نسخه شماره 2330 - 1389/01/28 -

 لوپوس; بيماري هزار چهره 
نويسنده : دکتر زهرا بصيري

در سال هاي اخير بيماري هاي اتو ايميون، نه تنها در ايران بلکه در اکثر کشورهاي دنيا شيوع وسيعي يافته است.
يکي از اين بيماري ها، لوپوس است که با نام انحصاريSLE  که مخفف Erythromatosis Lupus Systemic  است خوانده مي شود.
متاسفانه هنوز هيچ گونه درمان موثري براي اين دسته از بيماري ها پيدا نشده است و بهترين درمان تنها کنترل پيشرفت بيماري است.
اين بيماري مي تواند به مرور زمان بسياري از سيستم هاي بدن را درگير و آنها را تخريب کند و مشکلات زيادي براي بيمار به همراه بياورد. مسلما تشخيص هر چه زودتر و شروع هرچه سريع تر درمان در اين بيماران اهميت به سزايي دارد.
لوپوس يک بيماري چند سيستميک است، يعني چند سيستم ارگان بدن را درگير مي کند در واقع لوپوس يک بيماري خود ايمني چند سيستمي است که قسمت هاي مختلف بدن از جمله پوست، مفاصل، چشم، مغز، کليه ها، قلب و ريه ها را درگير مي کند. اين بيماري معمولا در خانم ها ي جوان بيشتر ديده مي شود.
علايم اين بيماري در افراد مختلف، به يک شکل نيست و هر بيمار مي تواند نوعي از بيماري را بروز دهد. ضمنا اين طور هم نيست که سيستم هاي مختلف بدن همزمان درگير شوند، بلکه به مرور درگير مي گردند. از علايم عمومي اين بيماري مي توان به ضعف، بي اشتهايي، کاهش وزن، و بي خوابي که مي تواند به صورت مزمن و به حالت کوفتگي و خستگي باشد، اشاره کرد. اين علايم مي توانند مدت ها قبل از اين که اين بيماري کسي را مبتلا کند، در شخص ديده شوند. از علايم مهم اين بيماري مي توان به درد و ورم مفاصل اشاره کرد.
درد و  و ورم مفاصل بيشتر در مفاصل کوچک اتفاق مي افتد. اما مفاصل بزرگ هم مي توانند درگير شوند.علايم درگيري مفاصل به صورت درد، گرمي، قرمزي و تورم مفاصل مچ دست ها و مفاصل کوچک انگشتان و ناحيه آرنج، زانو، شانه، گردن و ران معمولا تظاهر مي يابند. معمولا تعداد مفاصلي که درگير مي شوند کم است. ولي اگر بيشتر از دو ناحيه مفصلي باشد، بايد به عنوان يکي از معيارهاي تشخيص اين بيماري تلقي گردد. در اين درگيري مفصلي، معمولا تخريب ايجاد نمي شود و آسيب دايمي در مفصل به جا نمي ماند. به عبارتي بيماري لوپوس مانند بيماري آرتريت روماتوئيد باعث ايجاد تغيير شکل دايمي در مفاصل بيمار نمي شود.
از جمله ضايعات زخم مانند و قرمز رنگ و برجسته در نواحي مختلف پوست ايجاد مي شود و گاهي اوقات تمام پوست حالت قرمز رنگي به خود مي گيرد. در بعضي موارد، پوست دست ها و ناحيه بين بندهاي انگشتان دچار قرمزي مي شود. از ديگر درگيري هاي اين بيماري، ريزش مو است که ممکن است ريزش مو گذرا و موقتي باشد و دوباره موها رشد خود را به طور طبيعي از سر بگيرند.
اما در يک ضايعه پوستي که به نام ديسکوئيد لوپوس گفته مي شود، ريزش مو به حالت اول بر نمي گردد و ضايعات پوستي در اين نوع درگيري، به شکل ضايعات برجسته و همراه با افزايش ضخامت پوست است که بعد از بهبود، به حالت اسکار(جوشگاه) باقي مي مانند و در نتيجه ضايعاتي هستند که نماي تخريبي از خود به جا مي گذارند و اگر اين ضايعات در پوست سر ايجاد شوند، ريزش مو شروع مي شود و ريزش مو برگشت پذير نيست، ولي در خود لوپوس اين ضايعات برگشت پذير  هستند.
درگيري پوستي ديگر، به شکل لوپوس حاد است. در اين حالت قسمت هايي از پوست که در معرض نور قرار مي گيرند مانند پوست صورت و قسمت هاي بالا تنه درگير مي شوند و به شکل ضايعات حلقوي و دايره اي شکل قرمز رنگ تظاهر مي يابند.
همان طور که گفته شد پوست از ديگر قسمت هايي است که درگير مي شود. درگيري پوست به شکل هاي مختلف مشاهده مي شود.در اين بيماران پوست صورت نسبت به نور حساسيت پيدا مي کند و در برخورد با نور، پوست اين بيماران دچار قرمزي و سوزش مي شود و يک حالت راش پروانه اي شکل و يک پوست قرمز رنگ روي ناحيه گونه ها و پل بيني ايجاد مي شود که معمولا به شکل بال پروانه است و در ديگر قسمت هاي پوست، ضايعات مختلفي ايجاد مي کند.
از علايم ديگر اين بيماري زخم هاي دهاني است. اين زخم دهان در خيلي از مواقع درد ندارد و پزشک مي تواند با معاينه به خصوص در کام سخت اين ضايعات را مشخص کرده و نسبت به درمان اقدام کند.
از علايم ديگر اين بيماري درگيري کليه ها است. جهت بررسي کليه ها، آزمايشات مختلفي لازم است. اين بيماران هرچند وقت يک بار بايستي آزمايش ادرار خود را چک کنند و کليه هاي خود را تحت معاينه قرار دهند. در ابتدا ممکن است تغييرات فقط آزمايشگاهي باشد، و از نظر باليني، بيمار علامت نداشته باشد.
از علايم ديگر ورم دور پلک ها، ورم اندام ها و فشار خون است و هم چنين تغيير رنگ ادرار که به سبب وجود خون در ادرار مي باشد. البته گاهي اوقات ممکن است بيمار هيچ علامتي نداشته باشد و پزشک با معاينه و آزمايش ادرار به مشکل کليه ها ببرد.
از مشکلات ديگر اين بيماري، درگيري قلب است که ممکن است به صورت آب آوردن دور لايه خارجي قلب، درگيري عضلات قلب و درگيري دريچه هاي قلبي باشد.
گاهي ممکن است درگيري ريه به وجود آيد که معمولا به شکل تجمع مايع در لايه جنب است ممکن است بافت بينابيني ريه دچار التهاب شده و در نتيجه به صورت ثانويه ايجاد عفونت کند. در اين بيماران ممکن است فشار خون شريان ريه بالا رود و بيمار با سرفه و تنگي نفس و خلط و درد قفسه سينه مراجعه کنند.
درگيري ديگر بيماري لوپوس، درگيري مغز است اين درگيري مي تواند خود را به صورت شروع اختلال شناختي و اختلال حافظه نشان دهد. ممکن است فراموشي ايجاد شود و علايم عصبي و درگيري اعصاب جمجمه اي، تشنج و بي حسي يک طرفه بدن اتفاق بيفتد و حتي ممکن است تشنج هايي پيش آيد که گاهي اوقات به سختي با درمان کنترل مي شوند.
از علايم ديگر، افسردگي است و حتي حالت جنون هم مي تواند اتفاق افتد.
از درگيري هاي ديگر اين بيماري، درگيري شکم است که مي تواند به صورت درگيري لايه صفاق و التهاب لايه صفاق باشد که باعث آب آوردن شکم مي شود.
درگيري چشم از ديگر درگيري هاي اين بيماري است که مي تواند به صورت تاري ديد و يا به صورت درگيري عروق ته چشم باشد.گاهي اوقات تاري ديد اين بيماران به خاطر درگيري پرده هاي مغزي است. بنابراين ته چشم اين بيماران بايد حتما معاينه شود.
از علايم ديگر اين بيماري، درگيري خوني است. اين بيماران ممکن است دچار کم خوني شوند و پلاکت خون و گلبول هاي سفيد خونشان کاهش پيدا کنند، به همين خاطر بايستي آزمايش خون براي اين بيماران به صورت دوره اي و سرپايي انجام گيرد.
همچنين انعقاد پذيري خون در اين بيماران زياد مي شود، در نتيجه باعث ايجاد لخته در سيستم عروق مي شود. گاهي اوقات در وريدهاي اندام تحتاني ممکن است لخته ايجاد شود.  خانم هاي مبتلا به اين بيماري که دچار انعقادپذيري خون مي شوند ممکن است دچار سقط هاي خود به خودي شوند، به عبارتي يکي از علل سقط هاي مکرر مي تواند وجود اين بيماري باشد.

تشخيص و درمان بيماري لوپوس

عوامل ايجاد کننده اين بيماري مانند بقيه بيماري هاي سيستم ايمني ناشناخته است، اما طبق بررسي هاي انجام شده، هم عوامل محيطي و هم عوامل ژنتيکي در ايجاد اين بيماري دخالت دارند. در مورد عوامل ژنتيکي معلوم شده در خانواده هايي که مبتلا به بيماري لوپوس هستند، افراد آن خانواده حدود 3 تا 4 برابر بيشتر از افراد ديگر ممکن است دچار اين بيماري شوند. از عوامل محيطي نور آفتاب، به خصوص اشعه ماوراي بنفش در ايجاد اين بيماري نقش اساسي دارد و کساني که بيشتر در معرض نور آفتاب و اشعه ماوراي بنفش مي باشند، به همان نسبت بيشتر در معرض ابتلا به اين بيماري هستند.
از ديگر عوامل موثر، هورمون هاي جنسي هستند که بيشتر در مورد خانم ها تاثير گذار هستند. از عوامل ديگر مي توان به تاثير نامطلوب يک سري از داروها در خانم ها اشاره کرد.مصرف برخي داروها،بيماري لوپوس را در اين افراد تشديد مي کنند.
البته لازم به ذکر است اين عوامل در ارتباط با لوپوس سيستميک عنوان مي شود و لوپوس دارويي علايم و علت هاي ديگري دارد.لوپوس دارويي، بيماري است که فقط در اثر مصرف داروها ايجاد مي شود و مانند لوپوس سيستميک، سيستم هاي مختلف بدن را درگير نمي کند.
عوامل ويروسي و ميکروبي نيز به عنوان عامل ايجاد کننده اين بيماري مطرح هستند. مشاهده شده است افرادي که با جوانه هاي حاوي ماده آلفا آلفا در تماس زياد مي باشند، امکان ابتلا شدن آن ها به اين بيماري بيشتر است.
اين بيماري، بيشتر در خانم هاي جوان رخ مي دهد و از دهه دوم و سوم عمر شروع مي شود و بيشترين تعداد مبتلا شدن، در دهه سوم و چهارم هستند، ولي ممکن است در هر سني نيز ديده شود. از نظر شيوع، خانم ها در سنين باروري حدود 9 برابر آقايان و در سنين ديگر حدود 3 برابر آقايان به اين بيماري مبتلا مي شوند.
راه هاي درمان لوپوس با توجه به اين که کدام يک از علايم ذکر شده در بيمار موجود است، متفاوت بوده و بايد مشخص شود بيمار کدام يک از علايم را دارد; مثلا اگر بيمار دچار مشکلات مفصلي و يا پوستي شده باشد، داروهايي مانند استروئيدها يا کورتون (پردنيزولون) با دوز پايين توصيه مي شود. اين بيماران نبايد زياد در معرض نور آفتاب قرار بگيرند، به خصوص در ساعت هايي که تابش نور آفتاب شديد است.
در اين بيماران بر اساس علايم موجود، درمان شروع مي شود. براي بيماراني که اختلالات سيستم هايي مانند مغز و کليه را به حالت شديد داشته باشند، بايستي از داروهاي سايکوتوکسيک يا داروهاي قوي تر که سيستم ايمني را ضعيف مي کند، استفاده شود.
در پايان قابل ذکر است. اين بيماران بايستي به محض مشاهده اولين علامت اين بيماري به پزشک مراجعه کنند، به خصوص بيماراني که مشکل کليوي دارند، چون اگر بلافاصله نسبت به درمان اقدام کنند،کليه خيلي خوب به درمان جواب مي دهد. اگر سريعا کليه درمان نشود، بيمار در مدت کمي دچار نارسايي کليه خواهد شد.
فراموش نکنيد با درمان اين بيماري خيلي از مشکلات بيمار حل خواهد شد و از عوارض بعدي جلوگيري مي شود و تا حدود زيادي بيماري خاموش خواهد شد، ولي اگر به موقع مراجعه نشود، عوارض شديدتري ممکن است به همراه داشته باشد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان