نسخه شماره 2084 - 1388/03/09 -

 ميرحسين موسوي را نامزد شايسته اي براي تغيير مي دانيم
 بيانيه 71نفر از استادان علوم سياسي و روابط بين الملل دانشگاه هاي کشور 

اهميت سرنوشت ساز و حساسيت انکارناپذير شرايط امروزين اين ملت تاريخ ساز  است که براي نخستين بار در عمر يک صد و ده ساله دانش سياست در ايران ، استادان علوم سياسي اين ديار را به صدور اين بيانيه وا داشته است.
تحولات تاريخ معاصر ايران گوياي آن است که به رغم اهميت انکارناپذير اهتصاد و تحولات اجتماعي و فرهنگي، سرنوشت اين ملت با تحولات بين المللي و ساختارهاي سياسي داخلي سخت پيوند خورده است. گرچه بسياري تلاش کرده اند، شان دانش سياست را به گردآوري اطلاعات براي تاييد نگرش هاي حاکم و يا گرايش هاي سياسي خاص فروگاهند، اما تجربه تاريخي اين ملت نشان داده که عدم بهره گيري درست از يافته هاي اين دانش شگرف سبب ناتواني نخبگان در بهره برداري درست از تحولات بين المللي، عدم شکل گيري ساختارهاي کارامد سياسي و در نتيجه بروز مشکلاتي در جامعه ايران شده است.
نگاهي گذرا به تاريخ معاصر نشان مي دهد که تمامي نقاط عطف تاريخ ايران با نقاط عطف تاريخ جهان همزمان و مرتبط بوده است. عدم بهره برداري درست نخبگان ايراني از موقعيت هاي حساس بين المللي و فقدان ساختارهاي سياسي کارامد براي بهره گيري درست از اين شرايط، گاه ايرانيان را به پرتگاه هايي بزرگ کشانده است، و تنها سياستمداران و متفکران بزرگ بوده اند که هطار اين ملت را از پرتگاه سقوط نجات بخشيده و جايگاه تاريخ ساز آن را احيا کرده اند. در سرآغاز هرن نوزدهم ميلادي، تغيير شرايط بين المللي و عدم درک صحيح سياستمداران وهت از تحولات سرنوشت ساز زمانه بود که زمينه ساز شکست هاي ايران در جنگ هاي ايران و روس و آغاز انحطاط بزرگ در اين جامعه بود. وضعيتي مشابه نيز موجب اشغال ايران در جنگ جهاني دوم و شکست نهضت ملي ايران در ابتداي دهه 1330 گرديد.
امروز نيز در شرايطي هرار داريم که نظام بين الملل در آستانه تغييرات اساسي و دوران ساز است. اين دگرگوني مانند ديگر نقاط حساس تاريخ جهان، فرصت هايي بزرگ و در عين حال مخاطراتي عظيم براي ما آفريده است که نخبگان و تصميم سازان مي توانند با شناخت و بهره گيري درست از آنها، زمينه جهشي بلند را فراهم سازند و يا با تشخيص و عمل نادرست، ضمن از دست دادن اين فرصت تاريخي، مشکلاتي ريشه دار و عميق براي جامعه ايران به بار آورند. نمود و بروز اين شرايط حساس در نکات ذيل متجلي شده است که توجه مردم، محققان، دانشمندان و دانشجويان علوم سياسي و روابط بين الملل را به آنها جلب مي کنيم:
1- با بروز بحران اهتصادي جهاني، شرايط براي تغيير اقتصاد سياسي نيز، چه در عرصه داخلي و چه در صحنه جهاني فراهم گرديده است. مواضع جديد در سياست خارجي آمريکا و نيز جهت گيري هاي تازه در سياست خارجي اروپا، روسيه و چين نشانگر آن است که دگرگوني ريشه اي در نظام بين الملل در حال شکل گيري است. بهره گيري درست از امکاناتي که در نظام بين الملل جديد به وجود آمده نيازمند ارائه چهره اي مثبت و جذاب از دولت ايران است. شرايط تاريخي کنوني به گونه اي که بهره گيري درست و خردمندانه از آن مي تواند به ارتقا» جايگاه جهاني ايران بيانجامد و زمينه ساز جهشي بزرگ و تاريخي را در عرصه هاي گوناگون باشد. 
2- در زماني که با افزايش سطح تحصيلات مردم و طبقه متوسط، زمينه فکري و اجتماعي توسعه سياسي پايدار و آرامش متداوم سياسي فراهم گرديده است، ديگر نمي توان عرصه سياست را به صحنه رقابت هاي موقتي انتخاباتي و کشمکش هاي پرمخاطره محدود کرد و با امنيتي کردن تمامي مسائل خرد و کلان سياسي موجبات فضاي پرفشار سياسي و گريز دانشمندان و اهل تفکر را از عرصه سياست فراهم ساخت. هم اکنون زمان آن است که با نهادينه کردن دمکراسي و مردم سالاري، ريشه دار کردن احزاب سياسي و ديگر نهادهاي جامعه مدني، سياست را به عرصه تعاملات مثبت و عقلايي برترين نخبگان اجتماعي بدل کرد و از حاکميت روش هاي عوامانه، غيرعقلايي و غيردمکراتيک که هم اکنون بخش مهمي از مردم و نخبگان را از صحنه سياست به دور ساخته است، اجتناب کرد.
3- در شرايطي که بخشي از استعدادهاي سرشار نسل جوان و تحصيل کرده در کشور به دليل محدوديت هاي اعمال شده در حوزه انديشه و مطبوعات و دانشگاه ها، از موطن خود مهاجرت کرده و يا به عرصه هايي کشيده شده اند که با سطح تحصيلات و خواسته ها و توانايي هاي آنها ناهمخوان است، و در شرايطي که برخي از استادان برجسته به اشکال گوناگون از دانشگاه ها و موسسات پژوهشي رانده شده اند، تغيير وضعيت و پديد آوردن فضاي آزاد سياسي، فکري و مطبوعاتي، استعدادهاي نهفته بسياري را شکوفا کرده و زمينه را براي يافتن راه هاي اعتلاي اين سرزمين فراهم خواهد کرد. شان و اهميت و تاثيرگذاري دانش سياست کمتر از دانش هسته اي و دانش سلول هاي بنيادي نيست، اين دانش در آزادي شکوفا خواهد شد و اين شکوفايي، بزرگي و شکوه جامعه ايران را به دنبال خواهد داشت.
در اين شرايط حساس تاريخي، با تاکيد ضرورت ايجاد تغيير در شرايط سياسي کشور، بر شرکت گسترده مردم و دانشجويان و اهل دانش سياسي در انتخابات تاکيد مي نماييم. شرکت گسترده مردم در انتخابات تنها تشريفاتي براي تاييد سياست سازان امروزي نيست، که تلاشي براي تاثير در آينده جامعه است که نشان خواهد داد که تنها راه ايجاد تغيير مثبت و سازنده در شرايط کنوني سياسي انتخابات است و ديگر عصر مناهشات پرفشار و خشونت آميز براي تغيير سياسي گذشته است. در واهع رياست جمهوري نهادي است که مي تواند منشا تحولاتي بزرگ در جامعه ايران شود، از اين رو معتقديم که کسي که سکاندار اين نهاد مي شود، بايد:
حوزه سياسي را چنان بازسازي کند که با رفع موانع ساختاري موجود و انتخاب وزيران و مديران مجرب و شايسته، از تمام ظرفيت هاي قانوني خود براي اداره امور بهره گرفته، جايگاهي شايسته براي مقام رياست جمهوري ايجاد کند; حرمت انسان، زندگي خصوصي و شهروندي به سادگي و بهانه هاي واهي نشکند; جامعه مدني از تاخت و تاز بي محاباي نهادهاي دولتي و حضور سنگين آن رهايي يابد; ارکان دموکراسي استوارتر و فرايند آن نهادينه تر شود; اجماع و انسجام ملي جايگزين تشتت ها و تنش هاي فزاينده شود; و در سايه امنيت آفرين و آرامش بخش قانون، اعتماد به دولت جانشين ترس از آن شود که چنين ترسي را آفات بسيار است.
حوزه ديوانسالاري را چنان بازسازي کند که دسترسي آسان، برابر و عادلانه همه شهروندان به خدمات اداري امکان پذير شود; تخصص، تجربه و شايسته سالاري به صورت تنها و دست کم مهمترين معيار استخدام و ارتقاي کارکنان دستگاه هاي دولتي درآيد; و مهمتر از همه، شاخص فساد اداري به اندازه قابل قبول کاهش يابد.
حوزه اهتصاد را چنان بازسازي کند که دخالت، مالکيت و فعاليت اهتصادي دولت به سياستگزاري، نظارت و حمايت تبديل شود، چه بدون انجام اين مهم: بساط رانت و رانت خواري برچيده نمي شود; فعاليت اقتصادي نهادهاي دولتي و شبه دولتي، و اختلالات ناشي از آن پايان نمي يابد; پرونده واگذاري شرکت هاي دولتي به فرجام درستي نمي رسد; بهره برداري هاي سياسي و پوپوليستي از درآمدهاي نفتي تداوم خواهد يافت; تدبير براي استفاده از منابع، فرصت ها و امکان هاي اقتصادي ملي، منطقه اي و جهاني براي کسب جايگاه شايسته در نظام اقتصادي جهاني جايگزين بي تدبيري ها نمي شود. به بيان ديگر، اقتصاد سياسي اين ديار به گونه اي سامان يابد که قاعده بازي سياسي هاعده مولد و سازنده بازي اقتصادي را برهم نزند.
حوزه فرهنگ را چنان بازسازي کند که دست اندازي به گنجينه عظيم و غني فرهنگ، از جمله ارزش هاي ديني تعديل و مهار شود. سياست زدگي  فرهنگ و تصدي گري دولتي آفت اصلي فرهنگ ما است که پويائي و زايائي آن را زايل مي کند. دنيايي که مرزهاي آن نفوذپذيرتر مي شود و بستارهاي آن بي وهفه فرومي ريزد، سياستي فرهنگي مي طلبد که بتواند بستر مناسبي براي توليد و تعامل فرهنگي در سطح فروملي- ملي - فراملي فراهم کند تا ايراني هم بتواند جهاني بينديشد و محلي عمل کند. تبديل شدن فرهنگ دولتي به دولت فرهنگي نيازمند چنين سياستي است.
حوزه سياست خارجي را چنان بازسازي کند که دستگاه تصميم سازي و تصميم گيري بر ساختاري عقلاني استوار شود تا بخواهد و بتواند تصويري درست، واهع بينانه و روزآمد از نظام بين الملل و جايگاه ايران در آن ترسيم کند. اگر چنين تصويري بنياد بازانديشي استراتژيک در جريان تصميم سازي سياست خارجي شود: منافع شخصي- گروهي- جناحي جاي منافع ملي نمي نشيند; منافع ملي فداي ماجراجويي هاي پرهزينه نمي شود; فرصت سوزي ها جاي خود را به فرصت سازي و بهره برداري از فرصت ها مي دهد تا ايران نه به عنوان نماد ستيزه جويي، که به عنوان مظهر و منادي اصلي صلح و همسازي و عدالت جويي در ذهن جهانيان معرفي گردد.
نکات فوق و شرايط حاکم بر سياست داخلي و خارجي ايران، حکايت از آن دارد که امروزه تغيير، بيش از پيش ضرورت يافته است. رييس جمهور آينده بايد ضمن درک ضرورت تغيير، عزم راسخ و تجربه کافي براي انجام اين مهم داشته باشد. او بايد با ايجاد اجماع نسبي ميان نخبگان و فرهيختگان، ظرافت و مهارت خاصي در بهره برداري از امکان ها و فرصت هاي داخلي و بين المللي براي دگرگون کردن ساختار بيمار و آشفته دولت و ترميم جايگاه بين المللي ايران داشته باشد. در چنين شرايط حساسي که گزينشي مهم فراروي ايران و ايراني هرار گرفته است، استادان علوم سياسي اين ديار بر آن شدند تا تخصص خود را در اختيار تعهد ديني- ميهني خود هرار داده، اعلام کنند که ميرحسين موسوي را نامزد شايسته اي براي انجام تغيير مي دانند.
اسامي استادان امضا کننده به ترتيب حروف الفبا:
1- دکتر شجاع احمدوند، دانشگاه علامه طباطبايي
2- دکتر عليرضا اسلامي، دانشگاه آزاد اسلامي
3- دکتر کيومرث اشتريان، دانشگاه تهران
4- دکتر جواد اطاعت، دانشگاه شهيد بهشتي
5- دکتر سيد حسين اطهري، دانشگاه فردوسي مشهد
6- دکتر رضا اکبري نوري، دانشگاه آزاد اسلامي
7- دکتر آرمين اميني، دانشگاه آزاد اسلامي
8- دکتر علي اکبر اميني، دانشگاه آزاد اسلامي
9- دکتر منصور انصاري، موسسه امام خميني
10-  دکتر فردين باهري، دانشگاه آزاد اسلامي
11- دکتر مجيد بزرگمهري، دانشگاه بين المللي امام خميني
12- دکتر عليرضا بهشتي، دانشگاه تربيت مدرس
13- دکتر محمدرضا تاجيک، دانشگاه شهيد بهشتي
14- دکتر حسين تفضلي، دانشگاه آزاد اسلامي
15- دکتر رضا جلالي، دانشگاه آزاد اسلامي
16- دکتر محمد جمالي، دانشگاه مازندران
17- دکتر احمد جوانشيري، دانشگاه فردوسي مشهد
18- دکتر نقي حسيني، دانشگاه فردوسي مشهد
19- دکتر سيد صادق حقيقت، دانشگاه مفيد
20- دکتر احمد خالقي، دانشگاه تهران
21- دکتر کابک خبيري، دانشگاه آزاد اسلامي
22- دکتر رحيم خستو، دانشگاه آزاد اسلامي
23- دکتر محمد علي خسروي، دانشگاه آزاد اسلامي
24- دکتر محسن خليلي، دانشگاه فردوسي مشهد
25- دکتر علي اصغر داودي، دانشگاه آزاد اسلامي
26- دکتر بابک در بيگي، دانشگاه آزاد اسلامي
27- دکتر فرهاد درويشي، دانشگاه بين المللي امام خميني
28- دکتر علي ربيعي، دانشگاه پيام نور
29- دکتر جليل رحيمي، دانشگاه فردوسي مشهد
30- دکتر محمد جواد رنجکش، دانشگاه فردوسي مشهد
31- دکتر عبدالله رمضان زاده، دانشگاه تهران
32- دکتر مهدي رهبري، دانشگاه مازندران
33- دکتر صادق زيباکلام، دانشگاه تهران
34- دکتر احمد ساعي، دانشگاه تهران
35- دکتر حسين سليمي، دانشگاه علامه طباطبايي
36- دکتر هادي سمتي، دانشگاه تهران
37- دکتر اردشير سنايي، دانشگاه آزاد اسلامي
38- دکتر کاووس سيد امامي، دانشگاه امام صادق
39- دکتر وحيد سينايي، دانشگاه فردوسي مشهد
40- دکتر حميد رضا شيرزاد، دانشگاه آزاد اسلامي
41- دکتر سيد جواد صالحي، دانشگاه شيراز
42- دکتر برزين ضرغامي، جهاد دانشگاهي
43- دکتر سيد علي طباطبايي، دانشگاه آزاد اسلامي
44- دکتر مسعود غفاري، دانشگاه تربيت مدرس
45- دکتر محمد جواد غلامرضا کاشي، دانشگاه علامه طباطبايي
46- دکتر يحيي فوزي، دانشگاه بين المللي امام خميني
47- دکتر داراب فولادي، دانشگاه آزاد اسلامي
48- دکتر داود فيرحي، دانشگاه تهران
49- دکتر جعفر هامت، دانشگاه آزاد اسلامي
50- دکتر اهدس هاسمي، دانشگاه فردوسي مشهد
51- دکتر علي اصغر هاسمي، فردوسي مشهد
52- دکتر محمد تقي هزلسفلي، دانشگاه مازندران
53- دکتر رحمان ههرمان پور، مرکز تحقيقات استراتژيک
54- دکتر علي کريمي مله، دانشگاه مازندران
55- دکتر مصطفي کواکبيان، دانشگاه علامه طباطبايي
56- دکتر الهه کولايي، دانشگاه تهران
57- دکتر اصغر کيوان حسيني، دانشگاه فردوسي مشهد
58- دکتر احمد گل محمدي، دانشگاه علامه طباطبايي
59- دکتر احمد محقر، دانشگاه فردوسي مشهد
60- دکتر محمد مهدي مجاهدي، دانشگاه مفيد
61- دکتر محسن مديرشانه چي، دانشگاه فردوسي مشهد
62- دکتر سيد علي مرتضويان، دانشگاه آزاد اسلامي
63- دکتر جواد معين الديني، دانشگاه آزاد اسلامي
64- دکتر مجتبي مقصودي، دانشگاه آزاد اسلامي
65- دکتر مرتضي منشادي، دانشگاه فردوسي مشهد
66- دکتر عباس منوچهري، دانشگاه تربيت مدرس
67- دکتر مير طيب موسوي، دانشگاه آزاد اسلامي
68- دکتر بابک نادرپور، دانشگاه آزاد اسلامي
69- دکتر عبدالامير نبوي، پژوهشکده مطالعات فرهنگي اجتماعي
70- دکتر احمد نقيب زاده، دانشگاه تهران
71- دکتر بهرام نوازني، دانشگاه بين المللي امام خميني


نسخه چاپي ارسال به دوستان