نسخه شماره 1866 - 1387/05/20 -

  اولويت مشکلات زنان 
نويسنده : دکتر زهره الهيان

مسائل زنان در کشور نيازمند همراهي قانون گذاران و فرهنگ سازان است تا در وجه حمايتي و فرهنگ سازي گام هاي موثري برداشته شود.
يکي از مسائل اساسي جهان فعلي که درباره آن بسيار مانور مي دهند و تبليغات فراواني پيرامون آن صورت مي گيرد موضوعات و مسائل مربوط به زنان است.
البته بديهي است که اين همه پرداختن به موضوع زنان، نشان دهنده اهميت موضوع است اما اين که چقدر اين پرداخت ها واقعي و به دور از نگاه صرفا تبليغي است جاي تامل دارد زيرا با توجه به حجم توجه آثار همراه با آن مشاهده نمي شود و همين نشان مي دهد در اين فرايند خللي وجود دارد که مطمئنا قابل کشف و رفع است.
در عرصه جهاني هم حتي در سطح مجامع بين المللي، موضوع زنان جزو اولويت هاست و ميزان توجه به مسائل زن در زمره شاخص هاي رشد يک کشور قرار دارد. اما مساله مهم اين است که اين شاخص ها تا چه اندازه با فرهنگ و نوع بينش و تفکر کشور ميزبان هم خواني دارد.
از آن جايي که امروزه به بسياري از موضوعات به صورت جهاني نگريسته مي شود اين سوال مطرح مي گردد که  تا چه ميزان  اين نگاه در همه نقاط جهان مي تواند پاسخگوي مشکلات زنان باشد و آيا طرح يک راه و روش براي حل مساله اي در شرايط محيطي اجتماعي فرهنکي گوناگون عاقلانه است؟
اين سوال مهمي است که بارها از طرف انديشمندان حوزه علوم اجتماعي و انساني مطرح شده و کمتر پاسخي براي آن بيان شده است.
البته علت اين عدم توجه به چنين سوال مهمي هم جاي تامل دارد. واقعيت امر اين است که تا کنون يک حرکت همه جانبه نگر مبتني بر حل مساله صورت نگرفته است و عموم اقدامات، يک بعدي و بر اساس يک تفکر محوري خاص صورت گرفته است. تفکري که لزوما نمي تواند همه ابعاد مشکلات زنان را در سراسر جهان در بر بگيرد و اين آغاز همان انحراف جهتي است که در مورد مسائل زنان پيش مي آيد.
متاسفانه در حال حاضر همين رويکرد بي توجه به مقتضيات فرهنگي اجتماعي هر کشور موجب ايجاد تعارض بين پيگيري کنند گان مسائل زنان با جريان معمول گرديده است که اگر در اين بين حرف درست و حقي هم مطرح شود در زمره همان مباحث هميشگي بي ضابطه قرار مي گيرد و مورد اقبال قرار نگرفته و از سوي مردم و مسوولين هر کشور چندان بدان بها داده نمي شود.
اين نتيجه اي قابل پيش بيني است و نقاط آسيب زاي انديشه هاي ابتدايي مطرح شده را نمودار مي سازد. البته در بيشتر مباحث علوم انساني و اجتماعي توجه به بومي کردن مباحث و يافته ها براي نزديک شدن به فرهنگ همان جامعه به عنوان ضرورتي انکار ناپذير مطرح مي شود.
اکنون سال هاي متمادي است که زنان بسياري در سراسر عالم دچار رنج ها و مشکلات فراواني در عرصه هاي گوناگون هستند و در انتظار اين به سر مي برند که دستي براي امدادشان بر خيزد و آنان را برهاند. اما اين که کدام دست ياريگر توانايي اين امر را دارد نامعلوم است.
قوانين بين المللي زماني کارايي دارند که همه ملت ها را در نظر گرفته باشد و با بيان قلدرانه موجب پديدار شدن مشکلات بيشتري براي عموم نگردد.
اعتبار قوانين هم به کارايي آن قوانين و رعايت جوانب درست و صحيح مساله است.

راه چاره چيست ؟

اين که با يک حرکت غير عاقلانه و لجوجانه بر مواضع کلي و بدون ظرافت نگري خود پا فشاري کنيم و در برابر همه بايستيم؟ يا اين که مسائل زنان را طوري طرح کنيم و پي گيري نمائيم که همراهي جمعي را به دنبال داشته باشد و در اين ميان فرهنگ هاي ملي و بومي هم محترم شمرده شود؟
البته اين حرکت زمان و انديشه هاي خلاق پويا و صبوري را که عجولانه تصميم نمي گيرند و عمل نمي کنند، مي طلبد.
در کشور ما نيز تا کنون اين گونه بوده که توجه به وجه بومي مسائل زنان به حاشيه رفته و مسائل زنان اهداف جهاني آن را دنبال کرده است، که نتيجه آن هم معلوم است.
بديهي است که مسائل زنان در کشور ما بايد پيگيري شود و نيازمند همراهي قانون گذاران و فرهنگ سازان است تا در وجه حمايتي و فرهنگ سازي گام هاي موثري برداشته شود.
اما صرف حرکت هاي ايذايي، تبليغاتي و رسانه اي آن هم براي اهدافي که گاها رنگ و بويي از مسائل و مشکلات حقيقي زنان ما ندارند يک حرکت غيرعاقلانه است و نه تنها کمکي به حل معضلات نمي نمايد بلکه عرصه را براي آگاهان و برنامه ريزان دلسوز حوزه زنان هم تنگ مي کند.
پس از پيروزي انقلاب قدم هاي بسياري در جهت رفع مسائل زنان برداشته شده است و لازم است با توجه کامل به دانش و انديشه ملي و مفاهيم انساني و اسلامي بومي همين سرزمين اين رشد ادامه يابد.
رشدي که ريشه در همين سرزمين دارد و طفيلي عوامل بيروني نيست.
مهم ريشه دار بودن تغيير است و تغييري که ديروز و امروز ما در آن در نظر گرفته نشود چندان پايدار و پر ثمر نخواهد بود.
 دبير کميته بانوان اصولگرايان تحول خواه


نسخه چاپي ارسال به دوستان