نسخه شماره 2404 - 1389/04/27 -

 نشانه ها و درمان کودکان ناسازگار 

رفتارهاي ناسازگارانه

رفتارهايي هستند که با نظر پدر و مادر، اطرافيان و جامعه سازگاري ندارد.رفتار فرزندان ناسازگار احساس بسيار بدي را در اطرافيان ايجاد مي کند به طوري که خود نيز تحت تاثير واکنش هاي ناخوشايند آن، از سوي ديگران واقع مي شوند. روانشناسان معمولا رفتارهاي ناسازگار را در سه طبقه تقسيم بندي مي کنند اختلال بيش فعالي و کمبود توجه،اختلال لجبازي و نافرماني، اختلال سلوک گرچه شباهت هاي زيادي بين آنها وجود دارد، ولي ويژگي هاي متمايز کننده اي هم در آن ها به چشم مي خورد.ممکن است علايم هر سه طبقه در يک کودک ديده  شود که براي آشنايي بيشتر به رفتارهاي هر کدام اشاره مي کنيم.

کودکان بيش فعال و کمبود توجه 

نمي توانند رفتارشان را کنترل و تنظيم کنند. نمي توانند رفتارهاي هماهنگ و مناسب با اطرافيان، از خود نشان دهند با علامت هايي مثل کم توجهي، حواس پرتي و کمبود تمرکز همراه هستند. در کارهايي که به آنها علاقه و مهارت داشته باشند، هيچ تفاوتي با همسالان خود ندارند. خيلي سريع توسط محرک هاي خارجي دچار حواس پرتي مي شوند واز کار وظيفه اصلي خود(غالبا تکاليف مدرسه) باز مي مانند. اغلب وسايلشان را گم مي کنند و فراموشکارند.مرتب حرکت مي کنند و آرام و قرار ندارند. ميان صحبت ديگران مي پرند و تامل ندارند. نوبت را رعايت نمي کنند. سريع از کوره در رفته و اشيا را به سوي ديگران پرتاب مي کنند. رفتارهاي جسورانه و خطرناکي از خود نشان مي دهند. در توجه به جزئيات ناتوانند.
در صحبت کردن مستقيم با آنان،به نظر مي رسد به گوينده توجهي ندارند  گوش نمي کنند. قادر به پي گيري دستورات نيستند و کارها را نيمه کارها رها مي کنند. از کارهايي که نياز به تلاش ذهني دارد اجتناب مي کنند.

کودکان لجباز و نافرمان

رفتارهاي منفي و نابهنجار از آنها زياد ديده مي شود. از قوانين روزمره سرپيچي مي کنند. زود قهر مي کنند و قشقرق به راه مي اندازند. با بزرگترها بيش از حد بحث و جدل مي کنند. ديگران را در امور مقصر مي دانند و از آزار و اذيت و ناسزاگويي به آنان دريغ ندارند. عصباني و زود رنج اند. رفتارهاي خشونت آميز دارند. کينه توز و انتقام گيرنده اند.

کودکان اختلال سلوک 

معمولا به حقوق ديگران تجاوز مي کنند. رفتارهايي مانند قلدري و تهديدي ديگران دارند. در نزاع و کتک کاري از وسايل خطرناک مانند چاقو و ... استفاده مي کنند. معمولا دست به سرقت مي زنند. به اموال عمومي و ديگران تخريب مي رسانند. فرار از خانه و مدرسه در آنها بيشتر ديده مي شود.

علل و انگيزه هاي ناسازگاري فرزندان

1-علل ارثي
گروهي معتقدند بسياري از ناسازگاري هاي کودکان ريشه در سرشت و طينت آن ها دارد که به همراه ژن از طريق والدين به آن ها منتقل مي شود.
2-علل زيستي 
مانند نقص عضو، اختلال در بينايي و شنوايي و اختلال در مغز و دستگاه هاي عصبي در قبل يا حين يا بعد از تولد مي تواند از ديگر عوامل باشد.
3-علل رواني
مانند وجود فشارهاي دروني، ميل به استقلال، وجود تعارض و کشمکش در زندگي روزمره خصوصا زماني که کودک خود را بي پناه و بدون پشتوانه احساس کند، عادات عصبي مانند ناخن جويدن و انگشت مکيدن و... در او مشاهده مي شود.
4-علل عاطفي
مانند احساس محروميت از محبت والدين، ناکامي از دستيابي به اهداف مورد علاقه، ولادت کودک جديد در خانواده، عدم امنيت عاطفي به هر دليل ممکن.
5. علل اجتماعي
مانند نابساماني و اختلاف و درگيري بين اعضاي خانواده، متارکه والدين، بدآموزي از الگوهاي خانه و مدرسه و جامعه، عدم مقبوليت در بين ديگران، يادگيري رفتارهاي نامطلوب از گروه همسالان، عدم نظارت کافي والدين، عدم وجود قانون منصفانه و قاطع در خانه و مدرسه، مشکلات اقتصادي و ....
6. علل تربيتي
مانند عدم يا افراط محبت، ناهماهنگي بين عاملان تربيتي در خانه و مدرسه و جامعه، برآورده کردن تمام خواسته هاي کودک بدون چون و چرا و يا بالعکس، تنبيه بدني و آزارهاي رواني، مقايسه و تحقير و سرزنش کودک و ...

نحوه برخورد با کودکان ناسازگار

اگر خود تحت فشارهاي رواني ناشي از زندگي و کار قرار داريم و نمي توانيم رفتار و گفتار خود را کنترل کنيم، بهتر است قبل از انجام هرکاري در مورد فرزند به فکر روشي براي کنترل فشارهاي خود باشيم که تحقيقات نشان داده است اگروالدين بتوانند برخي رفتارهاي خود را تغيير دهند فرمانبري کودک بيشتر خواهد شد. افکار غلط و انحرافي درباره فرزند خود نداشته باشيم. مثلا فرزندم اين کار را مي کند تا حرص مرا در بياورد. يا او باعث تمام مشکلات در خانه است. چنين افکاري زمينه به وجود آمدن احساس بسيار بد را نسبت به فرزند مهيا مي کند و يقينا بر رفتار ما و او اثر منفي مي گذارد. به جاي سخنراني و بحث و جدل، کوتاه و موثر با لحني محکم ولي در کمال آرامش به او گوشزد کنيم که رفتارش در ما چه تاثيري گذاشته و اگر از اين رفتار خود دست برندارد چه عاقبتي در انتظار اوست. انجام دادن خواسته هايمان را وظيفه او ندانيم بلکه بعد از انجام دادن دستوراتمان او را با کلام و هداياي مورد علاقه تشويق نماييم. عوامل مشکل ساز را شناسايي و در جهت رفع آنها اقدام کنيم. به نيازهاي جسمي، عاطفي، رواني، اجتماعي، اقتصادي فرزندان بيشتر توجه کنيم. سعي کنيم فرصتي را ايجاد کنيم تا کودکان بتوانند نسبت به رفتارهاي نامناسب خود فکر کنند. ارتباط خود را با مدرسه و مسوولان بيش از پيش تقويت کنيم. از تنبيه بدني اکيدا خودداري نموده و در صورت نياز از محروم سازي هاي کوتاه مدت استفاده کنيم. از سرزنش و تحقير کردن و مقايسه فرزندان جدا خودداري کنيم.
منبع:آکا ايران


نسخه چاپي ارسال به دوستان