صنايع دستي به عنوان گنجينه اي از تفکر، فرهنگ و تمدن قومي، تلطيف کننده فضاي بي روح و خشن زندگي صنعتي و ماشيني است و به همين دليل نبض تپنده سبد کالاهاي اقتصادي، فرهنگي - هنري خوانده مي شود. در اين رهگذر ايران از نظر تنوع رشته ها در مقام نخست و به لحاظ جايگاه عرضه محصولات در رتبه سوم جهاني قرار دارد.
صنايع دستي ايران، ثمره ذوق و هنر ايرانيان طي سده هاي متوالي است. تحولاتي که در اوضاع اقتصادي، اجتماعي و صنعتي جامعه ما پديد آمده به بسياري از حرفه هاي مرتبط باصنايع دستي نقش حاشيه اي داده يا به طور کلي آنها را منسوخ کرده است.
اين فنون و هنرها با وجود آن که در حاشيه توليدات کشور قرار گرفته اند، اما قابليت کسب درآمدهاي ارزي و ريالي بيشتر را پيدا خواهند کرد. مشروط بر آن که مسوولان از بازاريابي، برگزاري دوره هاي آموزشي نظام مند و تهيه متون لازم براي ارتقاي کمي و کيفي توليدات صنايع دستي حمايت کافي به عمل آورند.
تدوين متون آموزشي يکي از ضروريات توسعه و بهبود وضعيت هنرهاي دستي در ايران است. متاسفانه درحال حاضر محتواي اکثر کتب و مقاله هايي که در اين زمينه نوشته شده به ذکر تاريخ و توصيف هنرها بسنده کرده و متون آموزشي کمتر در ميان آنها به چشم مي خورد. واژه هاي رايج و تخصصي اين حوزه ها نيز فقط براي اهل فن آشناست و عموم مردم، حتي فرهنگ نويسان اطلاع زيادي در مورد آن ندارند.
همانگونه که مي دانيم صنايع دستي به لحاظ ارزآوري از اقلام مهم صادراتي کشور است. از طرفي به گفته خانم نادرنژاد مدير روابط عمومي سازمان صنايع دستي ايران در حال حاضر
2/5 ميليون نفر به طور مستقيم در رشته هاي مختلف صنايع دستي مشغول به کارند و تخمين زده مي شود که حدود 10 ميليون نفر نيز به طور غيرمستقيم در اين حوزه کار مي کنند. جا دارد با توجه به اين قشر عظيم با شناسايي و زير پوشش قرار دادن آنان و ايجاد مجتمع هاي صنايع دستي و بازاريابي و حمايت از صادرات توليدات در راه شکوفايي اقتصادي و در رشته هاي صنايع دستي گام برداريم.
خاتم يکي از هنرهاي زيبا و فاخر دنياست. هنر آراستن سطح اشياي چوبي به صورتي شبيه موزاييک با مثلث هاي کوچک دو پهلو برابر و سه پهلو برابر از جنس عاج، چوب هاي مختلف، استخوان و فلزات گوناگون.
هنر خاتم در طول پيدايش و تکامل خود سينه به سينه و از استاد به شاگرد و از پدر به پسر انتقال يافته و خواه ناخواه با تغييراتي به شکل امروزي درآمده است. در اين نقل و انتقال ها چه بسا رموز و اسرار کار که از ميان رفته و چه افسانه ها که جاي واقعيت را در اين فن گرفته است.
اوستا اکبر سالهاست که با اين هنر زندگي کرده است. او که از کودکي در کنار پدرش به آموختن هنر خاتم پرداخته در مورد اين هنر زيبا مي گويد: اين هنر دو مرحله دارد. 1- خاتم سازي که شامل عملياتي از قبيل طراحي خاتم، تهيه مواد ومصالح و برش مصالح اوليه ترکيب و ايجاد گل و در نهايت ساخت قامه (جسم مکعب مستطيلي شکل داراي ميانگين طول 40 سانتي متر و عرض 10 سانتي متر و قطر 3 سانتي متر از چوب يا خاتم) و برش آن و تهيه لايه خاتم است.
2- خاتم کاري که شامل طراحي زيرسازي، طراحي چسباندن لايه هاي خاتم بر روي زيرکار، پرداخت و جلاکاري اشياي خاتم کاري است.
او مي گويد: زمان آغاز اين هنر، آشکار نيست و آنچه درباره آن گفته مي شود بيشتر با افسانه همراه است. ولي به نقل يکي از برجستگان خاتم سازي اين هنر به شيوه امروزي قبل از صفويه و در عهد استيلاي ايلخان مغول بر ايران و به دنبال پيدايش رابطه مستقيم بين ايران و چين; به ايران راه يافته است. برخي ديگر از محققان نيز معتقدند که خاتم کاري در دوره ديلمان در ايران و در شهر شيراز پايه گذاري شد و در عصر صفويه به اوج شکوفايي رسيد، زيرا از طرفي حمايت حکومت از هنرمندان و از ديگر سو ايجاد روابط بازرگاني با کشورهاي دور و نزديک به گسترش هنر خاتم کمک کرد.
اوستا اکبر مي گويد: در ايران پيش از ظهور اسلام گونه اي خاتم سازي رواج داشته و شيوه کار آن چنين بوده که از چوب يکرنگ مکعب هايي به اضلاع چهار ميلي متر مي بريدند و با طرح هاي گوناگون روي صفحه اي نصب و ميخکوب مي کردند و اين شيوه تا چند قرن پس از اسلام هم متداول بوده است.
او ادامه مي دهد: در حال حاضر منبري خاتم کاري شده با اين روش در مسجد جامع عقيق شيراز وجود دارد که بيش از هزار سال از زمان ساخت آن مي گذرد.
خاتم ابتدا از کنار هم قرار گرفتن مثلث هاي بزرگ شکل مي گرفت و رنگ چوب هاي مصرفي بيشتر سياه يا سفيد بود ولي به تدريج ذوق و سليقه ايراني ظرافت کنوني را جانشين زمختي پيشين نمود و تنوعي در رنگ هاي آن به وجود آورد و رنگ هاي قرمز، سبز، آبي و زرد را به آن افزود و به جاي روي و قلع که قبلا به کار برده مي شد و هيچ جلوه و جلايي نداشت، از فلز برنج بهره گرفت.
اين استاد خاتم کاري تغييرات خاتم را اينگونه توصيف مي کند: از نظر هندسي نيز در خاتم تغييراتي ايجاد گرديد و اشکال سه ضلعي، پنج ضلعي، هشت ضلعي، ده ضلعي و دوازده ضلعي به کار گرفته شد که با قرار دادن آنها کنار يکديگر نقش بندي ايجاد مي شود.
در مورد روش ساخت خاتم هم از او سوال مي کنم و اوستا اکبر مي گويد: در خاتم کاري چوب، استخوان يا فلز را به صورت منشورهاي مثلث القاعده برش داده و آنها را به گونه اي کنار هم قرار مي دهند که برش عرضي اين مثلث هاي واحد، داراي اشکال هندسي منظم باشد سپس با سريش برش هاي نازک را با نظم و ترتيب خاصي روي ورقه نازک چوبي مي چسبانند و پس از خشک شدن ورقه ها را روي اشياي مورد نياز جهت تزئين نصب مي کنند.
اين استاد خاتم کاري در مورد مواد و مصالح مورد نياز در اين هنر مي گويد: انواع چوب از مهمترين مصالح خاتم سازي است که شامل چوب هاي عناب، نارنج، افرا، گردو، کيکم، تبريزي، شمشاد، آبنوس، فوفل و بتم است. انواع استخوان نيز به علت استحکام و رنگ سفيد آنها در ساخت خاتم به کار مي روند که عبارتند از استخوان هاي شتر، اسب، گاو، همچنين عاج طبيعي فيل و عاج مصنوعي نيز در خاتم کاربرد زيادي دارد. براي استقامت خاتم ساخته شده و مراقبت از آن، از فلزات رنگي در خاتم سازي استفاده مي شود نقره و آلومينيوم براي رنگ سفيد و برنج براي رنگ زرد مورد استفاده قرار مي گيرد.
او معتقد است: در انتخاب مصالح بايد نهايت توجه مبذول گردد تا بهترين نتيجه عايد شود. مثلا براي تهيه چوب مورد نياز بايد دقت شود که داراي رنگ و بافت مناسبي بوده و گره و ترک نداشته باشد. فلزات نيز بايد آلياژ مناسبي داشته باشند.
به همين جهت برنج که آلياژ خوبي به شمار مي رود بيشترين کاربرد را در هنر خاتم سازي دارد و در تهيه استخوان نيز بايد به مواردي مانند سلامت حيوان ذبح شده، تازگي استخوان و سفيدي رنگ آن توجه کرد. البته استخوان طي مراحل خاصي از قبيل چربي گيري، خواباندن در آب آهک آماده کار مي شود. او ابزارهاي کارش را نيز معرفي مي کند و مي گويد: گيره فلزي، تيز سوهان، چکش، گاز انبر، اره سيم ساب دار، مثلث ساب، مغار، متر فلزي، خط کش ثابت و خط کش تيردار، گونيا و پرگار ابزار لازم براي ايجاد اين هنر بديع هستند.
آثار خاتم سازي در دوره هاي مختلف
نشنيده بودم اما اوستا اکبر گفت که عهد صفويه درخشان ترين دوره خاتم سازي در ايران است. صندوق مرقد امامزاده سيد علا»الدين حسين فرزند امام موسي بن جعفر(ع) در شيراز و در جفت خاتم آن بقعه که قدمت آنها 400 تا 450 سال است. قاب آينه خاتم که در تاريخ 1124 ه. ق در کرمان ساخته شده و جزو مجموعه خصوصي مرحوم محمدحسين صنيع خاتم است. بخش هايي از صندوق آرامگاه شيخ صفي الدين در اردبيل، صندوق آرامگاه شاه اسماعيل صفوي در کرمان، صندوق مرقد حضرت موسي بن جعفر(ع) و حضرت امام جواد(ع) در سامرا و نيز صندوق خاتم ضريح نرگس خاتون مادر گرامي حضرت حجت الله (عج) در سامره که در زمان شاه سلطان حسين صفوي به کمک استاد جعفر ساخته شده است از شاهکارهاي خاتم آن دوران است.
او مي گويد: در دوره زنديه و به خصوص در زمان سلطنت کريم خان در اثر تشويق هنرمندان تحولاتي در هنرهاي تزييني ايران پديد آمد و از آثار مربوط به اين دوره مي توان از صندوق مرقد حضرت علي بن ابيطالب(ع) در نجف اشرف، صندوق خاتم مرقد حضرت سيد الشهدا (ع) و حضرت ابوالفضل(ع) در کربلا، صندوق مقبره حضرت زينب(س) و حضرت رقيه (س) در سوريه نام برد.
اوستا اکبر مي گويد: در دوران قاجاريه هنر خاتم رو به افول گذاشت اما در همين زمان نيز هنرمندان از خود آثاري به جا نهادند که از آن جمله در ورودي خزانه و حرم حضرت عبد العظيم (ع) و در ورودي موزه ايران باستان است.
در دوره پهلوي کارگاه خاتم سازي در مدرسه هنرهاي زيبا تشکيل و در سال 1311 هجري شمسي محمدحسين صنيع خاتم (امين الصنايع) براي رياست اين کارگاه از شيراز به تهران دعوت شد. در سال 1313 ساخت اتاق خاتم کاخ مرمر توسط هفت تن از اساتيد بنام و با همکاري شصت نفر از خاتم سازان شيراز، اصفهان و تهران آغاز شد و چهارسال طول کشيد. ساخت صندوق هاي حضرت مسلم بن عقيل(ع)، حضرت عبد العظيم (ع)، حضرت شاهچراغ(ع)، امامزاده سيد ميرمحمد(ع) و نيز تالار خاتم مجلس شوراي ملي سابق که ساخت آن با تلاش خستگي ناپذير بيش از 60 تن از اساتيد و هنرمندان ورزيده در مدت 6 سال به پايان رسيد.
او گفت: در دوران انقلاب اسلا مي و وقوع جنگ تحميلي و محاصره اقتصادي و کاهش مسافرت، بازديدکنندگان خارجي از ايران رکود در توسعه و پيشرفت و نوآوري اين هنر اصيل را موجب شد و خوشبختانه پس از بهبودي اوضاع و افزايش بازديدکنندگان خارجي از موزه ها و نمايشگاه هاي تخصصي کشورمان بار ديگر اين هنر رونق گرفته است.