نسخه شماره 2470 - 1389/07/17 -

 به مناسبت روز ملي دختران
 دختران در آرزوي موفقيت تصور شده خود 
نويسنده : پانيسا حسن زاده

دو دو تا، چهار تا! دو دو تا، چهار تا! و ... همچنان ادامه دارد. بايد پول درآورم و مستقل شوم. دختر جوان با تکرار اين حرف در ذهن خود پناه به آگهي هاي روزنامه ها مي برد تا شايد بين ورق هاي کاهي سياه و سفيد و گاه رنگي روزنامه هاي پرتيراژ، آينده رويايي ذهن خود را بيابد! با چشم هاي اميدوارو خسته خود ورق ها را گردگيري مي کند; چقدر آگهي استخدام منشي و ليدر است. چند بار تماس مي گيرد و پرسش هاي کارفرما که جوياي مجردي و متاهلي يا تمام وقت و نيمه وقت بودن دختر است، دل او را مي لرزاند. پيش رود يا نه؟ شايد بتواند با کمک يک دوست در اداره اي کار يابد اما اکنون مگر ادارات دولتي نيرو مي گيرند؟! شرکت هاي خصوصي آخرين گزينه اند؟ با کدام دوست و همکلاسي هم اتاق شود تا شايد در خانه اي مستقل به دور از احاطه خانواده مي تواند موفقيت تصور شده خود را بيابد؟
***
روز ميلاد حضرت معصومه، روز ملي دختران نام گذاري شد; يک روز براي دختران! سال 85، نخستين سالروز گراميداشت دختران جشن برپا شد و نام دختران در تقويم ايران جاي گرفت.  اختصاص يک روز به نام بخشي از جامعه که همواره براي حضوري پررنگ تر در جامعه در تلاش هستند.
روز ملي دختران بهانه اي براي يادآوري دوباره بخشي از مسايل و مشکلات آنها شد و اين بهانه قرار است هرسال تکرار شود تا با گذشتن از دوران  سنت به مدرنيته و سپس پست مدرنيته، شاهد تحول وضعيت زنان ايراني نيز باشيم; اما چگونگي اين تحول، ويژگي هاي نسل هاي آتي ايران را رقم مي زند.
دختران ايراني همواره سعي کردند تا با گذراندن مراحل گوناگون به موفقيت برسند. چنان که براي گرفتن حق تحصيل با جامعه و خانواده جنگيدند. نداي حقوق مساوي کار را سر دادند و اکنون با داشتن آگاهي و شغل براي تشکيل يک زندگي بدون وابستگي تلاش مي کنند. بخشي از دختران به هزاران دليل کانون گرم خانواده خود را رها کردند و به ختمه هاي کوچک اما مستقل پناه بردند. گروه زيادي از دختران که اين کار را نکرده اند نيز حداقل بارها به آن فکر کردند.
رفتن به دانشگاه در شهري ديگر، يکي از موارد هموار کننده اين راه است. با وجود مشکلات بسياري که در خوابگاه هاي دانشگاه هاي ايران گريبانگير دختران است، به راستي چرا زندگي مجردي و يا به طور کلي، مستقل بودن براي دختران چون قهوه تلخي است که هر چه نوشيده شود، به کام مخاطب شيرين تر مي شود؟!
فرزانه سبز علي که ماه هاي اول اشتغال خود را در کنار کلاس هاي درس دانشگاه مي گذراند، پيرامون جايگاه دختران در اجتماع مي گويد: مي توان گفت که امروزه دختران جايگاه بهتري نسبت به گذشته در اجتماع پيدا کردند و توانستند در بسياري از مشاغل اجتماعي از تاکسي سرويس ها تا نيروي هوايي نفوذ کنند.
اين نفوذ تا حدي بوده که عرصه را نيز براي مردان تنگ کرده است; اين جايگاه اجتماعي هم مي تواند جنبه مثبت داشته باشد و هم جنبه منفي، اما رفته رفته و به مرور زمان امنيت اجتماعي براي دختران کاهش مي يابد و حضور آنها به صورت تنها در مکان هاي تفريحي مانند پارک، سينما و ... با مشکلاتي همراه شده است که اين مسئله جاي نگراني دارد. اميدوارم وضع جامعه بهتر شود.
دختر جوان ديگري که او نيز روزهاي خود را از ساعات درس و کار پر کرده است اظهار مي کند: به نظرم روزي که سالهاست به نام روز دختران از طرف نهادها گرامي داشته مي شود، فقط در حد يک سمبل است، درحالي که دختران به چيزهايي بيشتر از نامگذاري يک روز احتياج دارند. به عنوان يک دختر، تفريحات و امکانات تحصيلي، مدارس و موسسات فرهنگي که براي پسرها مي بينم باعث مي شود کمي حسرت بخورم و ايجاد همين احساس در دوستان و اطرافيانم، گاهي باعث مي شود که آنها از دختربودنشان ناراضي باشند.
مقايسه امکانات داخلي ايران براي دخترهاي نوجوان و جوان با توجه به فرهنگ و مذهب ما با کشورهاي ديگر نشان مي دهد که گاهي با اهميت ندادن به نيرو و پتانسيل دخترها، کل جامعه را از آن محروم مي کنيم. انتظار من با توجه به فرهنگ و تمدن ايراني، اين است که ذهنيت قرون وسطايي را درباره ناتواني دخترها و زنان در عرصه هاي مختلف کنار بگذارند و آزادي ها و امکاناتي را نه در حد و اندازه آزادي پسرها اما در حد شايستگي زنان جامعه به آنها بدهند.

رشد 30 درصدي زندگي مجردي دختران

پذيرش زندگي مجردي دختران در جامعه ايراني کار آسان نيست. به اعتقاد برخي از کارشناسان، اين رويه تنها در برخي از شهرهاي بزرگ و تعداد محدودي از خانواده هاي مرفه وجود دارد اما بعضي ديگر رشد اين پديده را زنگ خطري براي کانون خانواده مي دانند.
مسئولان سازمان ملي جوانان به عنوان متولي امور جوانان معتقدند که تعداد زيادي از جوانان در تهران زندگي مجردي دارند به طوري که آمار روي آوردن جوانان به زندگي مجردي در 6 کلانشهر تهران، شيراز، مشهد، اصفهان، تبريز و اهواز به 30 درصد رسيده است.
آماري که از نظر سازمان ملي جوانان تکان دهنده است و نسبت به افزايش آن به خانواده ها هشدار داده است. در واقع خانواده ها خواسته يا ناخواسته زمينه را براي زندگي مجردي فرزندانشان فراهم مي کنند به خصوص افزايش سن ازدواج به اين پديده دامن زده و حتي بسياري از جوانان زندگي مستقل و مجردي را به تشکيل خانواده ترجيح مي دهند.
در اين خصوص دکتر محمد بختياري روي آوردن جوانان و بچه هاي کشور به اتاقهاي شخصي خود را مقدمه اي براي روي آوردن آنها به زندگي مجردي در سالهاي بعدي زندگي خود دانست و افزود: درحال حاضر زنگ خطر زندگي مجردي در کشور زده شده ومتاسفانه در مورد اين مشکل هم سکوت مي شود.
شيرين احمدنيا، جامعه شناس و استاد دانشگاه علامه طباطبايي نيز درباره دلايل علاقه زنان به تنها زندگي کردن مي گويد: "يکي از اهدف توسعه و گام نهادن در مسير مدرنيزم، اشتغال زن و استقلال مالي اوست. اين مشارکت در امور اقتصادي به نوعي به آگاهي منجر مي شود که استقلال را در تمام زمينه ها طلب مي کند. يکي از تبعات استقلال مالي در زنان علاقه آنها براي رهايي ازسلطه والدين است." گاهي جامعه به شکل خودکار اين اتفاق را ترغيب مي کند زيرا با اهداف توسعه مدرنيته هم خواني دارد. يکي از پيامدهاي مدرنيزم در جوامع تشديد فردگرايي و محترم دانستن حيطه خصوصي افراد است.
 در غرب نيز با ورود صنعت و مدرنيته ويژگيهاي زندگي اجتماعي تغيير کرد. سير زندگي خانوادگي در طول زمان در تمام جوامع از شکل گسترده به شکل هسته اي تغيير کرد;بدون اينکه کسي بتواند جلوي آنرا بگيرد.بنابراين تغييرات اينچنيني گريزناپذير است حتي اگر فرهنگ ايراني چنين مساله اي رانپذيرد.
وي ادامه مي دهد: بيشتر دختراني که مستقل از خانواده زندگي مي کنند به بهانه ادامه تحصيل از شهر و خانواده خود جدا شده اند. اما شکل و دليل استقلال دختران بستگي به طبقه اجتماعي و ارزشهاي فرهنگي- قومي انها دارد.  در هر جامعه و بستر فرهنگي وقايع به گونه اي خاص تفسير مي شود. بازخورد اجتماعي نسبت به استقلال زنان در غرب و شرق متفاوت است. در ايران اين تصور در نگاه سنتي وجود دارد که مجرد زيستن مساوي است با افزايش فساد و بي بند باري اما الزاما اين پديده چنين پيامدي ندارد و بايد به نکات مثبت آن نيز فکر کرد. به اعتقاد احمدنيا بهترين الگوي استقلال دختران جوان در ايران، استقلال در سايه نظارت خانواده و حمايت آنها با در نظر گرفتن حقوق فردي دختران است.

دگرگوني سنت ها و باورها

اما دکتر علي صحرائيان روانپزشک دانشکده علوم پزشکي از نگراني همه پدرها و مادرهاي اين مرز و بوم مي گويد. وي معتقد است اين روزها خانواده ها از حرف زدن درباره حس استقلال طلبي و آزادي فرزندان خود نگران هستند، حس هايي که از موهبت هاي الهي براي انسان به شمار مي رود از آنجا که همراه با تمايل فرزندان به زندگي مجردي است براي خانواده ها ترسناک شده است.
او درباره خانواده اي مي گويد که به خاطر تمايل دخترشان به زندگي مجردي اشک مي ريزد و به هر ترتيبي از محقق شدن اين عمل جلوگيري مي کنند، حالا شد با وعده و وعيد نشد با زور و تشر.
به گفته وي روزگاري بود که به ندرت پيش مي آمد جواني از خانواده  فاصله بگيرد يا حوصله و گوشي براي شنيدن نصيحت هاي والدين نداشته باشد،  جايي براي بي  حوصلگي، جسارت و گستاخي به والدين وجود نداشت، اما گويي امروز دنيا وارونه شده است، تنها يک جمله نصيحت آميز از سوي والدين بهانه اي است براي برخي جوانان تا به سمت زندگي مجردي بروند.
ايرج وثوق جامعه شناس و مدرس دانشگاه علامه بر اين باور است که افزايش اشتغال زنان امروز که از زمينه هاي توسعه و مدرن شدن هر جامعه اي است باعث شده است آنها از نظر مالي به استقلال رسيده و اين عمل باعث مي شود اين استقلال را در ساير زمينه ها نيز خواستار باشند. اولين گام استقلال طلبي اين افراد رها شدن از سلطه خانواده است.
وي به اشکال متفاوت فرهنگي، قومي و طبقه اجتماعي دختران در روي آوردن به زندگي مجردي اشاره کرد و افزود: در حال حاضر در جامعه ما بيشتر دخترها به بهانه ادامه تحصيل از شهر و خانواده خود جدا مي شوند و اين اولين قدم در روي آوردن آنها به زندگي مجردي در سالهاي بعد است.
مدرس دانشگاه علامه تصريح کرد: در حال حاضر در تمام اجزاي جامعه ما تقابل ميان سنت و مدرنيته مشهود است و در اين فضا افزاد در يک سرگرداني زندگي مي کنند. در همين راستا تمايل به زندگي مجردي در طبقات پايين و سنتي جامعه به مراتب کمتر بوده و مانند ساير فعاليتهاي اجتماعي متولي اين آزادي زنان و دختراني از طبقه مياني جامعه هستند.
لازم است به نکات مثبت اين آزادي نيز توجه شود. بايد اين نکته را به جامعه آموزش داد که مجرد زيستن به فساد کشيده شدن نيست و يک نوع زندگي است که براي هر فردي در جامعه قابل تصور است.

زندگي مجردي
راه رسيدن به روياي استقلال

يکي از دلايل تمايل جوانان به داشتن زندگي مجردي مستقل، نداشتن فضايي براي انجام کارهاي مورد علاقه است. سيمين زينعلي  مشاور خانواده و مشاور يک مرکز دانشجويي در گفت وگو خبرگزاري مهر مي گويد: مساحت و فضاي فيزيکي خانه ها در گذشته طوري بود که دختران و پسران وقتي به سن بلوغ مي رسيدند، فضاي مستقلي در اختيارشان قرار مي گرفت، در آن فضا جوان درس مي خواند، دوستانش را دعوت مي کرد، نقاشي مي کشيد، خطاطي و موسيقي کار مي کرد و ... هر کاري که مورد علاقه اش بود انجام مي داد، متاسفانه اين روزها مساحت خانه ها به آپارتمان 50 تا 100 متري کاهش يافته، گذشته از عده اي که به خاطر پز و ژست روشنفکري حاضرند يک ميليون تومان اجاره بدهند تا دختر و پسرشان مستقل زندگي کنند، بسياري از دانشجويان در اوج جواني، از نبود فضايي براي تفکر و آرامش در خانه گله مي کنند،  من مراجعيني داشتم که پسر 23 ساله اتاق مستقل نداشت و در گوشه هال خانه مي خوابيد و دائم با برادر و خواهران کوچکترش دعوا و درگيري داشت، بنابراين نمي توانيد جوانان را متهم کنيد که زندگي مجردي تماما سياهي است.
زينعلي در بررسي نقاط ضعف و قوت زندگي مجردي مي گويد: هر پديده اي که به افراط کشيده شود، مضر است. در غرب نوجوانان از خانه و خانواده مي برند اين مساله از يک طرف باعث کاهش عواطف و احساسات بين فردي مي شود از طرف ديگر افراد پس از مدتي با خلا جدي روبه رو مي شوند که گاه به جنون مي رسد. اما در کشور ما گاهي آقاياني با 40 سال يا خانم هايي با 40 سال سن آنقدر به والدين وابسته اند که نمي توانند مسووليت يک زندگي مستقل را بپذيرند. در هر دو صورت با خلا» و بحران روبه رو هستيم.

بالا رفتن سن ازدواج

محمد زاهدي اصل رئيس سابق انجمن مددکاري کشور بر خلاف دکتر وثوق از آن دسته افرادي است که با زندگي مجردي به خصوص براي زنان جامعه مخالف است و آن را عاملي مهم در افزايش سن ازدواج مي داند. وي معتقد است افزايش سن ازدواج باعث مي شود جوانان احساس کنند سربار خانواده هاي خود هستند به همين دليل است که به زندگي مجردي روي مي آورند.
زاهدي افزود: اين تمايل جوانان به هر دليلي که باشد اين روزها بيش از پيش افزايش يافته و در حال مواجه شدن با مشکلي به نام زندگي هاي مجردي در کشور هستيم. اين امر به طور حتم باعث افزايش انحراف هاي اجتماعي نيز مي شود.
وي ازدواج را راهکاري براي کاهش اين مشکل عنوان کرد و تسهيل شدن اين امر مقدس را از مسئولان امر خواستار شد.

روند تمايل به زندگي مجردي
در ميان دختران

البته برخي کارشناسان نيز معتقدند که با توجه به بافت فرهنگي و سنتي جامعه ايراني علاقه به داشتن زندگي مجردي بر خلاف جوامع غربي در ميان زنان و دختران ايراني علاقمندان چنداني ندارد.
معاون پژوهشي و عضو هيات علمي مرکز مطالعات جمعيتي آسيا و اقيانوسيه در گزارشي با اعلام اين مطلب گفت: زناني که در برخي شهرهاي ايران به صورت مجردي زندگي مي کنند اغلب به دلايل درسي و کاري و دور بودن از خانواده پدري به اين زندگي رو آورده اند.
دکتر شهلا کاظمي پور افزود: بافت فرهنگي و اجتماعي جامعه و خانواده هاي ايراني به شکلي است که جوانان تا هر سني حتي تا بالاي 30 سالگي همچنان با خانواده پدري زندگي مي کنند و تنها با ازدواج است که از والدين جدا مي شوند.
اين جامعه شناس با تاکيد بر اينکه تمايل به زندگي مجردي در ميان خانم هاي ايراني رواج چنداني ندارد گفت: تنها در برخي از شهرهاي بزرگ و تعداد محدودي از خانواده هاي طبقات مرفه اجتماعي اين رويه وجود دارد که احتمال فراگيري آن در ميان دختران بقيه شهرها و اقشار جامعه وجود ندارد.
دکتر کاظمي پور يادآور شد: به همان دلايل فرهنگي ذکر شده، بالا رفتن سن ازدواج تاثير چنداني در اين مسئله ندارد.

جوانان از آسيب هاي زندگي مجردي، آگاه شوند

به هر صورت، خانه هاي مجردي را چه محصول نيازهاي کاذبي بدانيم که از جوامع غربي و فرهنگ بومي را در آماج حملات خود قرار داده يا حاصل از حس مسئوليت پذيري و استقلال به شخصيت جوانان بدانيم، پديده اي است که رشد مي کند و از خانه  اي به خانه ديگر مي رود، بيش از 40 درصد جمعيت کشور بين 15 تا 40 سال سن دارند و تمايلات و نيازهاي نو در آنها رشد بيشتري دارند، نگاه سلبي به اين پديده تا کنون نتوانسته از افزايش آن بکاهد مگر درباره اين خانه ها و دوري جوانان از آسيب هاي زندگي مجردي آگاه سازي و فرهنگ سازي  شود.
والدين موظفند در زندگي مجردي و خانه هاي مجردي فرزندانشان به خصوص دختران رفت و آمد بيشتري داشته و به لحاظ روحي  رواني، کلامي، تغذيه اي و... به آنها مشاوره بدهند. شايد جوانان عدم تحمل اعضاي خانواده را دليل روي آوردن به خانه هاي مجردي بدانند، اما پس از چند ماه نياز شديدي به والدين و اعضاي خانواده پيدا مي کنند، پدر و مادر آگاه موظف به حسن ارتباط و جلب اعتماد جوان به سوي خود است.
گاهي مردم تصور مي کنند که استقلال زنان و تنها زندگي کردن آنها باعث مي شود آنها به فکر تشکيل خانواده و ازدواج نباشند. فاطمه مي گويد: وقتي مستقل شدم همه به پدر و مادر م هشدار دادند که زودتر اسباب ازدواج مرا مهيا کنند.چون تنها زندگي کردن مرا براي هميشه از ازدواج منصرف مي کند. جوي که بعد از مستقل شدن در بين دوست و آشنا شکل مي گيرد بسيار مشکل زا است.
سارا اهل اصفهان که در مقطع فوق ليسانس در دانشگاه آزاد تحصيل مي کند، مي گويد: بعد از 10 سال دوري از خانه تازه به نبودن خانواده ام عادت کرده ام . اما آنهمه دلتنگي به تجربه هايي که کسب کرده ام مي ارزيد.او مي گويد: خيلي از دختر هاي هم دوره من در آن سالها تنهايي را طاقت نياوردند و بعد از پايان دانشکده به شهرشان برگشتند يا ازدواج کردند.  سارا مي گويد: تنهايي در شهري مثل تهران پر از تجربيات مختلف است که در ديگر نقاط کشور براي زني چون من ممکن نيست. شايد جمعيت زناني که به خاطر شرايط تحصيل يا کار مجبور به ترک خانواده مي شوند زياد باشد اما تعدادي از زنان نيز بدون بهانه هاي اينچنيني از خانواده جدا شده اند و مستقل زندگي مي کنند. اين قشر معمولا زناني هستند که از استقلال مالي برخورداند وبراي برخورداري از زندگي دور از خانواده که فرديت انها را ميسر مي سازد دست به اين اقدام مي زنند. مريم، 34 ساله که در خانواده مذهبي و سنتي بزرگ شده، از موقعيت شغلي خوبي برخوردار است و چند سالي است والدينش خانه اي برايش خريده اند، مي گويد: راضي کردن والدين ام براي اينکه اجازه جدا زندگي کردن را به من بدهند، کار دشواري بوده است. او مي گويد: پدرم اصلا  راضي نبود براي من در تهران خانه بخرد، اما بالاخره اين کار را کرد. بعد از خريد خانه به تدريج والدين خود را راضي کردم تا وسايلي براي خانه  تهيه کنند و آنقدر پيش رفته تا اکنون مي توانم در خانه خود زندگي کنم.
مريم مي گويد: وقتي دوستان و آشنايان فهميدند که تنها زندگي مي کنم با مشکلات فراواني روبرو شدم . اکثر دوستان نزديک توقع دارند منزل خود را به هر بهانه اي در اختيار آنها قرار دهم و وقتي با ممانعت من روربرو مي شوند، مي رنجند. حتي وقتي آپارتمان را خريديم متوجه شدم همسايه ها خيلي از بودن من در آن ساختمان راضي نيستند. زن ها ي همسايه چپ چپ نگاه مي کردند و به نظر مي رسيد مردها زير چشمي مرا مي پايند ولي وقتي ديدند از رفت و آمد و مهماني هاي آن چناني خبري نيست; خيالشان راحت شد و حتي نگاه آنها به من نيز تغيير کرد. در حال حاضر مدتي است از طرف همسايگان به عنوان مدير ساختمان انتخاب شده ام و رفتار همه نسبت به من دوستانه شده است.
***
خواست ها و نيازها بسيار است و نام گذاري يک روز به نام دختران قدم خوبي براي ديدن آن ها و راهي ساختن زنان ايراني در مسير رشد و پيشرفت سريع است اما بايد ديد در چهار سال گذشته اين روز بزرگ چه کمکي به جايگاه دختران کرده است و با چه روندي مي  توان يک نام را نشان پرداختن به مخاطب دانست به گونه اي که روز دختران تنها به نام روز دختران و  شيريني جشن هاي اداره اي ختم نشود. دختران، مادران آينده و اکثريت موجود در دانشگاه ها، نقش پررنگي در شکل گيري ايران زمين دارند بايد توجه جدي تري در بسترسازي اجتماعي به آنها صورت گيرد.

ضرورت رشد آگاهي در جامعه
براي ارتقاي جايگاه دختران

براي درک بيشتر برخي از مشکلات دختران و آشنايي با جايگاه آنها با فردين عليخواه، مدرس دانشگاه و جامعه شناس به گفت وگو مي پردازيم.
عليخواه در گفت وگو با مردم سالاري، به نقش آگاهي در جامعه براي ارتقاي جايگاه دختران و زنان تاکيد فراوان دارد.
به نظر شما دختران در اجتماع از چه جايگاهي برخوردار هستند و چه پتانسيل هايي برايي حضور در جامعه دارند؟
روشن است که نمي توان درباره يک کلمه کيفي مثل "جايگاه" نظر قطعي داشت. ولي در مجموع به نظر ميرسد که با رشد زندگي کلان شهري در ايران و پيامدهاي آن و نيز مجموع تغييرات اجتماعي که به افزايش آگاهي ها و پذيرش اجتماعي بيشتر انجاميده  پتانسيل ها براي حضور دختران در جامعه رو به رشد است. شما چنين ظرفيت هايي را در خانواده ها و روابط پدارن با دختران، در رسانه هاي جمعي و نيز در مراکز کاري و شغلي مي بينيد. اينها نشانه هايي است که بيانگر حضور و افزايش مشارکت اجتماعي دختران در جامعه است و به نظرم هر روز اين فرصت ها بيشتر مي شوند.
کدام آسيب هاي اجتماعي گريبانگير دختران مي شود و دختران چگونه بايد روندي آگاهانه را در پيش گيرند؟
ببينيد کم و بيش همه زنان و دختران در همه جاي دنيا به ويژه در کشورهاي در حال توسعه مشکلات تقريبا مشابهي دارند هر چند تاکيد مي کنم که اين امر کم و زياد دارد. برخي کشورها اين مشکلات را خيلي کاهش داده اند ولي در برخي کشورها هنوز سايه سنگين مشکلات بر سر دختران ديده مي شود. من با همکارانم تحقيقي داشتم با عنوان ترس از جرم در فضاهاي شهري در بين زنان. نتايج اين تحقيق نشان مي داد که هنوز زنان در پنداشت و احساس شان از بسياري از جرائم مي ترسند و برخي از اين جرائم هم به سمت جنسيت زنان سوگيري دارد. مثلا مزاحمت هاي خياباني يکي از آنهاست. بايد توجه داشت که هر چند آگاهي هاي عمومي در حال رشد است ولي خب توزيع اطلاعات هنوز بين همه اقشار يکسان نيست يعني ما هنوز شاهد شکاف اطلاعاتي در جامعه هستيم. در مجموع من فکر مي کنم آگاهي بايد بيشتر در مردان ايجاد شود تا دختران. دختران براي مواظبت و احتياط و نحوه مواجهه با مسائل بايد آگاه تر شوند ولي بيشتر اين آگاهي متوجه کساني است که براي آنان مشکل ايجاد مي کنند.
دلايل گرايش دختران به زندگي مجردي و افزايش اين تمايل چيست؟
من فکر مي کنم که چنين گرايشي را بايد با توجه به ساير تغييرات اجتماعي جامعه ايراني تحليل و ارزيابي کنيم. يکي از مسائل اجتماعي که معمولا جامعه شناسان در ايران به آن مي پردازند موضوع شکاف نسلي است. همان تفاوت هاي ارزشي و نگرشي بين والدين و فرزندان. تمايل به زندگي مجردي با توجه به اين شکاف قابل تحليل است. بعضي از دختران ترجيح مي دهند که از نظر فيزيکي دور از خانواده باشند تا کمي از بار تضادهاي ناشي از چنين شکافي کاسته شود و البته اين به معناي قطع رابطه با خانواده نيست. موضوع ديگر آن است که در دهه گذشته تحصيلات دانشگاهي دختران به ميزان قابل توجهي رشد کرده است. روشن است که ميزان نياز به استقلال در يک دختر دانشگاه ديده با دختري ديگر يکي نيست. در نهايت بايد نقش وسايل ارتباط جمعي اشاره کنم. تحقيقات علمي من بيانگر افزايش ميزان بينندگان شبکه هاي ماهواره اي به ويژه به شکل خانواده گي است. اگر تحليل مان را فقط بر سريال هاي شبکه فارسي وان و شخصيت هاي زن آنها بگذاريم مي بينيم که يکي از ويژگي هاي اين زنان استقلال است و بيننده نيز از اين چنين شخصيت هايي تاثير مي پذيرد. 
چرا روز به روز بر اهميت زندگي مستقل و اشتغال براي دختران  افزوده مي شود؟
دليل اهميت اشتغال در بين دختران مختلف است. گفتيم که امروزه دختران آگاه تر شده اند و بيشتر به استقلال اهميت مي دهند. آنان فهميده اند که آنچه که استقلال آنان را از بين مي برد در درجه نخست وابستگي اقتصادي است. مدتي قبل يکي از دانشجويانم برايم مي گفت که با فشار خانواده تن به ازدواج با پسري داده که قلبا احساسي نسبت به او ندارد  و يکي از فشارهاي خانواده نيز تهديد به قطع کمک مالي براي ادامه تحصيل بوده است. خب دختران در زندگي واقعي شان به اطراف توجه مي کنند و مي بينند که استقلال اقتصادي عامل مهمي براي ساير وجوه استقلال است و تمايل به اشتغال به همين منظور است. نکته ديگر آنکه خوب يا بد در طبقه متوسط شهري امروز لفظ زن خانه دار جلوه مثبتي ندارد و نسل امروز تلاش مي کند تا اين صفت بر او اطلاق نشود. 


نسخه چاپي ارسال به دوستان