محمود احمدي نژاد در اولين سخنراني تلويزيوني خود در موضعي متفاوت از موضعي که در خلال مناظره ها گرفت به انتقاد از وضعيت دولت نهم پرداخت و خود را نماد تغيير معرفي کرد.
وي که در طول تمام مناظره هاي تلويزيوني خود در دوره تبليغات انتخاباتي درمقابل کوچکترين انتقادي به عملکرد دولت نهم شديدا موضع مي گرفت و با ارائه انواع نمودارها و آمارها سعي داشت، نشان دهد که هيچ انتقادي به دولت وارد نيست، ناگهان در يک تغيير موضع صددرصدي خودش را به عنوان صف اول منتقدان و نماد تغيير معرفي کرد.
اين نطق تلويزيوني وي نکات جالبي در خود مستتر دارد. احمدي نژاد در جايگاه حقوقي که حال به هر شکلي دريافت کرده است نمي تواند منتقد دولتي باشد که خود رياست آن را در اختيار دارد. احمدي نژاد رئيس دستگاه اجرايي است که به وجودآورنده وضع کنوني است. در نتيجه به اين راحتي ها نمي تواند خود را درمقام منتقد به وضع موجود قرار دهد.
البته احمدي نژاد و تيم حامي او با هوشمندي توانستند در سال 84 با قرار دادن خود در جايگاه منتقدان و اپوزيسيون 16 سال گذشته جمهوري اسلامي، راي کساني که خواهان تغيير در وضع موجود بودند را به هر شکلي به سمت خود بکشند. اما در سال 88 وضع به شکل ديگري رقم خورد. اين بار خود محمود احمدي نژاد در مقام رياست دولت قرار داشت. اين بار با وجود تمام تلاشي که محمود احمدي نژاد درمناظرات تلويزيوني کرد تا بار ديگر با زير سوال بردن 24 سال از دوران جمهوري اسلامي خود را در مقام منتقد وضع موجود قرار دهد موفق نشد. تا جايي که در نهايت بعد از آن که با اعلام وزارت کشور پيروز انتخابات 22 خرداد شد اين بار حتي از دوران 4 سال حکومت و رياست خود بر دولت نيز لب به انتقاد گشود. اين جا بودکه مي شد ديد احمدي نژاد چقدر مايل است که نه در مقام رئيس دولت که در مقام اپوزيسيون ظاهر شود. انگار وي در به وجود آمدن اين شرايط هيچ نقشي نداشته و انگار وي نبوده که تا ديروز از اين شرايط به عنوان درخشان ترين دوران جمهوري اسلامي نام مي برد.
احمدي نژاد در نطق تلويزيوني خودکه حواشي جالب توجهي هم داشت - از جمله حضور يک شاپرک که از چشم وبلاگ نويسان و اهالي رسانه به دور نماند - در سخناني که از روي نوشته خوانده مي شد مدعي شد که خودش "نماد تغيير" است. احمدي نژاد نيز به خوبي مي داند که مردم ايران خواهان تغيير شرايط کنوني هستند. اما سوال اصلي اين جا است که آيا آن خواست تغيير مردم و مولفه هايي که مردم خواهان تغيير آن هستند همان چيزهايي است که محمود احمدي نژاد مي خواهد تغيير دهد؟ آيا تغيير چند عضو کابينه که محمود احمدي نژاد نيز در خلال سخنانش به صورت تلويحي به تغيير آنان اشاره کرد کل خواست مردم ايران را براي تغيير پوشش مي دهد؟
اين سوالات در حالي در ذهن مردم در جريان است که خبرهايي حاکي از آن است که برخي از احزاب و گروه هاي اصولگراي حامي محمود احمدي نژاد از وي انتظار دارندکه در دولت دهم به آنان سهم بيشتري بدهد. اين اخبار اين گمانه را در نزد مردم بيشتر تشديد مي کند که شايد منظور احمدي نژاد از تغيير اين باشدکه صرفا ترکيب کابينه و سهم گروه ها و جناح هاي حامي وي اندکي جا به جا شود. بسياري از فيلسوفان بزرگ در طول تاريخ اعتقاد داشته اند تنها چيزي که در جهان ثابت باقي مي ماند اصل تغييراست. قطعا هر امري در جهان در حال تغيير است. دولت احمدي نژاد نيز از اين اصل مستثنا نيست. قطعا دولت دهم احمدي نژاد با دولت نهم آن فرق مي کند. قطعا تغييراتي از طرف احمدي نژاد صورت مي گيرد اما بايد ديد که آيا جنس اين تغييرات از جنس تغييراتي است که مردم مي خواهند يا صرفا يک سري تغيير شکلي در کابينه و تغيير و جا به جايي سهم هاي قدرت در کابينه دولت دهم است؟