نسخه شماره 2493 - 1389/08/13 -

 معصومه ابتکار با اشاره به دانشجويان فعال حادثه 13 آبان:
 هيچ يک از تسخيرکنندگان پشيمان نيستند 

درآستانه سالگرد تسخير لانه جاسوسي آمريکا، معصومه ابتکار از دانشجويان فعال در جريان تسخير سفارت آمريکا در سال 1358 نگاه واقع بينانه نسبت به واقعه 13 را مورد تاکيد قرارداد.
ابتکار در گفت وگو با ايسنا، بامورد توجه قرار دادن نقش دانشجويان در جريان تسخير سفارت آمريکا در 13 آبان 1358 اظهارداشت:« اگر بخواهيم درک درست و همه جانبه اي از اين واقعه داشته باشيم، در ابتدا بايستي فضاي آن دوران را به خوبي درک کنيم و ببينيم در چه شرايط دانشجويان به چنين تصميمي رسيدند و اصلا چرا دانشجويان در اين مسير گام برداشتند.»
وي خاطرنشان کرد:« اين واقعه زماني رخ داد که هشت ماه از انقلاب گذشته بود و در واقع انقلاب عظيم سياسي، اجتماعي و اقتصادي در کشور رخ داد، ساختارها هنوز آشفته بود و فقط يک دولت موقت وشوراي انقلاب شکل گرفته بود. دراين زمان بسياري از ساختارهاي سياسي همچون مجلس شکل نگرفته بود، ونگارش قانون اساسي کامل نشده بود.به همان ترتيب بحث دولت، دستگاه هاي امنيتي و انتظامي و اطلاعاتي همگي در وضعيت آشفته اي قرار داشتند و اگرچه کار و تلاش صورت مي گرفت، ولي هنوز تا استقرار يک وضعيت با ثبات و تسلط بر تمام مسايل فاصله  زيادي وجود داشت.»
اين عضو بنياد باران با بيان اين که دانشجويان متوجه چنين اوضاعي بودند، خاطرنشان کرد«: بعد از انقلاب باتوجه به اين که فضاي نسبتا آزادي در دانشگاه به وجود آمد، طي آن تمام گروه ها فرصت داشتند، ديدگاه هاي خود را مطرح کنند، تقريبا براي همه اين گروه ها چه گروه دانشجويان مسلمان و چه گروه هاي ديگر که فعاليت داشتند، اين پرسش مطرح بود که آسيب پذيري يک انقلاب از کجا شروع مي شود ؟»  ابتکار گفت: «درآن زمان دانشجويان بحث مي کردند که چه تهديداتي فراروي جريان انقلاب قرار خواهد گرفت. همه نيز براين نکته واقف بودند، آمريکا که منافع خود را در منطقه و ايران از دست داده است، نپذيرفته که چنين انقلاب بزرگي منافعش را در منطقه تهديد کند، بنابراين به نوعي به دنبال راه حلي بود که رژيم مورد نظر خود را به عرصه بازگرداند.»  اين عضو بنياد باران گفت: «از طرفي ما در ايران تجربه تلخ 28 مرداد 1332 را پشت سر گذرانده بوديم و به چنين تجربه اي اشاره مي شد و اگر چه نسل ما در آن دوران حضور نداشتند، ولي پدران ما آن دوران را مورد توجه قرار مي دادند، چنانچه پدر من مرحوم دکتر تقي ابتکار که استاد دانشگاه تهران بود، شرايط سال هاي 1332 و اتفاقاتي که در آن دوران افتاده بود را تعريف کرده و گفته بود که چطور در اثر غفلتي که پيش آمد آمريکا توانست با يک کودتا نهضت ملي دکتر محمد مصدق که نخست وزير قانوني کشور بود، را از ميان برداشته و کلا کشور را از مسير توسعه، پيشرفت و مردم سالاري به سمت 25 سال ديکتاتوري و استبداد سياه ببرد و همه اينها مسايلي نبود که دانشجويان به راحتي از کنار آن عبور کنند.»  ابتکار ادامه داد:« دانشجويان در مقطعي احساس مي کردند که آمريکا برنامه هايي از اين دست را براي ايران خواهد داشت، به ويژه اين که چند سال قبل از آن، در شيلي چنين برنامه اي را براي حکومت آلنده پياده کرد. بنابراين دانشجويان تکرار تاريخ، تاريخ معاصر را مقايسه مي کردند و مي دانستند که چنين خطري وجود دارد، بنابراين دانشجويان مسلمان دور هم جمع شدند و براساس اين شرايط به اين نتيجه رسيدند که بايد يک حرکت اعتراضي قوي انجام شود.»
وي در ادامه با اشاره به فضاي رسانه اي که عمدتا در سطح بين المللي وجود داشت و غلبه رسانه ها از سوي غرب بود، گفت:«دانشجويان در اين راستا مي خواستند انحصاري که عليه ايران شکل گرفته بود را بشکنند و توجه مجامع بين المللي که متاسفانه به ملت ايران و اتفاقات رخ داده در کشورمان نگاهي نداشتند را جلب کنند و بر اين اساس دانشجويان تصميم گرفتند بدون خشونت و اسلحه به شکل اعتراضي و کاملا مسالمت آميز اين اقدام را انجام دهند.»
ابتکار همچنين درباره ميزان استقلال دانشجويان در واقعه 13 آبان نيز اظهار کرد:«در اين جريان ابتدا تمام نمايندگان دانشجويان مسلمان و انجمن هاي اسلامي که آن زمان در تحکيم وحدت نيز نماينده داشتند، از سوي 6 دانشگاه اصلي تهران شامل دانشگاه تهران، شهيد بهشتي، صنعتي شريف ، پلي تکنيک، علم و صنعت و تربيت معلم دور هم جمع شدند و موضوع را به بحث گذاشتند و کاملا مساله محرمانه تلقي مي شد و به هيچ عنوان قرار نبود موضوع به بيرون انتقال پيدا کند، چرا که امکان داشت گروه هاي ديگر اين برنامه را خراب و يا اين که پيشدستي کنند، کما اين که گروه هاي چپ و چريک هاي فدايي خلق قبل از اين، چنين اقدامي را انجام داده بود.» وي با تاکيد بر اين که چنين تصميمي کاملا دانشجويي بود به دلائل مخالفت نمايندگان دانشگاه هاي  علم وصنعت و تربيت معلم اشاره و اظهار کرد:«امروز هم هرگز نمي توان دروغ گفت و انکار کرد و گفت که دانشجويان با امام هماهنگي نکردند و امام موافق نبود.» اين عضو بنياد باران حرکت دانشجويان در اين راستا را هوشيارانه توصيف و اظهار کرد:« دانشجويان معتقد بودند اگر امام(ره) مخالف اين موضوع باشند، به مجرد اين که اعلام کنند از آنجا خارج مي شوند ،مساله مهم اين بود که نامي که دانشجويان براي خود انتخاب کردند (دانشجويان مسلمان پيرو خط امام) حاکي از اين بود که دانشجويان، مسلمان هستند و خط و مشي امام(ره) را قبول دارند،ضمن اين که با سياست هايي که بعد از آن پيگيري کردند، به هيچ عنوان اجازه ندادند گروه هاي سياسي و احزاب از اين حرکت بزرگ وجنبش دانشجويي به نفع خود، بهره برداري کنند; چرا که به هر ترتيب چه گروه هاي چپ همچون سازمان مجاهدين خلق (منافقين) و چه احزاب در قدرت مثل حزب جمهوري اسلامي علاقه پيوستن به اين جريان را داشتند، ولي دانشجويان به هيچ وجه اجازه بهره برداري سياسي را به گروه هاي سياسي نمي دادند; چرا که معتقد بودند اين حرکت ها جرياني است که بايد به نفع ملت انجام شود و به هيچ عنوان نبايد دستخوش بازي هاي سياسي قرار بگيرد.» ابتکار همچنين درباره نقش روحانيت نيز در اين حرکت  گفت:«براساس شرايط، آقاي موسوي خوييني ها که سابقه خوبي با دانشجويان داشتند و دانشجويان مي دانستند که ايشان ارتباط مستقيمي با مرحوم حاج احمد آقا و حضرت امام(ره) داشتند، به عنوان رابط و شخصي که تا پايان راه همراه امين و دانشجويان بودند ،نقش تاثيرگذاري داشتند.»  وي گفت:«همچنين اصل اين حرکت که شايد شکل ديگري به اين جريان اعتراضي داد، حمايت خود امام (ره)از اين جريان بود، چنانچه امام(ره) اين حرکت را انقلاب دوم ناميدند و به اين جمع دانشجويان اعتماد کردند و باعث شدند انسجام و وحدت ملي پشت سر اين حرکت شکل بگيرد و عملا کشور يک بار ديگر بتواند در مقابل مشکلاتي که مي رفت انقلاب را از پاي در بياورد با يک روحيه بلند ايستادگي کند و يک حرکت رو به رشدي دنبال کند.» ابتکار در ادامه گفت وگوي خود با ايسنا در بيان ارزيابي خود از ميزان شعاري و يا واقعي بودن جريان تسخير لانه جاسوسي آمريکا نيز اظهار کرد:«من اصلا فکر مي کنم هم اکنون که در سي و يکمين سال اين واقعه قرار داريم، بايد اين فرصت را فراهم کنيم که به اين موضوع واقع بينانه نگاه شود. به اين مفهوم که هم هزينه ها و هم دستاوردها ديده و مورد توجه قرار بگيرند.»  وي افزود: «با نگاه واقع بينانه مي توان دريافت اگر برآيند اين حرکت که حتما هزينه هايي هم براي کشور داشته است، فقط همين ممانعت از يک کودتاي احتمالي و يا فقط اين باشد که دخالت هاي بي مورد و غيرقانوني آمريکا را در کشور ما مانع شده باشد، وزن اين منفعت در مقابل آسيب هايي که البته قابل تحليل است، قابل اهميت است.»  وي گفت:«دانشجويان امروز اصل واقعه را تاييد مي کنند و همين دانشجويان مي گويند در آن فضا وشرايط ،تصميم منطقي يک جمع دانشجويي تحقق يافته است، ولي اينکه بعد از آن چه اتفاقي افتاد و چه بهره برداري هايي از اين جريان شد و چگونه اين جريان مناسبات ايران و آمريکا و ديگر مناسبات بين المللي را تحت تاثير قرار داد جاي ارزيابي و نقد دارد.»
وي با تاکيد بر اين که ما بايد به سمت يک تحليل واقع بينانه از اين موضوع حرکت کنيم، خاطرنشان کرد:«متاسفانه گاهي اوقات با يک روند عامدانه اي در جهت تحريف اين تاريخ مواجه مي شويم و مي بينيم براي اين که گروه هاي خاصي بتوانند وضعيت کنوني و وضعيت خاصي را توجيه کنند، اصل آن واقعه تاريخي و تحليل هايي که نسبت به آن واقع مي شود، را تخريب و تحليل مي کنند، چنانچه در راستاي اين که گفته مي شود، نبايد با يک نگاه شعاري و يک سويه بااين مساله برخورد کرد; عده اي اين طور القا مي کنند که پس عده اي از اين دانشجويان پشيمان شدنددر حالي که در آن جمع دانشجويان و تصميم گيران اصلي که در آن زمان بودند به شخصه کسي را که از حرکت خود در سال 58 به اين مفهوم که آن حرکت را اشتباه بداند و امروز پشيمان شود نمي شناسم ولي کساني را مي شناسم که نسبت به اتفاقات بعد از آن واقعه نقد دارند.»
وي دسته بندي دانشجويان موثر درجريان 13 آبان رايک ترفند سياسي دانست و گفت:«طيفي از رهبران دانشجويان مسلمان خط امام آن دوران، امروز نه تنها در قدرت نيستند، بلکه منزوي و در حاشيه نيز قرار دارند، اما يک تلاش عامدانه اي در جهت تخريب چهره و وجهه  آنها صورت مي گيرد که بالاخره مثلا زنداني بودنشان نيز قابل توجيه باشد.»


نسخه چاپي ارسال به دوستان