نسخه شماره 2093 - 1388/03/20 -

 دروغ و دروغگويي از نگاه قرآن 

دروغ در حوزه رذايل اخلاقي و نابهنجاري اجتماعي به معناي سخن ناراست، خلاف حقيقت و يا واقعيت و گفتاري ناحق است.
راغب اصفهاني در کتاب مفردات الفاظ القرآن بر اين باور است که اصل کذب و دروغ در گفتار است. تفاوتي در دروغ از اين لحاظ نيست که در گذشته اتفاق افتاده باشد يا در آينده; چنان که تفاوتي از اين جهت وجود ندارد که دروغ نسبت به وعده اي باشد که انجام نمي شود و يا امر ديگري باشد. (مفردات ص 478 ذيل واژه صدق)
البته براي دروغ اقسام و انواعي گفته اند و براي هر يک از آنها نام هاي خاصي گذاشته شده است. از جمله به افک و افترا و زور و حرص اشاره کرد.
نفاق و دروغ، دو روي يک سکه
شخصي که کاري ناپسند انجام مي دهد و يا قانون شکني مي کند، زماني که در موقعيت بازخواست قرار مي گيرد با ابزار دروغ مي کوشد تا زشتي کار خويش را بپوشاند و ديگري را فريب دهد. فريب و نيرنگ زدن از راه تغيير ماهيت عمل به گفتار موجب مي شود تا شخص در جايگاهي قرار گيرد که عيب و عاري بر او نيست.
ماهيت دروغ فريب ديگري است. دروغگو در تعامل اجتماعي، براي بازسازي وجه شخصيتي و اعتباري خويش تلاش مي کند و فريب و نيرنگ در گفتار از اين جهت انجام مي شود.
دروغگو، به نوعي، شخصي منافق است و اساسا ارتباط تنگاتنگي ميان دروغ و دورويي است. دو رويي و دروغ بيانگر آن است که ميان ظاهر و باطن فرد سازگاري و تناسب نيست و عدم تطابق به عنوان مولفه اصلي نفاق و کذب مي باشد. دورويي و دروغگويي از اين نظر يکسان هستند.
در دروغگويي شخص براي بازسازي و توجيه رفتارها و کردارهايش تلاش مي کند و مي کوشد تا شخصيت کاذبي را به جامعه نشان دهد که عامل وادارکننده شخص به دروغگويي مي تواند ترس از قدرت ديگري و يا دست يابي به منفعت و يا مصلحتي باشد اما در نفاق عامل اصلي و هدفي که موجب مي شود تا به نفاق گرايش يابد ترس از قدرت است که مي تواند وي را از منفعتي محروم کند و يا فشاري بر او وارد سازد و او را وادار به امري کند که با باورها و اعتقادات وي سازگار نيست. از اين رو مي توان گفت نسبت ميان دروغگويي و نفاق عموم و خصوص مطلق است.
عوامل دروغگويي
قرآن عوامل چندي را به عنوان عامل دروغگويي معرفي مي کند. قرآن منشا دروغ را شيطان و ابليس مي داند و به انسان هشدار مي دهد که شيطان به عنوان بنيانگذار دروغ و کسي که از اين طريق کوشيد تا به اهداف پست خود دست يابد، موجودي است که انسان را تشويق به دروغ مي کند. قرآن در داستان آفرينش و خلافت انسان گزارشي کامل از واقعه به دست مي دهد و در آن جا به اموري توجه مي دهد که بسيار حياتي و حساس است.
قرآن گزارش مي کند که ابليس براي دست يابي به اهداف خويش و خوار و گمراه کردن انسان به دروغ متوسل مي شود و نخستين موجودي است که از آن براي دست يابي به اهداف شوم خود سود مي برد. به نظر مي رسد که ابليس بي دروغگويي نمي توانست آدم را گمراه کند و لذا براي گمراه کردن وي از سوگند دروغ بهره برد.
قرآن به انسان هشدار مي دهد که شياطين و ياران ابليس الهام کنندگان دروغ بر دروغگويان هستند (شعرا» آيه 221 و 222) و آنان هستند که به اين نابهنجاري دامن مي زنند. البته قرآن توضيح مي دهد که شخصيت دروغگويان به آنان اجازه مي دهد تا تصرف شوند. از اين رو مي فرمايد شياطين بر هر تهمت زننده و گناهکار الهام به دروغ مي کنند.
چيرگي شيطان و ابليس بر انسان موجب مي شود تا به دروغ بلکه سوگندهاي دروغ گرايش پيدا کند و براي دست يابي به منافع، با سو»استفاده از باورهاي مردم به اموري چون خدا و پيامبر و امامان (ع) سوگند بخورد. (مجادله آيات 14 و 19)

حسادت، عامل دروغ

از ديگر عوامل، مي توان به حسادت اشاره کرد. انسان به جهت حسادت نسبت به ديگري گرفتار اخلاق زشت دروغ مي شود. نمونه و مصداقي که قرآن مطرح مي سازد داستان برادران يوسف(ع) است که براي جلب اعتماد حضرت يعقوب و دست يابي به منفعتي، دروغ بر زبان راندند است. (يوسف آيه 9 و11)
بي گمان حسادت، عامل بسياري از نابهنجاري ها، و رذايل اخلاقي است و از اين لحاظ مي بايست گفت که حسادت حتي عامل مهم در کفر ابليس و رانده شدن حضرت آدم(ع) از بهشت است.
عامل ديگري که قرآن شناسايي ومعرفي مي کند گناه پيشگي انسان است. در حقيقت دروغ گويي ريشه در گناه دارد از اين رو در آيه 7 سوره جاثيه مي فرمايد: ويل لکل افاک اثيم; واي بر هر دروغگوي گناهکار. در اين آيه اثيم به عنوان تعليل و علت و عامل دروغ بيان شده است.
قرآن مکر زنانه را نيز به عنوان عامل دروغگويي مطرح مي سازد. (يوسف آيه25 تا 28) با توجه به آنچه ذکر شد به نظر مي رسد که عامل اصلي همان مساله توجيه رفتار و اعمال است.
شخص مي کوشد تا با توجيه رفتار خويش و زشت نشان دادن رفتار ديگري خود را تبرئه نمايد. از اين رو مکر، هم مي تواند زنانه باشد و هم غيرزنانه و هم دروغگويان از اين شيوه براي دست يابي به اهداف خاصي بهره مي برند.
با آن که دروغ در ميان همه ملت ها و اديان امري ناپسند و زشت شمرده مي شود (غافر آيه 28) ولي همگان بدان تمسک مي جويند و برخلاف باورها و اعتقادات خويش دروغگويي را گاه به صورت پيشه و گاه به صورت موردي انجام مي دهند.
برخي از افراد بيش از ديگران به دروغ تمايل و گرايش دارند. اين افراد کساني هستند که از نظر شخصيتي، خود را با گناه آلوده کرده اند ولي از آن جايي که نمي توانند به آساني و در همه جا رفتارهاي نابهنجار و غيرقانوني خود را انجام دهند به دروغ گرايش مي يابند تا در پناه دروغ، اعمال و رفتار خويش را توجيه و پسنديده جلوه دهند.

آثار دروغ و دروغگويي

برخي بر اين باورند که عامل فزاينده نابهنجاري ها و گناهان در شخص و جامعه، دروغ و دروغگويي است. هر چند که هنجارشکني و گناه، ريشه در علل و عوامل ديگري دارد ولي افزايش گرايش فرد به گناه را مي بايست در دروغگويي انسان دانست.
اگر شخص به جهت کسب منافع و يا مصالح، قانون را زير پا مي گذارد و با عبور از قانون و هنجارهاي پسنديده اجتماعي مي کوشد تا به آن منافع دست يابد اين عامل دروغ است که اين مساله را سامان مي دهد و با تغيير وجوه ناپسند و زشت آن، مساله را در ظاهر پسنديده و هنجاري مي نماياند. بنابراين بايد گفت دروغ در جامعه مهم ترين عامل افزايش نابهنجاري ها و حريم شکني ها و قانون شکني هاست.

آثار دروغ و دروغگويي

هر نابهنجاري آثار و تبعاتي در فرد و جامعه و در دنيا و آخرت به جا مي گذارد. از مهم ترين آثار دروغگويي در حوزه اجتماعي، سلب اعتماد عمومي است. افزايش دروغ در ميان افراد جامعه، هرگونه قضاوت و داوري درستي را سلب مي کند و اشخاص در تعامل با يک ديگر نمي توانند به گفتارهاي يک ديگر در هيچ حوزه اي اعتماد کنند.
از آثار ديگري که قرآن براي دروغ بر مي شمارد آثاري است که به حوزه شخصي باز مي گردد. قرآن بيان مي کند که نخستين کسي که از دروغ زيان مي بيند خود دروغگوست. (غافر آيه 28) قرآن از مردم مي خواهد که از دروغ پرهيز کنند; زيرا دروغگويي امري زيان آور براي انسان است (همان) افزون بر اين موجب مي شود تا در زمره ستمگران قرار گيرد (آل عمران آيه 94 و انعام آيه 21 و 93 و 144) و در دنيا از رستگاري محروم گردد (يونس آيه 69 و نحل آيه 116) و از هدايت الهي نصيب و بهره اي نبرد. (زمر آيه 3 و نيز غافر آيه 28) و در آخرت نيز روسياه برانگيخته شود. (زمر آيه 60)

دروغ عامل بدعت ها

قرآن گفته هاي بي اساس و دروغ را عامل اصلي بدعت ها در دين برمي شمارد. (نحل آيه 116) و دروغگويي را عامل مهمي در افزايش بيمار دلي افراد بيان مي کند. (بقره آيه 8 و 10) و اين گونه است که از دريافت آيات الهي و حقايق باطني محروم مي شود. (جاثيه آيه 7 و 8) و در نهايت با پيشه گرفتن دروغگويي در دنيا به جرگه منافقان وارد مي شود و به مصيبت نفاق گرفتار ميآيد. (توبه آيه 77).

دروغگو، انسان نامتعادل

به نظر مي رسد که دروغ به عنوان نابهنجاري گفتاري، هم به صورت موردي و هم به صورت تداوم عامل مهمي در خروج انسان از تعادل شخصيتي است. انسان متعادل براي اين که دچار بيماري نفاق و فقدان سلامت شخصيتي نشود مي بايست از دروغ موردي نيز پرهيز کند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان