايرانيان چيز زيادي از نفت عايدشان نمي شد. انديشه هاي ملي گرايانه از پس از جنگ جهاني دوم در جهان شروع به رشد کرد و اين جريان روز به روز در اثر ستمي که به آنان وارد مي شد در ميان ايرانيان گسترش مي يافت.همين امر مصدق را به قدرت رساند در آن زمان که او در مجلس راي اعتماد گرفت نمايندگان مردم متفق القول با جريان ملي شدن صنعت نفت موافقت کردند که انگلستان واکنشي نشان داد که انتظار مي رفت آنها نمي توانستند بپذيرند فردي در ايران پيدا شود و سد راه منافعشان در انحصار بهره برداري از نفت شود اين شرکت به واقع بزرگترين شرکت نفتي در سراسر امپراتوري بريتانيا بود. سرانجام وقتي آشکار شد که مصدق کاملا در انجام آنچه ادعا کرد جدي است، بريتانيا درصدد حمله به ايران برآمد آنها نقشه اي طرح کردند که بر اساس آن پالايشگاه و ميدان هاي نفتي را تصرف کنند.
اما ترومن رئيس جمهوري وقت ايالات متحده با شنيدن اين خبر برآشفت و به بريتانيا گفت که ما در حال حاضر و تحت شرايط فعلي توان حمله به ايران را نداريم. از اين رو بريتانيا در صدد برآمد تا از سازمان ملل متحد بخواهد که مصدق را وادار کند تا از تصميم خود صرف نظر کند.اما سازمان ملل ادعاي انگلستان را نپذيرفت.در نهايت بريتانيا در صدد بر آمد دست به کودتا بزند.مصدق موضوع را فهميد و کاري کرد تا از انجام کودتا جلوگيري کند او سفارت انگلستان را تعطيل کرد و اعضاي آنرا که در ميان شان ماموران ويژه براي انجام کودتا بودند به انگلستان برگرداند.در اين شرايط انگلستان مجبور شد دست به دامن ايالات متحده شود آنان نزد ترومن رفتند و از او خواستند که مصدق را سرنگون کند ولي او نپذيرفت.
ترومن گفت که سازمان CIA تاکنون هيچ دولتي را سرنگون نکرده است علاوه بر اين او اعتقادي بر اين کار نداشت در اين شرايط انگلستان کاملا بدون پشتوانه شد آنها نتوانستند تا جبهه اي را عليه مصدق سازمان دهند از طرفي سازمان ملل هم شکايت آنها از دولت ايران را نپذيرفت و آنرا برگرداند و همچنين نتوانستند نيرويي براي انجام کودتا پيدا کنند.
اين وضعيت بود تا نوامبر 1952 که اداره خارجه انگلستان به همراه ماموران سازمان اطلاعات اين کشور اخبار حساسي از انتخابات آمريکا کسب کردند که بر اساس آن آيزنهاور شانس زيادي براي پيروزي در انتخابات داشت و در صورت کسب کرسي رياست جمهوري تغييراتي در سياست خارجي بوجود مي آورد آنها به حکومت فشار آوردند در نتيجه حکومت، سياست ترومن را کنار گذاشت و موافقت کرد که کرميت روزولت براي انجام کودتا به تهران بيايد.
يکي از دلايلي که من را واداشت تا اين کتاب را بنويسم اين بود که هميشه کنجکاو بودم بدانم يک دولت را چطور مي شود سرنگون کرد؟ پس از اينکه فردي براي اينکار انتخاب کرديد و بودجه اي هم به اينکار اختصاص داديد چه کار بايد کرد؟ عملکرد روزولت پاسخي است به اين سوال. اتفاقي که افتاد از اين قرار است:
کرميت روزولت- فرزند روزولت، رئيس جمهور اسبق آمريکا- مدير بخش خاور نزديک سازمانCIA، در انتهاي ژولاي 1953 وارد ايران شد و کمتر از 3 هفته را در ايران گذراند و در اين مدت طرح براندازي دولت مصدق را ارزيابي کرد اما روزولت چه کرد؟ اولين کاري که انجام داد اين بود که تهران را وارد يک معرکه سازماندهي شده کرد او مي خواست ايران را به سراشيب اضمحلال سوق دهد بنابراين به شمار زيادي از سياستمداران، اعضاي مجلس، رهبران مذهبي، سردبيران و روزنامه نگاران، رشوه داد تا جبهه سختي در برابر مصدق ايجاد کند. اين جبهه مملو از اتهاماتي بود که به دروغ به مصدق نسبت داده مي شد. هر چه زمان مي گذشت سيل اتهامات از خيابان و کرسي هاي مجلس به سمت مصدق افزايش مي يافت.
روزولت همچنين به سراغ سر دسته اوباش خياباني رفت و آنها را براي حمايت از کودتا اجير کرد همچنين او به عده اي از افسران نظامي نيز رشوه داد تا سربازان و نيروهاي شان را در کنارشان نگه دارند تا لحظه مناسب فرا رسد، زماني که لحظه مورد نظر فرا رسيد و شاه تحريک شد تا  مصدق را عزل کند برنامه اين بود که حکم عزل مصدق را در نيمه هاي شب در منزلش به دستش دهند و در صورت امتناع او از پذيرش حکم-که بسيار محتمل مي نمود- او را بازداشت کنند. اين يک توطئه بود اما چيزي که اتفاق افتاد اين بود که افسري که روزولت براي بردن حکم عزل به منزل مصدق انتخاب کرده بود وقتي قصد بازداشت مصدق را داشت، افسران محافظ منزل نخست وزير دست به کار شدند و او را بازداشت کردند کودتا با شکست روبه رو شده و توطئه فاش شده بود. فردي که قرار بود مصدق را بازداشت کند اکنون خود توسط نيروهاي هوادار مصدق بازداشت شده بود. روز بعد روزولت با صداي زنگ تلفني که از سازمانCIA  به او شد بيدار شد که به او خبر داد که برنامه کودتا لو رفته است. به اوگفتند بهتر است تا پيش از اينکه تو را پيدا کنند و به قتل برسانند از ايران خارج شده به آمريکا  برگردي. اما کرميت روزولت بنابر راي خود تصميم گرفت در ايران بماند اما با خود انديشيد من هنوز مي توانم برنامه کودتا را عملي کنم من به اينجا فرستاده شده ام براي سرنگوني دولت ايران و قصد دارم اين طرح را پياده کنم.
اينجا بود که روزولت دست به دامن نورمن شوارزکوف شد اين طور نيست؟
يکي از شخصيت هاي جالب اين داستان نورمن شوارزکوف است. او سرپرست تيم تحقيق در مورد آدم ربايي در ليندبورگ بود که با پليس ايالت نيوجرسي همکاري مي کرد او سال هاي دهه 1940 را در ايران گذرانده بود و يک شخصيت پر طمطراق بود که نفوذ زيادي روي شاه داشت. او يکي از کساني بود که کرميت روزولت براي فشار روي شاه ترسو، به کار گرفت تا حکم عزل مصدق را صادر کند. اما اکنون ديگر توطئه حکم عزل نخست وزير، شکست خورده بود.
در اين شرايط روزولت به تشخيص خود در اولين گام شورشيان را به خيابان ها گسيل داد و از آنان خواست تا وانمود کنند هوادار مصدق هستند. او شورشيان را واداشت تا شعار «درود بر مصدق و کمونيسم» و «ما جمهوري مردمي مي خواهيم»  سردهند و در اين حال به غارت مغازه ها و يورش به مساجد وشکستن پنجره ها بپردازند و رفتاري خلاف يک شهروند عادي را از خود نشان دهند. سپس دسته اي ديگر از اوباش وفواحش را اجير کرد تا به دسته اول شورشيان هجوم برند و با يک دعواي ساختگي فضايي ايجاد کنند تا القا کنند که ايران دچار هرج و مرج شده است. سرانجام در لحظه نهايي يعني 19 آگوست 1953 او همه اوباش را گرد هم آورد، همه واحدهاي نظامي اجير شده را حرکت داد، به شمار زيادي از ساختمان ها و تاسيسات دولتي يورش برد و در اقدام نهايي با محاصره خانه مصدق و کشته شدن صدها نفر از مردم کودتا با موفقيت انجام شد.
مصدق بازداشت شد و شاه که چند روز قبل از ترس گريخته بود به تهران بازگشت و دوره اي سرکوب گرانه و بي رحم را که 25 سال به طول انجاميد آغاز کرد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان