دير زماني نمي گذرد از روزهايي که ملت براي پيروزي سيد محمد خاتمي در انتخابات دوم خرداد 76 در تکاپو بود.
بهار 76 که خاتمي به يکي از محبوب ترين چهره هاي سياسي ايران تبديل شده بود، جناح مخالف او از هر حربه اي استفاده مي کرد تا او را از ميدان به در کند. از ارائه نظر سنجي هاي جعلي تا اظهاراتي که بين مردم و خاتمي خط قرمزي مي کشيد تا مردم را از ايشان دور کند. اما وقتي اين حربه ها اثر نکرد به سراغ اعتقادات مردم رفتند و کارناوال شادي را در عصر روز عاشورا به راه انداختند و آنها را طرفداران خاتمي معرفي کردند. آن زمان اين موضوع بازتاب گسترده اي يافت و صداوسيما هم خبر آن را پوشش داد. هيچگاه ثابت نشد افرادي که در آن کارناوال بودند، طرفدار خاتمي هستند و البته به مرور زمان شواهدي که عکس آن را نشان مي داد آشکار شد.البته همگان به ياد داريم که آن کارناوال عصر عاشورا تاثيري در حمايت مردم مسلمان ايران از خاتمي نداشت و دستمايه قرار دادن اعتقادات ديرين مردم نسبت به مقدسات و روز عاشورا نتوانست آنها را از هدف خود دور نگه دارد. حال با گذشت 12 سال و زماني که باز هم خبري از اصلا ح طلبان در حاکميت نيست، اين داستان به گونه اي ديگر تکرار مي شود و اين بار اعتقادات مردم با اهانت به تمثال امام خميني(ره) دستمايه اهداف سياسي قرار مي گيرد. در اين موضوع که اهانت به تصوير امام خميني(ره) به هيچ وجه قابل قبول نيست ترديدي به خود راه نمي دهيم امابدون شک نمايش دادن تصاوير اين اهانت که شايد به جز فيلمبردار صداوسيما کسي آن را نديده، آيا همانند اصل ماجرانيست؟ تصاوير اين اهانت از رسانه اي با ميليون ها مخاطب پخش مي شود و اشاعه منکر- که خود بدتر از اصل منکر است- در سطح وسيعي بازتاب مي يابد و همچون گذشته بسياري از پرسش هابي پاسخ مي ماند.همچون اين پرسش که اگر چنين تصويري در اعتراض به اين اتفاق در يکي از روزنامه ها چاپ مي شد آيا آن روزنامه سرنوشتي غير از توقيف و لغو امتياز پيدا مي کرد؟ اما صدا و سيما مي تواند آن را پخش کند و در پاسخ به اعتراض موسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) اعلام کند که «بسياري از شبکه هاي تلويزيوني بيگانه تصاوير و گزارش هايي در اين خصوص پخش کرده اند» و احتمالا به اين دليل اين تصاوير را پخش کرده است! اما به راستي آيا هر اتفاقي که در رسانه هاي دنيا بازتاب مي يابد هم در صدا و سيماي ما پخش مي شود و اصلا آيا رسانه هاي کشورهاي ديگر، الگوي صدا و سيما هستند؟ در جوابيه طولاني صدا و سيما، حتي يک سطر - به جز آنچه ذکر شد - در توجيه دليل پخش اين تصاوير ذکر نمي شود و در عوض، بيانيه اي سراسر سياسي عليه موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره) صادر مي شود.
اما يک نکته را بحران سازان و ساختارشکناني که حيات خود رادر تداوم بحران، آن هم بحران هاي خودساخته مي بينند نبايد فراموش کنند همان گونه که نمايش کارناوال عصر عاشورا سازندگان آن را به اهدافشان نرساند و برنامه چراغ، نتوانست مردم را در ماجراي قتل هاي زنجيره اي به اصلاح طلبان مشکوک کند، ماجراي اخير هم نمي تواند سو»ظني نسبت به دانشجويان که خود را حامي ميرحسين موسوي نخست وزير امام(ره) مي دانند ايجاد کند; نخست وزيري که در اعتقادش به امام خميني(ره) کوچکترين ترديدي نيست. حال اگر برخي رسانه ها اصرار داشته باشند که اين ماجرا را به حاميان نخست وزير امام خميني(ره) نسبت دهند- کما اينکه صداوسيما ديروز در بخش هاي مختلف خبري از جمله ساعت 14 چنين کاري را انجام داد - باز هم ره به جايي نخواهند برد.