برو  
سایتهای مرتبط :: نمایشگاه تصاویر
  
نسخه شماره 1740 - 1386/11/28 -


عامليت زنان و توسعه


افزايش توليدات خانگي راهکار اشتغال زنان


آسيب پذيري کودکان در مرگ عزيزان


پرسه


مناسبات حاکم بر سازمان کار


کدبانوي خانه


 عامليت زنان و توسعه  
نويسنده : سيد حسين امامي

بانک جهاني در آخرين گزارش خود با عنوان «محيط کاري براي زنان خاورميانه و شمال آفريقا» که اخيرا منتشر شد به بررسي وضعيت اشتغال زنان در اين مناطق پرداخت. در اين گزارش آمده است، ايراني ها از نظر نگاه مثبت به فعاليت هاي اقتصادي زنان در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا در رتبه نخست قرار دارند.
در بخشي از اين گزارش که به وضعيت زنان ايران اختصاص دارد، آمده است: زنان ايراني براي کار ارزش بيشتري از مردان قائلند. بر اساس اين گزارش طي چهار سال گذشته به موازات افزايش قيمت نفت از سطح بيکاري در ايران کاسته شده است. در عين حال کاهش سطح بيکاري در اين مدت مربوط به جمعيت مردان بوده است و ميزان بيکاري زنان در اين مدت رو به افزايش بوده و در حال حاضر نرخ بيکاري زنان دو برابر نرخ بيکار مردان است.
اين در حالي است که زنان بيش از مردان براي کار اهميت و ارزش قائل هستند. نمره مردان ايراني در شاخص ارزش براي کار2/94 است و اين رقم براي زنان 3/29 اعلام شده است.
در اين گزارش مردان ايراني خوشبين تر از زنان دانسته شده اند. نمره مردان در شاخص خوشبيني 3/41 و نمره زنان 3/06 اعلام شده است.
متوسط سني جمعيت مردان نيز 33سال و متوسط سن جمعيت زنان 31 سال برآورد شده است.
از کل جمعيت مردان در ايران 89 درصد تحصيلکرده هستند و اين رقم براي زنان 86 درصد است.
بر اساس اين گزارش ايراني ها از نظر نگاه مثبت به فعاليت هاي اقتصادي زنان در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا در رتبه نخست قرار دارند. نمره ايراني ها در شاخص تاييد کار زنان در خارج از خانه 4/23 اعلام شده است که اين بيشترين رقم در سطح منطقه خاورميانه و شمال آفريقا است. متوسط نمره منطقه اروپا و آسياي مرکزي در شاخص تاييد کار زنان در خارج از خانه نيز 4/31 اعلام شده است. در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا پس از ايران از نظر تاييد کار زنان الجزاير با نمره 4/08 در جايگاه دوم و مراکش با 4/06 در جايگاه سوم قرار گرفته اند. نمره مصر نيز در اين رابطه 3/68 برآورد شده است.
همچنين براساس اين گزارش تعداد زنان ايراني که در بازار کار فعاليت دارند به نسبت جمعيت خود بالاترين رقم را در سطح منطقه به خود اختصاص داده است. از کل جمعيت زنان در ايران 38 درصد وارد بازار کار شده اند. درصد مشارکت مردان در بازار کار نيز 76 درصد است.
پس از زنان ايران، زنان الجزاير از نظر ميزان حضور در فعاليت هاي اقتصادي در منطقه دوم و زنان مراکش سوم هستند.36 درصد زنان الجزايري و 28 درصد زنان مراکشي در بازار کار فعاليت دارند. اين رقم براي اردن، مصر و عربستان به ترتيب 27درصد،22 درصد و 18 درصد است.
پس از بررسي کليه قوانين مربوط به تجارت و سرمايه گذاري در ايران مشخص شد اين قوانين به هيچ وجه ميان زنان و مردان تبعيض قائل نشده اند. در واقع در اين قوانين هيچ اشاره اي به طور صريح به زنان نشده است و اين نشان مي دهد در ايران به زنان و مردان در بخش اقتصاد نگاهي يکسان شده است. البته در قانون کار ايران بخشي ويژه زنان وجود دارد که با فعاليت زنان در هر کاري که سخت محسوب مي شود مخالفت کرده است. همچنين زنان اجازه ندارند در شب ها به طور رسمي کار کنند.
آمارتيا سن معتقد است که گستره عامليت زنان يکي از مغفول مانده ترين حوزه هاي مطالعات توسعه است و با بيشترين فوريت نيازمند اصلاح است. وي مي گويد: هيچ چيزي امروزه به طور مستدل در اقتصاد سياسي توسعه مهم تر از به رسميت شناختن شايسته مشارکت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و رهبري زنان نيست. در اين نوشتار بحث عامليت زنان و نتايج مثبت حاصل از آن از ديدگاه آمارتيا سن مورد بررسي قرار مي گيرد.
وي معتقد است که جنبه هاي عامليت زنان همين اواخر مورد توجه جنبش هاي دفاع از حقوق زنان قرار گرفته است و در ابتدا جنبه هاي حقوقي و خصوصا رفاهي منحصرا مورد توجه بوده اند. زمان خيلي دوري نيست که وظايفي را که اين جنبش ها دنبال مي کردند. اساسا تلاش براي کسب برخورد بهتر و عادلانه تر با زنان بود; اما ديگر به زن ها به صورت دريافت کنندگان منفعل کمک براي ارتقاي رفاه شان نگريسته نمي شود، بلکه بهآنها به صورت ترويج کنندگان پوياي دگرگوني هاي اجتماعي اي که مي توانند زندگي زنان و مردان هر دو را متحول سازند، نگريسته مي شود.
به زعم آمارتيا سن عامليت فعال زنان نمي تواند به هيچ وجه فوريت برطرف کردن بسياري از نابرابري هايي که موجب افول رفاه زنان و برخورد نابرابر با آنها شده است را ناديده بگيرد، بنابراين نقش عامليت بايد به مقدار زيادي معطوف رفاه زنها نيز باشد. به طور مشابه; اگر از طرف ديگر به اين مساله نگاه کنيم ملاحظه مي کنيم که هر تلاش عملي براي ارتقاي رفاه زنها نمي تواند عامليت خود زنان را در ايجاد چنين تحولي ناديده بگيرد. بنابراين جنبه رفاهي و جنبه عامليت جنبش هاي زنان ناگزير دامنه هاي مشترک زيادي دارند.
محروميت هاي نسبي در رفاه زنان در جهاني که در آن به سر مي بريم وجود داشته و دارند و همچنين نشانه ها و علائم فراگيري از نيازهاي به لحاظ فرهنگي مغفول مانده زنان در سراسر جهان به چشم مي خورند. دلايل بسيار خوبي براي مطرح کردن اين محروميت ها و در دستور کار قرار دادن کوشش هاي راسخ براي حذف اين نابرابراي ها وجود دارند و واضح است که براي عدالت اجتماعي از جمله عدالت براي زنان حائز اهميت هستند.
نقش محدود شده عامليت فعال زنان بر زندگي همه مردم اعم از مردان، زنان، کودکان و بزرگسالان اثر منفي مي گذارد. در حالي که دلايل کافي وجود دارند که نبايد از توجه به رفاه و يا وضعيت بد زنان کاسته شود و  بايد رنج ها و محروميت هاي زنان پيوسته مورد توجه باشند، يک ضرورت فوري و اساسي به خصوص در اين زمان وجود دارد که رويکردي با جهت گيري عامليت در دستور کار زنان قرار گيرد.
شايد فوري ترين دليل براي توجه به عامليت زنان دقيقا نقشي باشد که چنين عامليتي مي تواند در حذف نابرابري هايي که به رفاه زنان آسيب مي زنند ايفا کند. نتايج تجربي مطالعات و تحقيقات در سال هاي اخير به روشني نشان داده اند که چگونه احترام و توجه نسبي به رفاه زنان قويا متاثر از متغيرهايي همچون توانايي زنان در کسب درآمد کافي، يافتن شغل خارج از خانه، داشتن حق مالکيت و باسواد بودن و صاحب تحصيلات بودن به نحوي که بتواند در تصميمات داخل و خارج از خانواده شرکت کنند است. در واقع حتي به نظر مي رسد که وضعيت نامساعد زنها  در بقا و زنده ماندن در مقايسه با مردها در کشورهاي در حال توسعه با پيشرفتي که در اين جنبه هاي عامليت صورت مي گيرد به سرعت در حال کاهش باشد و حتي مي تواند برطرف شود.
جنبه هاي مختلف عامليت زنان ممکن است در نگاه نخست تا حدودي گوناگون و متفرق به نظر برسند; اما آنچه که همه آنها در آن مشترک هستند معاضدت مثبت آنها در تقويت راي و عامليت آنها از طريق استقلال و توانمند ساختن آنها است.
درک ما از سهم کمک و معاضدت ها و استحقاقي که به اين مناسبت زنها و مردها پيدا مي کنند، نقش اساسي در تقسيم منافع مشترک يک خانواده بين مردها و زنها ايفا مي کنند. به نظر مي رسد تعصب هاي ضد زنان عموما تحت تاثير موقعيت اجتماعي و قدرت اقتصادي زنان باشند. سلطه نسبي مردها به عوامل مختلفي مرتبط مي شود که از جمله آنها موقعيت نان آوري است که قدرت اقتصادي او موجب احترام حتي در درون خانواده مي شود. از سوي ديگر شواهد زيادي حکايت از آن دارند که وقتي زن مي تواند خارج از خانه صاحب درآمد شود، اين امر منجر به ارتقاي موقعيت نسبي او حتي در توزيع درون خانواده مي شود.
آزادي جست وجو و گرفتن شغل خارج از خانه مي تواند به کاهش محروميت نسبي و مطلق زنان کمک کند، به نظر مي رسد آزادي در يک حوزه به پرورش آزادي در حوزه هاي ديگر کمک کند. شواهد قابل توجهي نيز وجود دارند که نشان مي دهند نرخ هاي باروري با توانمندتر شدن زنها کاهش مي يابند. همچنين شواهد زيادي حکايت از آن دارند که تحصيلات و سوادآموزي زنان نرخ هاي مرگ و مير کودکان را کاهش مي دهند. علاوه بر اين به نظر مي رسد توانمند شدن زنها تاثير قدرتمندي در کاهش بيشتر تعصبات جنسي مشهود در بقا و زنده ماندن کودکان و خصوصا در مقابل دختران جوان دارد.
نيروي کار زنان و ميزان سوادآموزي آنها هر دو اثرات بهبودکننده اي بر روي ميزان وضعيت نامساعد زنان در بقاي کودکان دارند، سطوح بالاتر سوادآموزي و مشارکت نيروي کار زنان قويا مرتبط با سطوح پايين تر و وضعيت نامساعد نسبي زنان در بقاي کودکان است.
نقش عامليت زنان براي کاهش نرخ هاي باروري نيز از اهميت زيادي برخوردار است. اثرات منفي ميزان مواليد زياد قويا شامل نفي آزادي هاي اساسي از طريق زايش و پرورش دائمي است که به طور معمول بر بسياري از زنان آسيايي و آفريقايي تحميل مي شود. در نتيجه، يک ارتباط نزديک بين رفاه زنان و عامليت زنان در ايجاد تحول در الگوي باروري وجود دارد. بنابراين تعجب آور نيست که به دنبال کاهش ميزان مواليد ارتقاي منزلت و قدرت زنان حاصل مي شود.
از آنجايي که عامليت و باسواد بودن زنان در کاهش نرخ هاي مرگ و مير نيز مهم است، که اين نيز مسير غيرمستقيم تر ديگري است که از طريق آن عامليت زنان (شامل باسواد شدن) به کاهش ميزان مواليد کمک کرده است، چون شواهدي وجود دارد که کاهش ميزان مرگ و مير، به خصوص مرگ و مير کودکان به کاهش نرخ هاي باروري کمک مي کند.
در فعاليت هاي اقتصادي نيز مشارکت زنان مي تواند تفاوت عمده اي به وجود آورد. يکي از دلايل نسبتا پايين مشارکت زنان در امور روزمره اقتصادي در بسياري از کشورها دسترسي نسبتا کم به منابع اقتصادي است.  حوزه ديگري که در آن حضور زنان در امور اقتصادي را دگرگون کرده، فعاليت هاي کشاورزي است. فرصت هايي که زنها در اين حوزه به دست مي آورند مي توانند تاثير تعيين کنندهاي بر کارکرد اقتصاد و مناسبات اجتماعي مرتبط با آنها داشته باشند. مباحث مشابهي در شناخت نقش زنان در تحولات محيط زيستي، به خصوص در حفظ منابع طبيعي، با ارتباط به زندگي و کار زنان مطرح مي شوند. 
در حقيقت توانمندسازي زنان يکي از مباحث اصلي فرآيند توسعه براي بسياري از کشورها در جهان امروز است. عوامل موجود شامل تحصيلات زنان، الگوي مالکيت آنها، فرصت هاي شغلي آنها و کارکردهاي بازار کار هستند; اما چنانچه از اين متغيرهاي نسبتا کلاسيک فراتر برويم، اين عوامل همچنين شامل ماهيت مناسبات شغلي، نحوه برخورد خانواده و به طور کلي اجتماع با فعاليت هاي اقتصادي زنان و شرايط اقتصادي و اجتماعي که تغيير در اين روحيات را ترغيب يا در مقابل آن مقاومت مي کنند، هستند. تمرکز توجه بر نقش عامليت زنان نتايج مستقيم روي رفاه زنان دارد; اما گستره آن بسيار فراتر از رفاه زنان خواهد بود.
منابع:
1- خبرگزاري فارس. حوزه اقتصاد کلان و بودجه. شماره خبر861002017486/10/2
2- آمارتيا سن. توسعه به مثابه آزادي. حسين راغفر. انتشارات کوير. چاپ اول. 1381.

 


 افزايش توليدات خانگي راهکار اشتغال زنان 

يکي از مهم ترين راه هاي ايجاد اشتغال زنان که توسط بنگاه هاي زودبازده کوچک بيان گرديد زمينه هاي توسعه اشتغال زنان در امر توليدات خانگي است.
به گزارش ايونا، سازمان امور اقتصاد و دارايي استان همدان، بنگاه هاي اقتصادي کوچک و زود بازده را در ايجاد اشتغال در استان هاي کشور تاثيرگذار دانست و مشارکت عمومي جامعه در ايجاد اين بنگاه ها به منظور برخورداري از منافع حاصل از آن را از دلايل اقبال مردم به آن اعلام کرد.
بنابر گزارش سازمان امور اقتصاد و دارايي استان همدان با توجه به افزايش تعداد بيکاران بويژه زنان و دانش آموختگان از يک سو و عدم امکان دولت در ايجاد اشتغال براي همه افراد جامعه از سوي ديگر، اين بنگاه ها را در ايجاد شغل مهم برشمرد.
اين سازمان راهکار توسعه اشتغال و کاهش بيکاري زنان در مناطق استاني را با هدف شناسايي و رفع موانع ايجاد فرصت هاي جديد کسب و کار و ساماندهي شاخص هاي کار شايسته، اين گونه بيان کرد: برگزاري دوره هاي آموزش کارآفريني براي جوانان، زنان و فارغ التحصيلان دانشگاه ها و ايجاد بسترهاي قانوني و تشکيلاتي لازم براي توسعه مشاغل موقتي، پاره وقت و مشارکتي به ويژه براي زنان.
گفتني است: از ديگر راهکارهاي ايجاد توسعه اشتغال زنان فراهم کردن زمينه هاي توسعه اشتغال زنان در امر توليدات خانگي است.

 


 آسيب پذيري کودکان در مرگ عزيزان  

همه ما دير يا زود در زندگي با مرگ عزيزانمان مواجه مي شويم. مي دانيم مرگ پديده اي جهان شمول و غيرقابل انکار است ولي معمولا از فکر کردن درباره آن اجتناب مي کنيم و براي روبه رو شدن با آن آمادگي لازم و کافي نداريم. از سوي ديگر
با کودک چگونه از مرگ صحبت مي کنيد؟
توضيح مرگ به کودکان يکي از سخت ترين کارها براي اولياست، بخصوص هنگامي که خود آنها با غم مرگ عزيزي دست به گريبان هستند. اما «مرگ» يک بخش غير قابل انکار از زندگي است و خواه ناخواه کودکان، از خردسالي، نسبت به آن کنجکاو مي شوند
حقيقت مرگ : گفتن يا نگفتن؟
با کودک چگونه از مرگ صحبت کنيد در بخش نخست مقاله به چگونگي نگاه کودکان به مقوله مرگ و اين که آنها نمي توانند مفهوم هميشگي بودن مرگ را درک کنند و در عوض، آن را به عنوان يک اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر مي گيرند.
مرگ در نگاه کودکان
در اين مقاله لازم است خاطر نشان کنيم که  واکنش کودکان نسبت به مرگ با واکنش بزرگسالان بسيار تفاوت دارد. شدت اين واکنش به عوامل مختلفي بستگي دارد،که عبارتند از:
1- ميزان رابطه  کودک با فرد متوفي: به طور حتم فوت پدر، مادر، خواهر  يا برادر بيشترين تاثير را بر احساسات و عواطف کودک مي گذارند، تا فوت يکي از بستگان  يا آشنايان دور. در مواردي نيز، سرپرستي روزانه کودک به عهده  يکي از اعضاي دور فاميل گذاشته مي شود و بديهي است که نبود  يا فوت او هم مي تواند احساسات کودک را شديدا جريحه دار کند و تا مدتي او را نگران، پريشان و سردرگم کند.
2- سن کودک و ميزان فهم و درک او از مسئله  مرگ: بيشتر کودکان خردسال نسبت به وقايع خوشايند بسيار حساس هستند و اين موضوع زود نظر آن ها را به خود جلب مي کند. براي مثال، کودک 4-3 ساله اي ممکن است با مشاهده  گريه کودکي ديگر، درصدد دلجويي و دلداري از او برآيد و از اين طريق با او به همدردي بپردازد. دکتر ناگي ضمن تحقيقات خود پيرامون «برداشت هاي کودکان از مسئله مرگ» آن ها را به سه گروه تقسيم مي کند:
گروه اول، کودکان 5-3 ساله.
اين گروه تصور مي کنند مرگ رويدادي موقت و گذراست و انتظار دارند فرد متوفي بعد از مدتي دوباره به حيات برگردد. شايد اين باوري است که از مشاهده فيلم هاي کارتون در آنها به وجود مي آيد، زيرا شخصيت هاي فيلم هاي کارتوني در يک صحنه «مي ميرند» و در صحنه ديگر «زنده» مي شوند. آن ها مرگ را رويدادي ساده و معمولي تلقي مي کنند و نمي دانند که مرگ به مفهوم پايان زندگي است و برگشت پذيري در آن وجود ندارد.
 از آن جايي که کودکان خردسال در مرحله «تفکر عيني» هستند، بهتر است کلمات و تعاريف «انتزاعي» براي آن ها به کار برده نشود. به عبارت ساده، نگوييم، «پدر بزرگ به ديار فاني رفته است» زيرا اين گروه از کودکان تعبير درستي از «خواب ابدي»  يا «ديار فاني» ندارند و ممکن است خواب نيم روز والدين خود  يا مسافرت هاي کوتاه اعضاي خانواده را با مرگ يکي تلقي کنند و از اين رويدادهاي عادي دچار ترس و وحشت شوند.  هم چنين کودکان پرسش هاي بي شماري درباره مرگ و مراسم خاک سپاري دارند. به طور کلي، کودکان خردسال، اغلب در بحراني از شک و بلاتکليفي بين حقايق و خيالات به سر مي برند که همواره مي تواند براي آن ها اضطراب آور باشد، اما به تدريج که کودک بزرگ مي شود و به مرحله  بالاتري از رشد عقلي خود مي رسد، به حقيقت مرگ  پي مي برد.
گروه دوم، کودکان 9-6 ساله
بيشتر کودکان اين گروه سني مي دانند که هر موجود زنده خواهد مرد، ولي تمايل دارند که مرگ را به ديگران نسبت دهند. هم چنين مي دانند که يک موجود مرده، نيازي به خوردن و آشاميدن ندارد و نمي تواند ببيند، بشنود، حرف بزند و يا احساس کند. کودکان 6 تا  9ساله کمتر از گذشته «افکار جادويي» دارند و کمتر خود را مرکز رويدادها مي دانند. لذا بيش از پيش ديدگاه هاي ديگران را درک مي کنند و مي توانند احساس هم دردي، همدلي و مشارکت بيشتري در دلداري دادن به دوستانشان داشته باشند. برخي از اين کودکان  به ويژه پسربچه ها  از اطرافيان شان ياد مي گيرند که احساسات دروني خود را مخفي نگه دارند و درباره  غم و اندوه شان با کسي حرف نزنند.
گروه سوم، کودکان 9 ساله به بالا
اين گروه از کودکان مفهوم مرگ را درست مثل افراد بالغ درک مي کنند و نسبت به احساسات خود و سايرين در اين زمينه آگاه و هو شيار مي شوند. کودکان 9 سال به بالا برداشت انتزاعي تري از مرگ در ذهن دارند و فقدان فرد از دست رفته را بهتر درک مي کنند، به همين دليل گاهي هم واکنش هاي شديدتري نسبت به مرگ اطرافيان شان از خود نشان مي دهند. کودکان در اين مرحله مي دانند که مرگ براي هر فرد، محتمل، شدني و اجتناب ناپذير است. در نظر داشته باشيد که تنها از 10 سالگي به بعد است که کودکان فرآيند مرگ را مي شناسند و نسبت به آن ديد واقع بينانه اي دارند. دانستن اين موضوع مي تواند به والدين و نزديکان کودک کمک کند تا آن ها، در حد درک و توان کودک از مسئله  مرگ با او رفتار کنند. رفتار والدين، سازنده  افکار و تصورات کودکان است و همين امر موجب آگاهي کودک از مساله مرگ مي شود.
منبع: ماهنامه  تخصصي کودک- باتغيير و تلخيص

 


 پرسه  

 افتتاح مرکز فرهنگي خانواده

مرکز فرهنگي «خانواده» در دانشگاه علوم پزشکي شيراز راه اندازي شد. اين مرکز با هدف ارتقاي آگاهي هاي زوجين نسبت به راهکارها و موانع داشتن يک خانواده سالم و تحقق رشد معنوي در جامعه ايران تاسيس شده است.

جمعيت زنان کمتر از مردان

نسبت جمعيتي زنان کشور از مردان کمتر است و زنان 49/1 درصد از جمعيت کشور را تشکيل مي دهند.
نتايج سرشماري سال 1385 نشان مي دهد که در سال 1385 جمعيت کشور بالغ بر 70 ميليون و 495 هزار و 782 نفر (70495782) بوده است که از اين تعداد 35 ميليون و 866 هزار و 362 نفر مرد و 34 ميليون و 629 هزار و 420 نفر زن بوده اند.

ارتقاي آموزش فني و حرفه اي زنان

99/2 درصد هدف برنامه در آموزش فني و حرفه اي زنان محقق شده است که نسبت به سال گذشته 2 برابر مي باشد. ميزان آموزش فني و حرفه اي غيررسمي زنان به ميزان 585223 هزار نفر ساعت به ميزان 99/2 درصد هدف برنامه محقق شده است. به اين ترتيب آموزش فني و حرفه اي غيررسمي زنان 59/1 درصد از کل اين آموزش ها را تشکيل 23/2 درصد بيش از هدف برنامه محقق شده است. براساس گزارش رسيده از سازمان آموزش فني و حرفه اي کشور، ميزان آموزش فني و حرفه اي غيررسمي زنان در بخش دولتي به ميزان 88646 هزار نفر ساعت معادل 46/5 درصد از هدف  برنامه محقق شده است، در حالي که عملکرد بخش غيردولتي در اين خصوص به ميزان 496577 هزار نفر ساعت معادل 24/4 درصد بيش از هدف برنامه بوده است.
شايان ذکر است: اين عملکرد در بخش دولتي در حدود عملکرد سال گذشته بوده اما در بخش از 2 برابر عملکرد سال گذشته رسيده است.

دردسر شوهر خسيس

بعد از زندگي مستمر بيش از ربع قرن زني 68 ساله دعوي طلاق از همسرش استاد سابق دانشگاه  را نمود و آن به خاطر بخل بيش از حد همسرش بوده است. همسايه ها ديده بودند که آن مرد يخچال خود را قفل کرده و بر آن قفل زده است تا همسرش وقتي که او در خانه نيست از مواد داخل يخچال آنها نخورد و يا از اموالش استفاده نکند. مرد تاکيد داشت که خسيس نبوده و همسرش زني اسراف کار است و وي دست کم روزي 5 جنيه را خرج خوردن مي کند. مشاور طارق ابوزيد رييس دادگاه خانواده حکم به طلاق پيرمرد داد.


 مناسبات حاکم بر سازمان کار 

سازمان ها از فرهنگ جامعه تاثير مي پذيرند. مولفه هاي مرتبط با نابرابري جنسيتي از طريق مناسبات رسمي و غيررسمي بر ساختار رواني زنان و جهت يابي آنان نسبت به کارشان تاثير مي گذارد.اين قبيل نابرابري ها در درون سازمان قبل و بعد از استخدام به اشکال مختلف مانند وجود معيارهاي استخدامي نابرابر، دستمزد نابرابر براي کار يکسان، شانس بيشتر براي بيکاري فرصت نابرابر براي آموزش هاي جانبي، دستيابي نابرابر به منابع توليدي، مشارکت نابرابر در تصميم گيري، امکان نابرابر در ارتقاي شغلي نمودار مي شود.
يکي از مصاديق اين نابرابري در نازل بودن ميزان ارتقاي زنان به سطوح مديريتي مشاهده مي شود. طي سه دهه گذشته(1345-1375)، تعداد مديران از حدود 12هزار نفر در سال 45 به 91 هزار نفر در سال 75 يعني حدود 5/7 برابر رسيده است. در اين ميان تعداد مديران زن از 389 نفر به 2543نفر يعني6/5 برابر رسيده است. در نتيجه نسبت زنان مدير از سال 45 تا 75 نه تنها بهبودي نيافته بلکه کاهش مختصري نيز داشته است. اين در حالي است که سهم زنان شاغل داراي تحصيلات عالي در کل شاغلان زن حدود20برابر شده و از حدود 10 هزار نفر در سال 1345به رقم 389 هزار نفر در سال 1375 رسيده است. پس علت عدم تحرک شغلي زنان به رده هاي مديريتي فقدات تحصيلات عالي آنها نيست.
بررسي ديگري که درباره 50 نفر از مديران سطح بالاي سازمان ها انجام شده نشان مي دهد که اکثريت آنها بر انضباط کاري، وظيفه شناسي و تعهد زنان نسبت به مردان اذعان داشته اند و نيمي از آنان از پرسنل زن راضي تر ازپرسنل مرد بودند. با اين حال، در انتخاب افراد براي رده هاي شغلي بالاتر در ميان مردان و زنان با تحصيلات و تجربه مساوي، مردها را ترجيح مي دهند.
از آن جا که مديريت جزو خصوصيات فرد کارآفرين است،عدم ارتقاي زنان به مواضع مديريتي موجب مي شود ساختار رواني و نظام شخصيتي آنها در زمينه فعاليت هاي کارآفرينانه شکوفا نشود. ويژگي هايي که براي يک مدير موفق برشمرده مي شود عبارتند از سائق قوي براي قبول مسووليت و تکميل وظايف، پافشاري و پشتکار در تعقيب اهداف، ابتکار در حل مسائل، اعتماد به نفس و احساس هويت فردي، تمايل به پذيرفتن عواقب تصميم ها و اعمال، آمادگي براي پذيرش و جذب فشار رواني،تحمل ناکامي و توان نفوذ در ديگران و ظرفيت سازمان دادن نظام هاي تعامل اجتماعي براي هدفي که در دست است.
حتي در موارد محدودي که امکان تصدي زنان در امر مديريت به وجود مي آيد،گاه مشاهده مي شود که آنان بر اساس تصور ضعيفي که از توانايي هاي خود دارند از به عهده گرفتن مسووليت هاي خطير امتناع مي ورزند.
تحت تاثير جنبه هاي ديگري از نابرابري جنسيتي که در سازمان کار وجود دارد، امکان کسب تجربيات شغلي جديد براي زنان محدود مي شود. به منظور بسط استعداد يادگيري، لازم است افراد هر چه بيشتر خود را در محيط هاي اثباتي متفاوت درگير نمايند و آنها را آن چنان دروني سازند تا بتوانند نقشه شناختي وسيع تري از محيط هاي مختلف کسب نمايند. نفوذ متقابل الزامات مربوط به محيط هاي چندگانه باعث افزايش ظرفيت اجرايي انسان مي شود.
اين در حالي است که زنان براي تجربه محيط هاي شغلي متفاوت اغلب با محدوديت مواجه هستند. براي مثال، امکان بهره مندي از فرصت هاي شغلي جانبي مانند ماموريت هاي شغلي داخل و خارج از کشور براي زنان کمتر است.از آن جا که يکي از ويژگي هاي فرد کارآفرين آمادگي دائم براي آموختن است،بنابراين محدوديت تحرک شغلي و از دست دادن فرصت آموزش هاي مکمل و غيررسمي از قابليت هاي شناختي و اجرايي زنان براي کارآفريني مي کاهد.

 


 کدبانوي خانه  

خانم هايي که بيرون ازخانه کار مي کنند و وقتي ظهر به خانه ميآيند، فرصت پختن برنج را ندارند، و يا اين که دوست ندارند از شب قبل برنج آماده کنند، مي توانند از اين روش کمک بگيرند: صبح يا شب قبل برنج را آبکش کنيد، البته کمي آن را خشک برداريد، سپس ته ديگ برنج را آماده کرده و برنج را داخل قابلمه بريزيد و قابلمه را داخل يخچال قرار دهيد، ظهر برنج را کمي آب و روغن دهيد و آن را دم کنيد حالا تا سالاد را آماده کنيد، برنج هم دم کشيده است.
براي از بين بردن بوي سوختگي برنج 
1- يک تکه نان روي برنج قرار دهيد و موقع کشيدن، نان را برداريد.
2- يک عدد پياز را پوست کنده و در داخل برنج فرو کنيد پياز بوي سوختگي را بخود مي گيرد.
آب برنج براي بچه ها 
 وقتي مي خواهيد برنج را آبکش کنيد يک ليوان از آب آن را برداريد و با يکي دو قاشق ماست مخلوط کنيد. اين آب برنج درصورتي که شور نباشد براي بچه ها خيلي مفيد است.
اگر برنج شما شور شد 
 اگر قبل از آب کش کردن برنج متوجه شديد، که برنج شما شور شده است موقع آبکش کردن برنج آب بيشتر روي برنج داخل آبکش بريزيد . اما اگر بعد از آبکش کردن برنج متوجه شوري آن شديد ديگرچاره اي براي برطرف کردن شوري آن نداريد. مگر اينکه خورش را بي نمک درست کنيد.
اگر برنج شما بي نمک شد 
اگربراثر فراموشي برنج تان بي نمک شد اصلا نگران نباشيد، موقع کشيدن برنج مقدار مورد نياز نمک را با مقدار بسيار کمي آب و روغن مخلوط کنيد و روي برنج بريزيد. با اين کار بي نمکي برنج شما رفع مي شود هرگز نمک را مستقيم در روغن نريزيد، زيرا نمک در روغن حل نمي شود.
براي خوشمزه تر شدن شير برنج 
اگرمي خواهيد شير برنج شما خوشمزه تر شود، برنج را با شير خيس کنيد. اين کار باعث مي شود که شير برنج شما خوشمزه تر شود.
براي خوشمزه تر شدن شويد پلو 
براي اينکه شويد پلوي شما خوشمزه تر شود مي توانيد از ادويه مخصوص پلو که سبزرنگ است و (در عطاري ها موجود مي باشد) استفاده کنيد بعد از آبکش کردن برنج کمي ادويه لابه لاي برنج بپاشيد.
 از بين بردن بوي نامطبوع برنج 
اگر به هر دليلي برنج خشک شما بو گرفت برنج را روي يک سطح پهن کنيد. البته بايد حتما در سايه باشد تا بوي نامطبوع برنج از بين برود. زيرا اگر برنج را جلوي نورآفتاب قرار دهيد باعث خرد شدن برنج مي شود و برنج حالت خود را از دست مي دهد و وقتي آن را داخل آب جوش مي ريزيد از هم پاشيده مي شود.
بر طرف کردن بوي پياز از کارد 
اگر کارد شما بوي پياز مي دهد، با کارد هويج را حلقه حلقه ببريد. با اين کار بوي پياز از بين مي رود.
آيا مي دانيد که آمونياک معجزه مي کند 
 هرگاه هنگام شستن ظروف، چند قطره آمونياک درون آن بريزيد هر چربي از ظرف بلوري، چيني، فلزي و غيره پاک مي شود در ضمن آمونياک به پوست دست نيز در مقايسه با مواد پاک کننده و شيميايي قوي، آسيبي نمي رساند.
 تميز کردن ظرفي که در آن غذا سوخته است 
 اگرغذا به ته قابلمه چسبيده، هرگز کارد، قاشق يا کفگير فلزي براي پاک کردن آن به کار نبريد. کافي است آن را از آب گرم پر کنيد و مقداري نمک نيز به آن اضافه کنيد. اگرغذا خيلي محکم به قابلمه چسبيده است، مقداري سرکه در آن بريزيد و بجوشانيد تا کاملا پاک شود.